این گویش گویای آبکناری

آقای محمود سیاوش مطالب جالبی در مورد واژه کول که گاهی پیشوند و زمان بعنوان پسوند بکار می رود ، گرد آوری کرده اند. لطفا” ملاحظه فرمایید:

بعضی ازکلمات درگویش آبکناری بصورت نوشتاری شبیه هم هستند اما موقع تلفظ فرق دارند مثل  کول این کلمه درلشکرکول یعنی بلندی در واژه داز (داس) میگن دازوکول  درواژه کارد و (چاقو) میگن کولوکارد و یا کاردو کولو . یا میگن بالتا کول وجالب ترازهمه مارکول . مادران زحمت کش قدیمی بچه های خودشان را پشت خودشان بوسیله کمردَوَد می بستنند ، به نشا کاری وکارهای دیگرمشغول می شدند.به این مسئله میگفتند اون زاک خوماره کوله سراسایو….کانال کول ، لشکرکول ، میان کول ، سنگرکول ، انپالی کول ، اون پلی کول ، بالتاکول ، دازوکول

××××××××××××××××××××××××

  • بعضی واژه ها با تغییر پیشوند دارای معانی متفاوتی خواهند شد، توجه فرمایید:
  1. گیفتن یعنی چیزی را با دست گرفتن مانند گرفتن دستگیره درب و همچنین به معنی صید و شکار کردن و بازداشت کردن
  2. فا گیفتن یعنی چیزی را از دست کسی گرفتن مانند گرفتن کتاب از دست شخص دیگر و همچنین حاجت گرفتن
  3. وی گیفتن یعنی چیزی را از روی چیز دیگر برداشتن مانند برداشتن اشیاء از روی زمین یا میز
  4. وا گیفتن نیز یعنی برداشتن آب از چاه و برداشتن قابلمه غذا از روی آتش و اجاق
  5. جی گیفتن یعنی بیرون کشیدن مانند بیرون کشیدن یک چوب بلند از انبوه چوب های انباشته شده و یا چیزی را از زیر پای کسی بیرون کشیدن
  6. فی گیفتن یعنی پوشاندن و پوشیدن مثل چادر فی گیفتن

البته جی گیفتن در مورد شروع حرکت قایق و یا خودرو هم بکار می رود.

با اضافه کردن حرف”ن” به ریشه “گیفتن” شکل منفی افعال فوق بدست می آید:

نگیقتن – فا نگیفتن – وی نگیفتن – وا نگیفتن – جی نگیفتن – فی نگیفتن

××××××××××××××××××××××××

  • در فارسی  یک فعل ممکن است چند معنی داشته باشد که معمولا” با توضیحات بیشتر می توان منظور را منتقل کرد، ولی همان فعل در آبکنار به دو فعل کاملا” جدا تقسیم شده که هر یک مفهوم ویژه ای دارد :
  1. فاکلاشتن به معنی تراشیدن افقی و سطحی
  2. دکلاشتن یعنی تراشیدن عمودی و عمقی

در اصل هر دو تراشیدن هستند

  1. فخراواسن یعنی آوار شدن از روی خستگی
  2. دخراواسن به معنی آوار شدن ساختمان و گودال یا چاه

در اصل هر دو آوار شدن هستند

  1. واشادن  برای پهن کردن زیر انداز بکار می رود مثل دوشک واشادن
  2. دشادن برای پهن کردن رو انداز استفاده می شود مثل لحاف دشادن

در اصل هر دو پهن کردن هستند

  1. فوکودن به معنی ریختن روی زمین
  2. دوکودن یعنی ریختن در یک ظرف

در اصل هر دو برای ریختن استفاده می شوند

  1. فوگوردسن یعنی برگشتن ظرف پر
  2. واگردسن یعنی برگشتن شخص از جایی

در اصل هر دو برگشتن است

××××××××××××××××××××××

آیا کلمات فاوراشتن یا واوراشتن و دفراشتن معانی مشابه ولی کاربرد متفاوت دارند؟

واداشتن و  واکاشتن چطور؟

آیا فرقی بین جزناسن و فوزناسن می بینید؟

پاسخ از خانم موسی زاد:

