تماس با ما

مهمان گرامی،

ضمن عرض خیر مقدم ، به اطلاع می رسد که تماس با ما از طریق ایمیل آدرس ها و فرم زیر امکان پذیر است ، ضمنا” ارسال هر مطلب یا عکس کمتر از ۱MB نیز مقدور می باشد.

با سپاس

info@abkenarema.ir

abkenarema@gmail.com

 ارسال پیام به شماره ۰۹۱۲۲۱۱۹۹۵۸ از طریق پیام رسان های:

Viber – WhatsApp- imo -Telegram – Line

نام شما (الزامی)

آدرس پست الکترونیکی شما (الزامی)

موضوع

پیام شما

بار گذاری فایل تا 1 MB

 

 

Print this pageEmail this to someoneTweet about this on TwitterShare on Facebook

13 فکر می‌کنند “تماس با ما”

  1. به نام حضرت دوست
    ای خانۀ دلدار که از بیمِ بداندیش / روی از تو همی تافته و دل به تو دارم /
    روتافتنم را منگر زانکه به هر حال / جان بهرِ تو می بازم و منزل به تو دارم .
    هرگاه که به سایت وزینِ « آبکنار ما » سری می‌زنم تا از اوضاع و احوالِ زادگاهم « آبکنار عزیز » با خبر شوم ، ناخودآگاه شعر فوق به ذهنم متبادر می‌شود و بارها آن را زیر لب زمزمه می‌کنم . و گاه با خود می‌اندیشم که شاید این درست نباشد که به دلیل خارج شدن بحث ما از مدار منطق و اخلاق و انصاف ( بحثی که بین این حقیر و استاد گرامی ام جناب شکوری در گرفت و به مجادله انجامید) ، با سایت وزین «آبکنار ما» قهر کنیم . مگر آنکه مدیریت محترم سایت ، جناب طاهری عزیز و بزرگوار اجازۀ حضور مجدد ما را صادر نفرمایند.
    حقیر بر این باور است هر مطلبی که نوشته می‌شود ( اعم از شعر ، داستان ، خاطره ، گزارش ، مطالب تحقیقی پژوهشی و یا هر مطلب دیگر ) تا زمانی منتشر نشده اند ، نوشته های خصوصی افراد محسوب می‌شوند . اما پس از انتشار ( در سایت‌ها ، نشریات و یا به صورت کتاب ) آن نوشته دیگر نوشتۀ خصوصی نیست . چرا که از لحظۀ انتشار در معرض داوری مخاطبینی قرار می‌گیرد که آن را مطالعه می‌کنند و خوانندگان این مطالب حق دارند آزادانه نظر خود را در بارۀ آن اعلام نمایند ، ولو اینکه نظرشان کاملا اشتباه باشد . همچنین اگر مخاطب احساس کند که در خلال نوشته‌ای ودر نقل قول از بزرگان شعر و ادب ، سخنی یا شعری ( سهوا و نه عمدا ) به اشتباه نقل شده باشد ، موظف است محترمانه آن را به اطلاع نویسندۀ محترم برساند . بر نویسندۀ مطلب نیز فرض است که یا مخاطب خود را قانع نماید که آنچه که نقل شده ، مستند به فلان منبع و بهمان مرجع درست است و یا اگر پس از بررسی همه جانبه ، نظر مخاطب را درست تشخیص داد ، بی‌درنگ نسبت به اصلاح آن اقدام نماید. آنچه که حقیر در رابطه با نوشته‌های استاد گرامی جناب شکوری انجام دادم بر همین سبیل بود و در این راستا هیچگاه جانب حرمت فرو نگذاشتم . اما در این جریان بر ما چه گذشت ، بماند !
    مدتی است همۀ سایت‌هایی که اسم آبکنار را با خود دارند می بینم و مطابق ذوق و سلیقۀ خود برخی مطالب آنها را مطالعه می‌کنم. در این اثنا به سایت « آبکنار کادوس » برخوردم که ظاهرا توسط استاد شکوری مدیریت می شود . اتفاقا بسیاری از مطالب آن مورد علاقه‌ام بودند . در حین مطالعۀ آن آثار ، نکات فراوانی به ذهنم خطور کرد ، خواستم برای ایشان بنویسم ، راستش جرئت نکردم . به راستی چرا باید با مخاطبانِ آثار خود طوری رفتار کنیم که جرئت اظهارنظر از آنان سلب شود و یا بی تفاوت از کنار آن بگذرند و یا از ابراز عقیدۀ خود صرف نظر کنند. برای آنکه استاد شکوری باور کنند که من حرفی برای گفتن دارم ، تنها به ذکر یک نمونه اکتفا می‌کنم ، چون در این مقال ، مجالِ پرداختن به همۀ آنها نیست .
