خوشکه کو وِر

ما که شنیدیم و دوست داریم شما هم بشنوید:سرنیزه

یک آبکناری حاضر جواب دیگر در سال های دور به سربازی اعزام شده بود و مو ضوع مربوط به زمانی می شود که ایشان در حال سپری کردن دوره آموزشی بود.

آنهایی که خدمت مقدس سربازی را گذرانده اند می دانند که در دوره آموزشی سرباز با انواع مهارت ها آشنایی پیدا می کند و  مهمترین بخش آموزش در سربازی یاد گرفتن کاربرد انواع سلاح ها و تاکتیک های رزمی است و برای هر نیرویی الزامی است که علاوه بر شناخت کافی از امکانات خودی، از تجهیزات و نوع سلاح سازمانی دشمن هم اطلاعات نسبی داشته باشد.

افسر آموزش با جدیت فراوان مشغول تعلیم سربازان بود و مبحث آن روز "استفاده از سلاح سرد و دفاع انفرادی" بود .

آموزش دهنده وارد بحث استفاده از سرنیزه برای سربازانی که تا آخرین گلوله جنگیده اند می شود و چگونگی نصب سرنیزه بر روی تفنگ و جزئیات حرکات و آرایش رزمی را در مقابل دشمنی که اتفاقا" او هم در یک شرایط مشابه قرار گرفته بود، نشان می داد.

افسر مربوطه به سربازان نشان می داد چگونه پای چپ را جلو گذاشته و با تفنگ سر نیزه دار به دشمن روبرو حمله ور شوند و برای از پا در آوردن وی سعی کنند ابتدا سرنیزه را در بدن او فرو کرده و به سرعت خارج کنند و بلا فاصله با قنداق تفنگ به سر آن بد کار ضربه بزنند و زمانی که نقش بر زمین شد می توانند با ضربه نهایی کارش را تمام کنند.

تمام سربازان با هیجان و دقت فراوان سعی در آموختن آن داشتند و اصولا" اموزش جنگ سرنیزه چنان شیرین و مهیج است که کمتر کسی نسبت به آن بی علاقه است و هم ولایتی ما هم از این قاعده مستثنی نبود و به همین ترتیب جنگ سرنیزه را یاد گرفت ولی تفاوت آن با دیگران این بود که اولا" برایش سوالاتی ایجاد می شد و ثانیا" جرأت می کرد و سوالات خود را می پرسید و همین کنجکاوی ایشان باعث طرح سوالی شد که افسر با تجربه آن زمان از پاسخ مستقیم سر باز زند.

زمانی که افسر شروع کرد تمام آن حرکات را یک به یک تکرار کردن و وقتی رسید به جایی که که می بایست سرنیزه را به بدن دشمن فرو می کرد و سریعا" خارج می کرد، سرباز آبکناری صبر از کف داد و با انجام یک احترام نظامی یک قدم به جلو برداشت و به نشان سؤال ، جلسه را به سکوت واداشت و گفت:

جناب سروان، شوما همش گووینو سرنیزا فوقا اونه شکم دیرین، بیرین باور بزن اونه سره تان، یعنی شوما فکر کونینو کی اون خوشکو کوورا × ، خاب من کی اونا بزنم اونا مرا زنه ، اون کی خوشکو کوور نیو هتو بیسو من تا اونا بکوشم.

ترجمه: جناب سروان، شما که همش می گویید سرنیزه را فرو کن توی شکش و بیرون بیاور و بکوب توی سرش، یعنی شما فکر می کنید او مثل کپور(چوب) خشکه ، خوب من که بزنمش او هم می زند، اون که چوب خشک نیست بایستد تا من او را بکشم.

× خوشکو کوور به کپور دودی می گویند که تمثیل وار به جای چوب خشک بکار می رود.

با شنیدن این سوال که حقیقتی در آن نهفته بود نه تنها موجب دلخوری افسر نشد بلکه ابتدا افسر را به خنده ای از ته دل وادار کرد و سپس بعنوان تشویق ، گروهان را نیم ساعت زودتر به استراحت فرستاد و کسانی که خدمت سربازی را طی کرده اند می دانند نیم ساعت زودتر به استراحت رفتن چقدر لذت بخش و شیرین است.

Print this pageEmail this to someoneTweet about this on TwitterShare on Facebook

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب فرهنگی خطه زیبای آبکنار

error: Content is protected !!