۱-فاوراشتن= ایستاده قرار دادن چیزی بدون تکیه گاه.
۲-واوراشتن= ایستاده قرار دادن چیزی با تکیه گاه.
۳-دفراشتن(گاها دوراشتن هم گفته می شود)=تکیه دادن کسی بر تکیه گاه.
۴-واداشتن=معنی فعل با تفکیک کردن دو بخش آن به راحتی امکانپذیر است(وا+داشتن)یعنی وادار(مجبور) کردن کسی برای انجام دادن کاری.
۵-واکاشتن= کسی را در مکانی منتظر گذاشتن(به کنایه سر کار گذاشتن).در آغوز بازی هم گاها گفته میشد:خو آغوز خورمو جیگا واکاشته(گردویش را در جای خوبی قرار داده).
۶-جزناس=نا خواسته فرو رفتن چیزی یا کسی در جایی بر خلاف میلمان و تلاش برای بیرون کشیدنش.
۷-فوزناس=دو حالت دارد یکی اینکه نا خواسته چیزی فرو رود و بیرون آوردنش غیرممکن یا به سختی امکانپذیر باشد و یا اینکه با میل و اراده خودمان این کار را انجام دهیم.

××××××××××××××××××

بسیاری کلمات با اینکه مترادفند، ولی کاربردهای گوناگونی دارند مثلا بوسوختن  /  واسوختن /  ووسوختن  همه به نوعی دلالت بر سوختن دارند .
بوسوختن (سوختن جامدات )
واسوختن(سوختن مایعات که همان تبخیر شدن است)
ووسوختن (سوختن سطحی پوست)
اینگونه افعال بسیارند فقط باید کمی کنکاش کنیم

Print this pageEmail this to someoneTweet about this on TwitterShare on Facebook

18 فکر می‌کنند “این گویش گویای آبکناری”

  1. با سلام
    ۱-فاوراشتن= ایستاده قرار دادن چیزی بدون تکیه گاه.
    ۲-واوراشتن= ایستاده قرار دادن چیزی با تکیه گاه.
    ۳-دفراشتن(گاها دوراشتن هم گفته می شود)=تکیه دادن کسی بر تکیه گاه.
    ۴-واداشتن=معنی فعل با تفکیک کردن دو بخش آن به راحتی امکانپذیر است(وا+داشتن)یعنی وادار(مجبور) کردن کسی برای انجام دادن کاری.
    ۵-واکاشتن= کسی را در مکانی منتظر گذاشتن(به کنایه سر کار گذاشتن).در آغوز بازی هم گاها گفته میشد:خو آغوز خورمو جیگا واکاشته(گردویش را در جای خوبی قرار داده).
    ۶-جزناس=نا خواسته فرو رفتن چیزی یا کسی در جایی بر خلاف میلمان و تلاش برای بیرون کشیدنش.
    ۷-فوزناس=دو حالت دارد یکی اینکه نا خواسته چیزی فرو رود و بیرون آوردنش غیرممکن یا به سختی امکانپذیر باشد و یا اینکه با میل و اراده خودمان این کار را انجام دهیم.
    با عرض پوزش در ابتدای صفحه در بخش توضیحات شماره ۲ کلمه فاگیفتن اشتباها فاگیقتن تایپ شده و همچنین کلمه فی گیفتن علاوه بر معانی فوق الذکر کاربردهای دیگری نیز دارد مثلا وقتی گفته میشود:فلانی خو وینییه فیگیفت(دماغش را پاک کرد) و یا در ضرب المثل فلانی خو وینه فیگیره خو کینه واسینه(با پوزش)به معنی از کرده خود پشیمان است می باشد و ….
    (قابل توجه دوستانی که در ترجمه فقط به معنی اصلی کلمه توجه دارند و نه به معانی کاربردی آن.)