    استاد شکوری در مطلبی تحت عنوان « خیام در حافظ و حافظ در خیام » رباعی ذیل را به عنوان رباعی خیام آورده اند : « دنیا دیدی و هرچه دیدی هیچ است / وآن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است / سرتاسر آفاق دویدی هیچ است / وآن نیز که در خانه خزیدی هیچ است » ایشان در آن مطلب سعی کرده‌اند ثابت کنند که این هردو ( یعنی هم خیام و هم حافظ ) جهان را هیچ و پوچ میدانند. من نیز در این باره با استاد شکوری هم‌رای و هم‌نظرم . اما آنچه که من می‌خواهم بگویم این است که رباعی مورد بحث از رباعیات منسوب به خیام است و اینکه این رباعی بطور قطع سرودۀ خیام باشد ، محلّ تردید است . وقتی در مطلبی تحقیقی به مقایسۀ افکار ، عقاید و اندیشه‌های بزرگانی همچون خیام و حافظ می پردازیم ، اصلح آنست به نمونه هایی از اشعار این بزرگواران استناد کنیم که کمترین تردیدی درقطعی و اصیل بودن آن وجود نداشته باشد. ضمن آنکه خواجه افضل‌الدین محمدبن حسین مَرَقی کاشانی ( معروف به بابا افضل ) از حکما ، علما و ادبای قرن هفتم هجری رباعی دارد به این ترتیب : « افضل دیدی که آنچه دیدی هیچ است / هرچیز که گفتی و شنیدی هیچ است / سرتاسر آفاق دویدی هیچ است / وآن نیز که در کُنج خزیدی هیچ است ». این تشکیک که این رباعی احتمالا از خیام نیست بلکه از بابا افضل است یا بالعکس، نباید موجب شود که استاد گرانقدرِ ما جناب شکوری تاب تحمل از دست داده و عنان اختیار از کف بنهند و هرچه دلشان خواست از فضیحت و ناسزا ( مستعارالدوله و سنگواره و کلیله و دمنه و … ) نثارمان کنند. از فرهیختگان و دانش پژوهان و ادیبان و شاعران انتظار چیز دیگری است . خیال می‌کنم طرح این مسئله میتواند دستمایۀ پژوهشی نوین قرار گیرد . استاد شکوری حتما نسخه‌هایی از خیام در اختیار دارند که رباعی مورد بحث در آن‌ها ضبط شده باشد . کافیست چند تا از منابع در اختیار را معرفی فرمایند . نیازی هم به جار و جنجال نیست. سه نسخۀ متفاوت از رباعیات خیام در اختیار حقیر هست که این رباعی در هیچیک از این سه نسخه نیامده است . در بررسی بیشتر معلومم شد که احتمالا این رباعی از بابا افضل است ، ضمن آنکه اسم افضل هم در ابتدای رباعی آمده است. البته این نظر درویش است و می‌تواند غلط باشد ، به شرط آنکه با ارائۀ مستندات و معرفی منابع معتبر ثابت شود که این رباعی از خیام است .
    نکتۀ آخر اینکه فقط دم زدن از رفق و تحمل و مدارا کافی نیست ، بلکه در عمل باید به آن پایبند بود و در چنین هنگامه‌هایی باید نشان داد و ثابت کرد که صرفا اهل شعار نیستیم بلکه اهل تحقیق و پژوهشیم و در این مسیر از تذکرهای بجا و نابجای درویشی تُنُک مایه نمی‌رنجیم و به این بهانه او را نمی‌رنجانیم. مباش در پی آزار و هرچه خواهی کن / که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست . اما درویش مدام این بیت از خواجه را زنجموره می‌کند که : وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم / که در طریقت ما کافریست رنجیدن .
    مدام از کیسۀ حضرت حافظ خرج نکنیم که فرمودند : درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد / نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد . ویا : آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است / با دوستان مروت با دشمنان مدارا . بیائیم ممارست کنیم تا شرح صدر یابیم و آستانۀ تحمل خود را رفعت دهیم که این سلوکِ شایسته در همۀ زمان‌ها مورد عنایت اهل فضل و کمال بوده است و خواهد بود . به قول صائب : درونِ خانۀ خود هر گدا شهنشاهیست / زحدّ خویش قدم بر مدار و سلطان باش .
    ارادتمند شما خوبان – درویش آبکناری ۲۵ آبان ۹۳