    با سپاس فراوان

    1. خانم موسی زاد سلام،
      خیلی ممنون از ترجمه و تفسیر این واژه های شیرین ، مخصوصا” از موارد ۱ و ۲ لذت بردم.
      آیا معنی دیگر مورد ۴ سرپا و ایستاده نگهداشتن یک جسم یا شیئ نیست؟
      ضمنا” اشتباه تایپی اصلاح شد ، تشکر می کنم برای این یاد آوری.
      شاد و پیروز باشید

  2. با سلام خدمت جناب آقای طاهری
    فکر نمی کنم کلمه واداشتن به آن معنی بکار برده شود .به گمانم کلمه واتاشتن (سر پا نگه داشتن و تراشیدن ) به معنی نزدیکتر است.
    با تشکر از شما که استاد همه ما هستید.
    موسی زاد آبکناری

  3. سلام
    جسارتم راببخشیدکلمه واداشتن درنجاری هم بکارمیرود چوبی راخوب درجای خودش جاگذاری کردن را میگویند اون چویه خوب واداشتی تامیخ بزنم ویافلان چوب راخوب وادار باتشکر

  4. جناب آقای طاهری سلام
    این مبحث خیلی برایم جالب است بسیاری کلمات با اینکه مترادفا ولی کاربردهای گوناگونی دارند مثلا بوسوختن / واسوختن / ووسوختن همه به نوعی دلالت بر سوختن دارند .
    بوسوختن (سوختن جامدات )
    واسوختن(سوختن مایعات که همان تبخیر شدن است)
    ووسوختن (سوختن سطحی پوست)
    اینگونه افعال بسیارند فقط باید کمی کنکاش کنیم .از اینکه مزاحم وقتتان شدم پوزش میطلبم.
    با سپاس

    1. خانم موسی زاد با سلام مجدد،
      علاقمندان به زبان(گویش) آبکناری ، کنجکاوند که علت تفاوت معنی یک واژه علی رغم تشابه نوشتاری و تلفظ در زبان فارسی را درک کنند ، مثلا” چرا معنی لغت “خسته” در آبکنار یک چیز است و در زبا ن فارسی معنی دیگر می دهد ، به تعدادی از این واژه ها دقت فرمایید:
      کلاچ – بلبل – تومان – فرنگ – فرز – قاب – نما – بور – بت – ساق

      و احتمالا” واژه های دیگر…

      شاد باشید

  5. با سلام خدمت جناب آقای طاهری
    از این همه دقت نظر لذت بردم واقعا عالی بود . برخی از کلمات هستند که در گویش ما و زبان فارسی عکس همدیگرند مثل:سیل (sill)=بیماری سل / سل (sell) =سیل (جاری شدن آب )
    با سپاس

  6. عم پسر زن (am pasar zan) ؛ به این همه همت و پشتکارت احسنت باید گفت و اینکه پرداختن به شعر و ادبیات و دورى از حاشیه ها وجناح بندى هاى سیاسى روحیه لطیف شما را لطیف تر نشان داده است . امیدوارم در تداوم راهت نیز ثابت قدم باشى که در ان صورت علاوه بر الگو بودن ، افتخار مضاعفى براى همه ما خواهى بود

  7. پسر عموی بزرگوار جناب آقای مهندس شاکری سلام
    بیش از این بنده را شرمنده نکنید شما نظر لطف دارید . من با این دیپلم فکستنی ام سوادم کجا بود؟ به همسر بزرگوارتان سلام بنده را برسانید . برای شما و خانواده تان بهترینها را آرزومندم.
    با سپاس فراوان محبوبه

  8. با سلام
    به این کلمات دقت کنید:
    ۱-اشتره (Ashtera)= این طرف / ۲-اوشتره(Oshtara)آن طرف / ۳-کشتره(Kashtara)=کدام طرف
    ۱-انپلی(Anpali)=این طرف / ۲-اونپلی(Onpali)آن طرف / ۳-کنپلی(Kanpali)=کدام طرف
    ۱-اجگا(Ajga)=اینجا / ۲-اوجگا(Ojga)=آنجا / ۳-کجگا(Kajga)=کجا
    ۱-ایه(Aya)=اینجا / ۲-اویا(Oya)=آنجا / ۳-کایا(Kaya)=کجا
    در موارد بالا میبینیم که(ا)این و (او)آن و (ک)کدام و کجا معنی می دهد.
    حالا به این دو کلمه (جیکا)و (جیگا) دقت کنید :جیکا=از کجا / جیگا=(از کجا )وهم به معنی( مخفی کردن )نیز کابرد دارد.
    تنوع واژه جیگا را در کلماتی مانند همیجیگا=همه جا / کوجی جیگا =جای کوچک / پیلی جیگا=جای بزرگ و سر جیگا=سرجایش / میتوان یافت .
    با سپاس موسی زاد آبکناری

  9. سلام
    آقارضا یک جمله درمیان آبکناریها زبان به زبان میچرخه البته کم کم به فراموشی سپرده شده،نمی دانم درضرب المثلها بایدنوشت ویادرگویش اون جمله اینه.فلانی اونقدرپیرا بسه پاک بباسه گاجامو(کجاوه).ویا پاک فاخرابسه.لطفا راهنمایی بفرمایید متشکر

  10. با سلام
    تلاش و مساعی مدیریت و کاربران محترم این سایت در راستای احیا و توسعه زبان (گویش) و فرهنگ و ادبیات سرزمین مادری گیلان عزیز ستودنی است .برای همه شما عزیزان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم. جسارتا فکر میکنم بجای اینکه بگویید گویش آبکناری بفرمایید زبان گیلکی که گویش آبکناری هم گیلکی است فقط با اندکی تفاوت در لهجه. اگر به پیشنهاد بنده عمل شود ممکن است گیلک زبانان دیگر هم بتوانند نظر بدهند و باعث وحدت و هم افزایی بیشتر گردد.موفق باشید.

    1. مهمان گرامی ، جناب گیلک سلام،
      پیشنهاد وحدت گرایانۀ شما جالب است ، از آنجا که عشق به زادگاه ما را به این وادی کشانده نه تخصص ، بارها از خود پرسیده ایم که تفاوت زبان و گویش و لهجه در چیست؟ خوشبختانه در این مقطع می توانیم از وجود استاد فرامرز شکوری آبکناری بهره ببریم و نظرشان را در این خصوص و همچنین لزوم تغییر عنوان صفحه جویا شویم.
      از شما بابت حضور در این خانۀ کوچک سپاسگزارم و امیدوارم در آینده با شما بیشتر آشنا شویم.

  11. جناب گیلک عزیز سلام ! البته سخن جنابعالی درست است . زیرا گیلکی زبان است و لهجه و گویش نیست و حتا یکی از زبانهای کهن ایرانی است که امروزه گیلانیان با آن تکلم می کنند . و گفتنی است که زبان گیلکی دارای لهجه های مختلف است که فقط نحوه ی تلفظشان با یکدیگر متفاوت است و لی در اصل متفقند . مثلا خوردن درم یا خوردن درمه – شهر وندان انزلی تلفظ می کنند ولی مردم آبکنار می گویند : کرا خورم – یعنی مشغول خوردنم .
    پس به طور کلی لهجه های گیلکی در استان گیلان مانند : لاهیجانی / لنگرودی / آبکناری / انزلی / رشتی / گسکری ( ضیابر و نوده و…) / فومنی و … با تفاوت در تلفظ اما این که گیلکی لهجه است یا گویش و یا زبان همانطور که در سطور پیشین بیان شد زبان است و بعد توضیح خواهم داد . نخست باید عرض کنم که طرز ادای الفاظ در هر زبان لهجه ی همان زبان است . مثلا زبان کسانی که اهل اصفهان ، تهران، یزد و مشهد و… باشد فارسی است ولی مردم هر یک از این شهرها فارسی را با شیوه یی خاص تلفظ می کنند مثل محمد علی جمال زاده اصفهانی صحبت می کند: همه می دانند که من زاده خاک پاک و بچه ی ( به کسر باء) صحیح النسب اصفهانم . یا اخوان ثالث لهجه ی مشهدی داشت . بنابر این زبان همه ی گیلانیان گیلکی است اما با لهجه های گو ناگون . یک مثال با ماضی نقلی مساله را روشن می کند: بخورده مه / بخورده یی/ بخورده / بخورده ییم / بخورده یین / بخورده نه / یعنی – خورده ام – خورده ای – خورده است – خورده ایم – خورده اند . که البته شهروندان رشت دوم و سوم شخص جمع را به یک لفظ بخورده یید یا بخورده ییدی تلفظ می کنند . مردم ضیابر و نوده و قرابا ماضی نقلی را به صورت زیر تلفظ می کنند : بخورده مو – بخوردیشو – بخورده / بخوردیمو – بخوردینو – بخوردنو و ناگفته نماند که مردم آبکنار فقط دوم شخص مفرد را به جای بخوردیشو می گویند بخورده یی یو . پس نتیجه می گیریم که گیلکی زبان است نه گویش نه لهجه . اما اینکه عده ای می گویند که گیلکی به لحاظ نداشتن کتابت لهجه است یا گویش است سخت در اشتباهند . چراکه اکثر زبان شناسان معتقدند که نداشتن کتابت دلیل زبان نبودن نیست . چون اول زبان متولد می شود و بعد خط و کتابت . ضمنا گویش یا گفتار هم با معنای زبان تفاوتی ندارد . در هر صورت گیلکی را چه لهجه بنامیم چه گویش و چه زبان در نفس معنا هیچ تفاوتی با هم ندارند . موفق باشید مهر۹۳ فرامرز شکوری