    1. جناب درویش عزیز ، سلام
      از حضور مجدد شما در این خانه خوشحالم و چون اینجا خانۀ شما هم هست ، قهر اهل خانه را باور ندارم مثل استاد شکوری و آقای وطنخواه و همۀ دوستان دیگر …
      می خواهم اعتماد کنید تا زمانی که حرمت ها حفظ می شوند ، به عبارت دیگر خط قرمزها رعایت می شوند ، حقیر به خود اجازه نمی دهد که نسبت به قلم صاحبان اندیشه تعرض کند.
      خط قرمزها می توانند به دو دستۀ بزرگ تقسیم شوند ، خط قرمزهایی که بیشتر در حوزۀ خصوصی مطرح هستند مانند حفظ احترام متقابل یا اجتناب از برخورد شخصیتی و ورود به زندگی شخصی افراد و خط قرمزهایی که جنبۀ عمومی دارند که شامل تمام قوانین مکتوب و حساسیت های سیاسی و مذهبی و حتی شامل قوانینی می شوند که در جایی نوشته نشده اند و البته تشخیص قوانین نانوشته کمی دشوار و نیاز به تجربه و دقت دارند.
      در مناظرات و بحث هایی که بین صاحب نظران اتفاق می افتد ، همانطور که قبلا” هم به عرض رساندم در واقع کلاس درسی گشوده می شود که یکی از آثار آن به نمایش گذاشتن تمدن آبکنار است و درست به همان دلیلی که فرموده اید هر مطلبی پس از انتشار از حالت خصوصی خارج می شود ، گویندگان و نویسندگان بایستی فرض کنند آثارشان از امروز تا همیشه در معرض قضاوت است.
      به هر حال بعنوان یک هموند* آبکناری از شما و استاد شکوری و دیگر صاحب نظران تقاضا می کنم “کلاس درس” را صفحۀ مناظره در آبکنار ما بازگشایی نمایید.
      ممنون ، یا علی
      * کلمۀ هموند را اولین بار از آقای علی آتشی آبکناری شنیده ام.

  2. عزیز ارجمند جناب آقای درویش آبکناری باسلام و درود
    عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده ام / زان بوی در مشام دل من هنوز بوست
    درویش عزیزم ، بعد از مدتی دو باره مطلب زیبا و دوست داشتنی ات را مثل همیشه در سایت گرانمایه ی آبکنار ما در معیت آقای رضا طاهری نازنین زیارت کردم و محظوظ شدم . عزیز دلم ، آن پاسخی را که برای ” سنگواره ” نوشتی زان سپس قهر کردی و رفتی و من دلم برایت تنگ شد و در آن پنج شنبه ی ابری به دنبال تو بودم و پیدات نبود . اکنون خوشحالم که می بینمت . اما از این که قهر کردی خیلی رنجیدم ، یعنی جدا دلواپس شدم .
    مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام / خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام
    اما را جع به رباعی خیام : دنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ است … باید بگویم که از دهان فرهیخته ی گرامی جناب دکتر منو چهر ستوده سخنانی شنیده ام که مپرس !! ایشان در یک مصاحبه در پاسخ به این سوال که جناب دکتر چهل تالیف دارید دنیا را چگونه می بینید ؟ فرمودند باید به خیام حق داد با این رباعی : دنیا دیدی و هر چه دیدی هیچ است/
    وآن نیز که گفتی و شنیدی هیچ است / سر تا سر آفاق دویدی هیچ است / و آن نیز که در خانه خزیدی هیچ است .
    اما این که شما فرمودید رباعی به بابا افضل نسبت داده شده است باید عرض کنم که کتاب خیام شناسی آقای مهدی فولاد وند ، علاوه بر با با افضل به مختار نامه عطار نیز نسبت داده شده . این که بعضی ربا عیات خیام مشکوک الا صاله است هیچ شکی نیست مثلا به این رباعی خیام توجه کنید:
    ای بیخبران شکل مجسم هیچ است / وین طارم نه سپهر ارقم هیچ است
    خوش باش ! که در نشیمن کون و فساد / وابسته یک دمیم و ، آنهم هیچ است
    احمد شاملو این رباعی را به خیام نسبت داده و فولاد و ند به خواجه نصیر طوسی
    در هر حال ، دو ست گرامی جناب درویش آبکناری ، این جا به سخن خود خاتمه می دهم و امید موفقیت روز افزون برای شما و رضای عزیز دارم . ارادتمند شما فرامرز شکوری ۲۵ آبان ۹۳