  12. با سلام و ارادت حضور جناب شکوری
    از بابت توضیحات خوب شما بسیار سپاسگزارم. اما چه بگویم که بنده و جنابعالی و دوستان دیگر در اندیشه احیای زبان مادری هستیم و دغدغه چگونگی ابداع حروف و علائم فونتیک برای کتابت آن را داریم .اما متاسفانه خیلیها در شهرهای گیلان حتی در روستاها با کودکان خود به فارسی صحبت میکنند!!!نمیدانم این پدیده زشت چه بلایی بوده که نازل شده است.ایکاش بطریقی این معضل آسیب شناسی و حل می شد.اگر ادامه پیدا کند بسیار مضر و خطرناک است.بنده اهل انزلی و سالهاست که بناچار ساکن شهر دیگری خارج از استان گیلان هستم.عاشق مردم و فرهنگ و ادبیات گیلانم. با فرزندان خود که متولد و بزرگ شده گیلان نیستند گیلکی صحبت میکنم و برایشان از آداب و رسوم گیلانیها میگویم.انتخاب نام مستعار گیلک هم خود شاهد این مدعاست.برای حضرتعالی و همه کسانی که در راستای احیا و اعتلای زبان (گویش) و فرهنگ سرزمین مادری تلاش میکنند آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.