  3. از خصوصیات انسان های بزرگ و تفاوت آن ها با آدم های ناپخته همین انعطاف پذیری است.
    اول به گونه ای انتقاد نمی کنند که راه های بازگشت بسته شود و پل های پشت سر ویران گردند سپس هر زمان که حس کنند ادامۀ راه فعلی حاصلی جز خسران و دلخوری ندارد ، از همان راه ها و پل های باقی مانده به میدان اولیۀ دوستی و رفاقت باز می گردند.
    در استانۀ اولین سالگرد برف سهمگین آبکنار هستیم ، برفی که برای ممالک آماده رحمت است ، برای مردم ما وحشت آفرین شد ، خانه ها و کتابخانه را ویران و بسیاری از مردم را در خانه ها گرفتار کرد و در صورت ادامۀ بارش ها ، وقوع فاحعه ای ناگوار محتمل بود، هر چند جوانان آبکناری از درون آن کابوس ، حماسه آفریدند.
    شاید در بخش های دیگر سایت به این خبر برخورد کرده باشید که هنوز پس از قریب یک سال هیچ اقدامی برای بازسازی کتابخانۀ آبکنار صورت نگرفته است.
    لذا بر تمام فرهیختگان آبکنار است که در نکوهش این قصور کوتاهی نکنند.

  4. « یارب این قافله را لطف اَزل بدرقه باد »
    محضر مبارک جناب طاهری عزیز و استاد گرامی جناب شکوری سلام عرض می‌کنم .
    از اینکه دوباره فضا تلطیف شده ، طبعا من نیز خوشحالم . امیدوارم که این فضا روز به روز گسترده‌تر و دوام و قوام آن نیز افزون‌تر گردد .
    ارادتمند شما خوبان – درویش آبکناری
    ۲۶ آبان ۹۳

  5. شاعران هسا شعر

    ( دنود تی چوما / مرا دو نه خور ما
    وا= چشمانت را نبند / میلم /
    به دو خر ما کشیده است )
    زهرا پور کار
    کتاب گزیده شعر ۱۱۲ شاعر شمالی به کوشش و انتخاب آقای رحیم چراغی( شاعر و نویسنده ) – ناشر انتشارات گیلکان رشت ۴۳۰ صفحه قیمت ۱۵۰۰۰تومان
    در این کتاب سخن از هسا شعر یا شعر کوتاه گیلکی نیمایی ست . شاعر هسا شعر به زادگاه خود و به گیلان و فراتر از آن به سر زمین مظلوم خود یعنی – ایران وابستگی دارد و بدان عشق می ورزد . هسا شعر در اساس شعر درد مندی ست که همسو با شعر انسان باوری مدرن حرکت می کند. شعری ست بیانگر درد غربت : غربت از طبیعت ، غربت از یاران و همدلان . هسا شعر ، شعر تنهایی و تنها ماندگی انسان امروزین است . گفتنی ست که در این کتاب ۸ شعر کوتاه از جناب کاس آقا گسکری

    (مدیریت محترم سایت آبکنار سلام – صاحب امتیاز آقای پور هادی )و همچنین ۶ شعر کوتاه از نگارنده ی این سطور ( فرامرز شکوری ) چاپ و منتشر شده است . اکنون به شعر کوتاهی از جناب کاس آقا توجه کنید 🙁 چی با کودان / ایتا کاسپین / گب / ایتا دو نیا / کر گوش = چه باید کرد / یک در یا چه کاسپین / حرف/ یک دنیا گوش کر ) همین شعر کوتاه ، هسا شعری ست عمیق و ژرف و در عین حال از ساختاری ساده و صمیمی بر خور دار است . اما در این جا از میان ۱۱۲ شاعر شمالی به عنوان نمونه به اسامی چند نفر اشاره می کنم: محمد بشرا – دکتر افشین پرتو . علی رضا پنجه ای – دریایی لنگرودی – محمد فارسی – جکتاجی – هوشنگ عباسی – مهر داد پیله ور – غلام رضا مرادی – ناهید فتوحی . پیمان نوری – محمدامین برزگر – دکتر فرزاد بختیاری – غلام حسن عظیمی – رحیم چراغی – دکتر رضا چراغی – دکتر سید علی میر بازل – پرویز فکر آزاد – زهرا علیزاده – محمد تقی بارور – علی اکبر مرادیان کروسی و…. امید واریم در آینده نزدیک شاهد چاپ دفاتر دیگری از آقای رحیم چراغی شاعر و محقق گیلانی باشیم . ضمنا علاقه مندان و عاشقان هسا شعر گیلکی اگر مایل به تهیه کتاب باشند – می توانند به آدرس زیر مراجعه فر مایند : رشت صندوق پستی ۴۱۷۴-۴۱۶۳۵-رشت حاجی آباد – خیابان انقلاب – کوچه صفاری – انتشارات گیلکان
    در خاتمه آرزوی طول عمر برای مدیریت محترم سایت وزین آبکنار ما جناب آقای رضا طاهری را دارم تا سالیان دراز ،گیلانیان مخصوصا اهالی آبکنار از وجودش بهرمند گردند. راقم همواره مرهون مراحم و مهربانیهای او و سایر دوستان و یاران هستم . سلامت و سعادت یکایک این عزیزان آبکناری را از درگاه خداوند بزرگ مسالت دارم . ارادتمند شما فرامرز شکوری ۲۶ آبان۹۳

  6. از: میرزای آبکنار
    موضوع: واقع بینی درموردآبکنار

    متن پیام:
    سلام،گاه وبیگاهی است این سایت رو می بینم،شلم شوربایست که درنوع خودش بی نظیر.انواع اقسام لوایح وتصمیمات جور واجور ونظرات متنوع عنوان میشه که فقط ازدل قهوه خانه های آبکنار سابق درمیومد.واین صفات اکتسابی از محیط ارثی شده(فروید).آبکنار شهر بشه!!!!!!هیت موسس شهر آبکنار تعیین شد!!!!!!الحاق آبکنار به منطقه آزادتجاری!!!!!!نمیدونم مدیر این سایت کیه وچیکارست؟آبکناریه؟ساکن آبکنارشده و…..،اما همه آقایون ومنتقدان ومبتکران وقانون مداران ومدعیان وسناتورهای شورای روستا،وادیبان نوبل گرفته و…..رو توجه میدم به واقعیت آبکنار.وپیشنهاد میدم که دسته جمعی شاهکار سروانتس رو بخونید وببینید که دنیای خیالی دون کیشوت با واقعیت چقدر متفاوت است!!!!!!!!!!بهرجهت ادامه بدین وخوش باشید،حسن ختام کلام من،میگن یه بابایی یه سطل ماست ورداشته بود وقاشق قاشق پرت میکرد تو دریا؛بهش گفتن چیکار میکنی؟؟گفت دارم دوغ درست میکنم.گفتن با همین یه سطل ماست یه دریا رو دوغ کنی،نمیشه که؟گفت منم میدونم نمیشه ولی فکرش رو بکن اگه بشه چی میشه


    این ایمیل از فرم تماس در آبکنار ما (http://abkenarema.ir) ارسال شده است.