  13. با سلام و عرض خسته نباشید خدمت آقای گیلک نازنین .
    خوشحال و سر افرازم که شما وبسیاری از گیلکان عزیز به زبان گیلکی و مادری خودعشق می ورزند و از یاد نبریم که زنده یا د محمد علی افراشته ( چلنگر ) با همین واژه زاران گیلکی یکی از سر سخت ترین مبارز علیه ظلم و ستم دوران پهلوی بود و در عین حال یکی از طرفداران پا بر جای عدالت اجتماعی مظلومان و محرومان . اما مرگ که خیال مردن ندارد و امروزه بسیاری از کلمات گیلکی رو به مرگ اند و مرگ ها بسیارند . الفاظ و کلماتی که زنده اند می توانند به زبان مردم کوچه و بازار راه پیدا کنند و متاسفانه پس از مدتی مثل یاران فراموش می شوند . فرقی نمی کند که واژه را از روس فرا گرفته باشیم یا فرانسه یا بریتانیا مثلا گیلک زبانان کلمه ی ابه (= پدر ) یا پاما دور / پامادار (= گوجه فرنگی ) را از روسیه و قاتوق (= خورشت) یا قار ماق (= قلاب ) را از ترکان ،همین طور آقا و خانم را از مغول ها قرض گرفته ایم- حتا بلدر چین ترکی امروزه به جای اوشوم یا ووشم گیلکی تکلم می شود . این بلدر چین ترکی در فارسی کرک با دو فتحه تلفظ می شود و پرنده یی ست از سار بزرگ تر از کبوتر کوچک تر به رنگ گنجشک و خال خال . آوازی دارد شبیه به تلفظ “بد بده “و از این رو او را “بد بده “هم می گویند . به قول اخوان: بده … بد بد … چه امیدی؟ چه ایمانی؟ کرک جان خوب می خوانی/ من این آواز پاکت را در این غمگین خراب آباد/ چو بوی بالهای سوخته ات پرواز خواهم داد …. بله حتا کلمات چاپ و جنگل از هند به عاریت گرفته شده . چون این گونه کلمات در میان مردم هنوززنده اند و مانند اسکناس و استکان روسی نفس می کشند ولی در باره کوچ واژه گان گیلکی از زمان مشرو طیت تا کنون هزاران کلمه منسوخ شده اند و یا یک جوری ریق رحمت را سر کشیده اند مثلا : جیم رو (= سرخ رو ) یا فغ (= مکر و حیله ) و یا خراستن (= ترسیدن) و یا کلماتی که اکنون رو به احتضارند مثل : فاکون (- انبار ) یا چوله (= شاخه) گفتنی ست که بسیاری از واژه های روسی در گیلان از بین رفته اند مانند تامات ( =رب گوجه فرنگی) یا با جانیک (= آتش نشانی ) و کرتوب و لوتکا نیز همین سر نوشت را خواهند داشت و برای اینکه زبان گیلکی یا ترکی و یا کردی در میان مردم بیشتر راه پیدا کندحتما باید در مدارس و دانشگاهها تدریس شوند و یا اینکه جناب عالی در منزل با بچه هاگیلکی صحبت می کنید کاری ست اصولی و سنجیده و نا گفته نماند که بسیاری از شاعران در سرایش شعر از غیر گیلکی هم استفاده می کنند و این کار بسیار منطقی ست و چون برای تقویت زبان گیلکی لازم است وبه عنوان مثال این شعر شیون فومنی را باهم می خوانیم : موشت به پیشانی/ و دس به سفر ه یه / شکم گوشنه جه / ایمان چی کونه … در این جا : پیشانی ( پهلوی) سفره ( عربی ) شکم ( پهلوی ) و ایمان نیز ماخوذ از عربی ست و اگر به سجل فاگیران افراشته نگاه کنید کلمات غیر گیلکی هم دیده می شود و یا محمود طیاری شاعر و نویسنده ی چندین کتاب در مجموعه شعر گیلکی ی خود با نام ” ایی موشته سرخو آلوچه ” ازغیر زبان گیلکی بهره می برد . بنگرید به این سطر : خانم ! آسیستان کویا ؟ خانم ترکی ی مغولی ست و آسیستان فرانسوی و کویا یعنی – کجا را شهروندان انزلی و رشت تلفظ می کنند و نگارنده که آبکناری ست هنوز که هنوز است کایا می گوید . اما دوست گرامی گیلک عزیز ! واژه گانی که زنده اند قدرشان را بدانیم و دو ستشان داشته باشیم و در کنارشان زندگی کنیم و ما در جهان پست مدرن و مدرنیته هستیم در دنیای ماهواره و اینترنت و مادرم صبحی می گفت موسم دلگیری ست / من به او گفتم/ زندگانی سیبی ست / گاز باید زد با پوست و هنوز سیب هست و دارو درخت و سایه ی برگی در آب ولی کاتیج و شربه و لاک و سفو و جاکو و… دیگر واژ ه گان گذشته مرده اند و از جمله ی رفتگان این راه دراز / باز آمده ای کو؟!..
    دوستت دارم – با عاطفه ی سبز /مهر۹۳ فرامرز شکوری

  14. با سلام و عرض ادب حضور جناب شکوری عزیز
    بسیار متشکرم از بذل توجه و اظهار لطفتان.ممنونم از بابت نوشته زیبا و جالب توجه شما. از اینکه بدلیل مشکلات شخصی با تاخیر به سایت وزین آبکنار ما سر می زنم پوزش می طلبم. در مدتی که مشغول مطالعه بودم بی اختیار سفری خاطره انگیز به دوران کودکی و نوجوانی وجوانی و تا به امروز داشتم .عشق و دغدغه های شما برای فرهنگ وبویژه زبان و ادبیات گیلان زمین بسیار ملموس و قابل درک بود. اما جسارتا باید عرض کنم زایش و مرگ واژگان در همه زبانهای دنیا وجود دارد و جای نگرانی نیست که بعضی از واژگان بکلی از بین رفته اند و دیگر استفاده نمی شوند.این پدیده همزمان با رشد اقتصادی و اجتماعی و تکنولوژی و تغییرات سیستمهای سیاسی در جوامع بوجود می آید.همچنین فکر نمی کنم زبانی از نفوذ و تاثیر پذیری از زبانهای دیگر به دلایل گوناگون مصون مانده باشد .زبان فارسی و زبان مادری ما هم از این قضیه مستثنی نیست.بنابراین اگر زبانهای بیگانه در زبان گیلکی وجود دارند مشکل مهمی نیست.اما عمق فاجعه و مصیبت زبان ما این است که مورد کم توجهی و بیمهری گیلکان قرار گرفته و آنچنان که باید استفاده نمی شود و با این خطر حتمی مواجه است که واژه جدیدی دیگر متولد نشود و واژگان قدیمی هم بتریج از بین بروند.اگر این اتفاق ناگوار پیش بیاید زبان گیلکی این یادگار اجداد و نیاکان ما محو خواهد شد.نگرانی بنده و حتما جنابعالی و سایر گیلکان اصیل باید تشویق و ترغیب مردم به صحبت کردن با این زبان باشد. حال چگونه واقعا فکرم به جایی نمی رسد .امیدوارم در زمان حیات من این اتفاق نیافتد زیرا احساس درختی را خواهم داشت که ریشه اش از خاک خارج شده باشد.دوستدار شما: گیلک

  15. فاضل گرامی جناب آقای گیلک بسیار بسیار عزیز و نازنین
    با سلام و درود . از این که گاه گاهی پیام و نظرات پر درخشش و دلنشین خود را برای این جانب و سایت وزین آبکنار ما مرحمت می فر مایید نهایت تشکر و امتنان را دارم . نگارنده با تفکرات و تجربیات شما در جنم و ذات زبان گیلکی موافقم .
    این که فرمودید : زبان زایش و مرگ دارد و زبانهای بیگانه ( روسی و ترکی و… ) در زبان گیلکی مطرح اند و همچنین کم توجهی و بی مهری عده ای از گیلکان نسبت به زبان مادری و آن هم به خاطر تکنولوژی ( دهکده جهانی و عصر مدرنیته و پست مدرن و اینتر نت و ماهواره و… ) همه ی این ها درست . حالا ممکن است تعدادی از کلمات از بین بروند ولی من معتقدم که زبان گیلکی به طور کلی مثل زبانهای کردی یا ترکی محو نخواهد شد . هنوز در گیلان ( شهرستانها و رو ستا ها )غالب مردم بازبان گیلکی تکلم می کنند . هنوز شعرو نثر گیلکی در نشریات گیلان چاپ و منتشر می شوند.
    با این همه ، جناب گیلک عزیزم ، از این که هر وخت تشریف آورید خیلی خیلی ممنونم . راستی نانم چو طو ، از ته حوسنان ، از ته خوبیان تشکور بو کنم . گیلاک برار ! من آبکناری م ، آبکناری گب زنم ،آبکناری م نویسم! من معتقدم که زبان گیلکی حادثه ای اسو که در گیلان روی ده ، و هه زبان که ، امرا به هم نزدیک کنه ! دانا برار ! گیلک جان ! وختی بینیوشتی مره :” محو زبان …امیدوارم در زمان حیات من این اتفاق نیافتد ” ته احساس ره بیمیرم ته صداقت ره ته درستگویی ره- باور بو کن مه چومانه ارسو دکفت. نه ! نه ! هلماله اتفاق دنکفه – گیلکی ایتا آیینه ای اسو که مانه!
    روی هم رفته، خودا گیلک عزیزا امره بداره . دوستان و آشنایانه ایتا ایتا سلام برسا ن !
    ته دوستدار – فرامر ز شکوری ۷آذر ۹۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب فرهنگی خطه زیبای آبکنار

error: Content is protected !!