  7. تا بزم هست جمله حریفند و همنفس / هنگام رزم کار به پرهیز می‌رسد
    عرض سلام و ادب و احترام دارم خدمتِ عزیزِ بزرگوارم جناب میرزای آبکنار
    از اینکه پس از مدتها انتظار، سرانجام عزیزی پیدا شد که بگوید همۀ کسانی که در سایت آبکنارِ ما (و خارج از این سایت) در جهت بهبود وضع آبکنار تلاش می‌کنند ، انسانهایی متوهمند که می‌خواهند با یک کاسه ماست یک دریا دوغ بسازند، بسیار خوشحالم.(البته باران می‌خواستیم، سیل آمد)
    همچنین بسیار سپاسگزارم از جناب میرزای آبکنار که ما را به شاهکار سروانتس و دنیای خیالی دن کیشوت ارجاع فرموده‌اند. من این کتاب را با ترجمۀ زنده یاد محمد قاضی دوبار خوانده‌ام . واقعا نمی‌دانم چه شباهتی بین شخصیت اصلی داستان (که خود را یک شوالیه می‌پندارد و مدام در جنگ و ستیز است با دشمنانی فرضی و خیالی که اغلب کوهها و درختان هستند) با جماعتی که دوستدار زادگاه خود هستند، وجود دارد؟! ما با هیچ دشمن فرضی و خیالی در جنگ نیستیم ، بلکه می‌کوشیم تا با یکسری فعالیتهای مدنی گامی در جهت بهبود وضع آبکنار برداریم. عقب ماندگی ، توسعه نیافتگی ، محرومیت از حداقل امکانات زندگی ، فقر و بیکاری و اعتیاد خیال و تَوَهُّم نیستند. واقعیتهای ملموس و غیرقابل انکاری هستند که دیرسالیست آبکنار را رنج می‌دهد و میطلبد تا هر آبکناری شریف و آزاده‌ای برای خروج از این وضع اسفبار همۀ همت خود را صرف این مهم کند. کسی نیامده تا از این نمد کلاهی نصیبش شود. هرچه هست عشق ورزیدن است و خونِ دل خوردن. آری،عشق به زادگاه و سرزمینِ آبا اجدادی ما را بر این کار داشته است . که « حب الوطن من الایمان ». اگر در این مسیر به بیراهه رفته ایم ، صدالبته بی‌نهایت ممنونیم از آن بزرگوار که ما را از رفتن به بیراهه آگاه و از آب در هاون کوبیدن برحذر داشته‌اند. این تذکر بجا که شما خطا رفته‌اید لازم است اما کافی نیست. ما اگر بیراهه رفته‌ایم ، شما راه درست را به ما نشان بدهید.
    با اینهمه درویش به نوبۀ خود از این حضور شجاعانه و اظهارنظرِ صریحِ جناب میرزای آبکنار خشنود و ممنون است. چرا که به گمان حقیر نفسِ حضور و اظهار نظر مهم است. اینکه ایشان با حرکت جمعی از دوستداران آبکنارموافق باشند یا مخالف چندان اهمیتی ندارد .
    اما پرسش بنده همچنان باقی است که « چه باید کرد؟ » به راستی چه باید کرد تا وضع آبکنار تغییر کند؟ اگر فکر می‌کنید وضع موجود بهترین وضع ممکن و یا همان وضع مطلوب است ، سخت در اشتباهید. اگر فکر می‌کنید وضع نامطلوب و فلاکت بار فعلی ، فقر و بیکاری و اعتیاد و … خود بخود درست خواهد شد، باز هم در اشتباهید. بنده با دست روی دست گذاشتن و پذیرفتن وضع موجود و انشاءا… ، ماشاءا… گفتن به شدت مخالفم. به قول سعدی:
    به راه بادیه رفتن به از نشستنِ باطل / وگر مراد نیابم به قدر وسع بکوشم .
    جناب میرزای آبکنار ! به زعم جناب‌عالی ما که در توهمات ایده‌آلیستی خود غرق شده‌ایم و واقعیت‌ها را نمی‌بینیم، حضرتعالی که الحمدُلله دارای بصیرت کامل هستید و واقعیت‌ها را به خوبی ملاحظه می‌فرمائید، شما بفرمائید که چه باید کرد .از محضر شریف‌تان عاجزانه تقاضا می‌کنیم از اینجا به بعد شما ارائۀ طریق بفرمائید . حضرتعالی هدایت و رهبری این جماعتِ گمراه و متوهم را به عهده بگیرید. ما هم دست شما را می‌بوسیم و پشت سرِ شما حرکت می‌کنیم ، بدان امید که وضع آبکنار و آبکناریان بهبود یابد.
    کوی نومیدی مرو امیدهاست / سوی تاریکی مرو خورشیدهاست .
    خاکِ پای شما توتیای چشم درویش
    چهارم مرداد ۱۳۹۴

  8. از : میرزای آبکناری
    موضوع: واقع بینی درموردآبکنار

    متن پیام:
    سلام.جناب آقای درویش آبکنار،کامنت شمارا خواندم وبازهم متعجب شدم،که هم ولایتی توانمندی چون شما که از بیان شیوا ونافذ وادبیات سلیس وقلم برایی برخوردارید،دنبال راهکار ولیدرمیگردد که خود ودیگران پیرو اوباشید!!!!خوب که نگاه کنی چیزهای خوبی خواهی دید واگر بدنگاه کنی……،بنظر بنده داره به آبکنار ایده الیستی وتمامیت خواهانه نگاه میشه،واین بد وبی نتیجه است، آقایان صاحب نظر که دراین سایت پیام میگذارند به هیچ چیز کمتر از همه چیز راضی نیستند،لازم است که خردچراغ راه شده واز داشته ها شروع کنیم نه از آرزوها…..شهرشدن آبکنار آرزوی بسیارخوبی است ولی داشته ما روستایی باجمعیت حدود ٢٠٠٠نفراست،طرح این آرزو واصرار برآن عقلانی است وفعلیت پذیراست؟؟؟؟حالا هی خواب ببینید!!!!.بله برادر به بیراهه رفته اید،،شورایاسلامی روستای ما حتی توان اجرا طرح هادی که بدون دست وپا زدن وبدون متینگ واجلاس وخسته وبند وسینما ایران شدنیه رو درطی اینهمه سال نداشته ودر دورهای متوالی نتونسته عملیاتی وفوروارد بکنه،درحالی که بسیاری از کوره دهات کشور توانستند از این مسیر گذار ،بسلامتی عبور ومقدمات تعالی روستای خود درگامهای بعدی را فراهم کنند،برادر بجای تلاش وتقلا برای فراهم کردن قشری خاص که اعضای ثابت این سایت هستند وهمه بدون مزد ومواجب شدند میرازی آنهاو تلاش برای به کرسی نشاندن منویات وتفکرات ماکیاولی آقایان بفکر آبکنار باشید.این آخرین پیام من است وفقط خواستم بگویم که خواندن این کارت از پشت دست هم کار خیلی سختی نیست، حالا یا آقایان خوابن ویا خودشون رو بخواب زدن،مانیز برادر چراغ بدست بدنبال غمخوار آبکنار و دغدغه وطن دارگشته ایم ویافت می نشده است،مانند پیام قبل پایان میدهم که خوش باشین وادامه بدین

    1. جناب میرزای آبکنار سلام
      از حضور دوبارۀ حضرتعالی در سایت وزینِ «آبکنارِ ما» خوشحالم . باید عرض کنم که استنباط شما از مطلبِ حقیر اشتباه بوده است. ما دنبال لیدر نیستیم تا از او پیروی و تبعیت کنیم. جنابعالی مرقوم فرمودید که شما دچار توهم شده‌اید و به بیراهه رفته‌اید، بنده در پاسخ عرض کردم اگر شما راه بهتری سراغ دارید به ما هم نشان بدهید. سرانجام نه تنها هیچ راهکار جدیدی ارائه نکردید، بلکه به طرح مطالبی پرداخته‌اید که پاک ناامید شدم. فرموده‌اید که دوستان ما در سایت «آبکنار ما» عناصری تمامیت‌خواه هستند و به چیزی کمتر از آن راضی نمی‌شوند. این فرمایش جنابعالی که بی شباهت به تهمت و افترا نیست، درویش را به یاد منازعات سیاسی جناحهای مختلف درون حاکمیت می‌اندازد که نه فقط برای تصاحب قدرت، بلکه برای تثبیت، تحکیم و گسترشِ روزافزونِ قدرتِ خود از هیچ تلاشی علیه یکدیگر فرو گذار نمی‌کنند.
      تمامیت‌خواهی، آنهم در آبکنار؟! این چه ذهنیتی است که شما دارید؟ جنابعالی برای اثبات مدعای خود نه تنها هیچ دلیل و مدرکی ارائه نمی‌فرمائید، بلکه قرائن و شواهدی هم به دست نمی‌دهید. برادر عزیز، گویا حضرتعالی حقیقتا بر این باورید که دوستان ما در تلاشند هر طور شده آبکنار را به شهر تبدیل کنند تا یکی فی‌المثل رضا طاهری (با عرض پوزش از آن بزرگوار) بشود شهردار آبکنار و بقیۀ دوستان هم بشوند معاونان شهردار؟! گیرم که همین فردا آبکنار شد شهر، فکر می‌کنید بلافاصله درویش آبکناری می‌شود شهردار یا رضا طاهری؟! درویش در همۀ عمرِ خویش به هر چیزی فکر کرده اِلّا رسیدن به چنین مناصبی . به قول حافظ: درویش را نباشد برگِ سرای سلطان / مائیم و کهنه دلقی کاتش در آن توان زد . صادقانه عرض کنم که خیال‌انگیزتر و در عین‌حال مُضحِک‌‌ تر از این رویا، هرگز به مخیّله‌ام خطور نکرده و نخواهد کرد. با عنایت به مراتب فوق و با همۀ احترامی که برای حضرتعالی قائلم، پرسش حقیر این است که به راستی ما در تَوَهّماتِ خود غرق گشته‌ایم یا شما؟
      میرزای عزیز، شهرشدنِ آبکنار هنوز نه به دار است نه به بار! تلاشی در جریان است تا شاید این آرزوی سالیانِ دور و درازِ آبکناریها به همت عده ای از دوستان خوب ما که به زادگاه خود عشق و علاقۀ وافری دارند جامۀ تحقق بپوشد.
      بیائیم همه دست در دست هم بدهیم و به این جریان خیرخواهانه و عام‌المنفعه بپیوندیم و از هیچ کمک و کوششی فروگذار نکنیم. مطمئن باشید اگر این تلاش نتیجه داد و این آرزو حقیقت یافت، نام ما هم در این اقدام ارزشمند ثبت و ضبط خواهد شد و به تاریخ خواهد پیوست. به امید آن روز.
      دست در دست هم دهیم به مهر / میهن خویش را کنیم آباد
      یار و غمخوار یکدگر باشیم / تا بمانیم خُرّم و آزاد
      خاک پای شما – درویش آبکناری
      اول شهریور ۹۴

  9. از: میرزای آبکنار
    موضوع: واقع بینی درموردآبکنار

    متن پیام:
    سلام بزرگوار،گفتم ایده آلیستی نگریستن بعضیها و راضی نبودن به چیزی کمتر از همه چیز!!!!تفاوت بگذاریم بین آرزو و استعداد، و اینکه گام اول قبل از تلاش برای شهر شدن موطن عزیزمان آبکنار تلاش کنیم طرح هادی آبکنار را واکاوی و از نو اجرا کنیم، ولی این دفعه درست و حسابی و مهندسی شده و با مشارکت همه افراد و همه سلیقه ها و همه گرایش ها فقط با شرط لازم و کافی عاشق آبکنار بودن ، یکبار دیگر ولی با عینک خوش بینی دو پیام این حقیر را بخوانید ، به مفاهیم بهتری میرسید. فرصت برای کاندیداتوری شهرداری شما و دیگرانی که نام بردید بسیار است، درویش عزیز توجه ات را جلب میکنم به سکانس پایانی سربداران، آنجا که علی نصیریان در نقش قاضی شارح به شیخ حسن جوری میتاخت و شیخ با یک کلمه پاسخ میداد،،،،نیاموختی،،،،،شما استاد بلامنازع نعل وارونه زدن و سردفتر به حاشیه کشاندن بحثها هستید، اگر فوتبالیست بودید آخر حاشیه میشدید. مثل همیشه خوش باشید

    1. جناب میرزای آبکنار، سلام
      چاوشی‌خوانِ قافلۀ حسرت بودن، بی دلیل سازِ مخالف زدن و مدام آیۀ یاس خواندن، یقیناً نه از آبکنار دردی دوا می‌کند نه از آبکناریان . در حیرتم که چه دردی از شما درمان می‌شود که همچنان بر همان طبل می‌کوبید؟!!! آنچه از نوشته های حضرتعالی استنباط می‌شود پیشداوری‌های غلط ، قصاص قبل از جنایت و تهمت زدن به این و آن است. نمی‌دانم این همه ادعا از کجا ناشی می‌شود که همگان را غرق در اوهام و خیالات می‌دانید و خود را تنها واقع بین آبکنار. برادر عزیز، از این توهمات دست بردارید و اگر می‌توانید طرحی نو دراندازید و دستِ‌کم پیشنهاد معقول و مقبولی ارائه کنید، در غیر این‌صورت با جمع خیرخواه دوستداران آبکنار همراه شوید که هرچه جمع ما جمع‌تر شود امید نیل به توفیق افزونتر خواهد شد. از فردگرائی و دَم زدن از منِ برتر همه زیان خواهند دید.
      و اما به زعم جنابعالی اگر درویش «استاد بلامنازع نعل وارونه زدن است»، لابد بضاعت درویش در همین حد و اندازه است ، با اینهمه « گر تو بهتر می‌زنی بستان بزن ».
      دوستدار شما – درویش آبکناری
      دوم شهریور ۹۴

  10. جناب میرزای آبکناری سلام
    استحضار دارید که در عصر گسترش شبکه های اجتماعی ، اظهار نظر با اسامی غیر واقعی در حال اضمحلال است زیرا خریداری برای اظهارات اینگونه افراد پیدا نمی شود حتی اگر بهترین و درست ترین نظرات ارائه گردند بویژه اگر با ادبیات نیش و کنایه و نامهربان ابراز شوند لذا بسیار خوشحال خواهیم شد با شخصیت واقعی شما وارد یک بحث سازنده شویم.
    متشکرم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب فرهنگی خطه زیبای آبکنار

error: Content is protected !!