آغوز بازی

<<<<    آغوز بازی     >>>>

یاد اون روزها اوفتادم، اون روزهایی که بچه بودم و پدرم دوست نداشت که من دراتاق خوابم کامپیوتر لپ تاب ۱۷ اینجی، با پلی استیشن ۳، با اکس باکس، با آیفون ۵ و یا حتی با تلویزیون ۳ بعدی ۴۰ اینچی ام مشغول باشم، اون روزها!

راستی تا یادم نرفته زود بگم تا خیلی نسبت به پدرم منفی فکر نکنین. اون طفلی دو تا مشکل داشت، یکی اینکه این وسایل اون موقع هنوز نبود تا برام بخره و دیگه اینکه اگه هم بودند اون طفلی قدرت خریدشو نداشت. اویی که با یک حقوق ناچیز کارمندی سرپرستی خانواده ای نسبتا بزرگ رو عهده دار بود.  بر خلاف اکتریت قریب به اتفاق هم محلی هام تو آبکنار او به بچه هاش می گفت که من از شما هیچ چیزی نمی خوام جز اینکه تحصیل کنید. هرگز دوست نداشت بچه هاش برای پول در آوردن از ساختن آینده شون عقب بمونند.

راستی باز داشت یادم می رفت، اون اطاق خوابم در دوران کودکی. راستی من که اطاق خواب برای خودم نداشتم. خونه دو تا اطاق داشت که یکی از اون دو تا اطاق مهمون بود و بایستی همیشه مرتب می بود. می موند یک اطاق و همه اعضای خونواده که روی تشک های ردیف شده کنار هم می خوابیدیم.

آره اون روزها، ما برای اینکه یک جوری خودمونو مشغول کنیم می رفتیم به طرف باغ پدر بزرگم. خیلی باغ با صفایی بود. انواع درخت میوه، از جمله درخت گردو و یا به قول ما آبکناری ها آغوز دار، در اون باغ می شد یافت. درختهای گردو هم معمولا بلندند. ولی این مانعی برای ما نمی شد. از درخت می رفتیم بالا و به اندازه ای که در جیب هامون جا می گرفت، جیبها رو پر می کردیم از گردو.

گردو

پس از چندین ساعت می رسیدیم خونه. حالا تازه کارمون شروع میشد. گردویی که از درخت میکنی یک پوست بیرونی داره که باید پاک بشه. برخی از این پوسته ها پوسیده شده بودند و به راحتی جدا می شدند. بقیه رو با هزاران ترفند جدا می کردیم. گاهی با چاقو، گاهی با تراشه ای تیز و گاهی با سابیدن روی زمین. پس از جندین ساعت تلاش گردو ها آماده شده بودند برای بازی.

اول از هر کاری می بایست از میان اون ها یک تیله انتخاب می کردیم. مشخصه تیله در چند چیز بود. اول از همه می بایست تا آنجا که امکان داشت گرد بود تا خوب بغلتد. دوم اینکه می باست تا می توانست کوچک و کم وزن باشد تا بتواند به گردو های ردیف آخر برسد. حالا دیگه آماده بودیم برای بازی. یک مسیر نسبتا صاف و بلند پیدا می کردیم و گردو ها را ردیف می چیدیم و دیگه ما بودیم و غوغای بازی.

البته نکته نهایی این پروسه روز فردای پاک کردن گردو ها مشخص می شد. کف هر دو دست مان سیاه سیاه بودند. اینم از تاثیر گردوی تازه بر پوست دسته. دست رو سیاه میکنه. ولی این کار مایه شرم پیش دیگر بچه های محل نبود. چون ما احتمالا همگی اون روزها همین کار رو کرده بودیم و رنگ کف دستهامون شبیه هم بود.

نویسنده:بهمن

aghooz

اگر در اینترنت “آغوز بازی” را جستجو کنیم، می بینیم این بازی در مکان های دیگر نیز مرسوم بوده و بعضی از افراد علاقه مند قوانین و شکل بازی در محل خودشان را مستند کرده اند.
امیدوارم بر و بچه های آبکنار هم این معروفترین بازی را آنطور که در آبکنار جریان داشت تشریح کنند تا اولا” مرجعی برای دوستداران آبکنار باشد و ثانیا” سوژه ای در اختیار متخصصین نرم افزار و ساخت بازی های کامپیوتری قرار گیرد.

Print this pageEmail this to someoneTweet about this on TwitterShare on Facebook

6 فکر می‌کنند “آغوز بازی”

  1. سلام
    آغوزبازی چندشکل است ۱-همان است که فرمودید یکی یکی ردیف پشت سرهم وباتیله به آنها میزدیم.۲-هشتک ،که بعضیهابازی هشتک راباغمارخراب کردند۳-بزنو دووار.اینجوربودکه هرکس بزرکترین آغوز راکه اسمش کله فکوبود پیدامیکرد وتوی راه بازگشت به خانه بایدکله فکوی همدیگررا میزدند۴-تهرانی بازی،که خیلی هم برای ماسخت بوداین بازی رو بپزیریم ولی بازیه شیرینی بود به این شکل که به تعدادبازی کنها آغوزها راکنارهم میچیدیم ودورش یک خط بیضی شکل میکشیدیم،بعدتعیین میکردیم چندقدم فاصله بگیریم وبا همان کله فکو(البته مخصوص اینکاربود)به آغوزهای داخل خط میزدیم هرآغوزی که بیرون می افتاد مال صاحب آن کله فکوبود.خنده دارش اینجابودکه هرموقع کله فکوی ما داخل خط گیرمیکردباید دماغی میزدیم.راستی اگردرخاطرمبارکتان میباشد بهترین بازیکنهای محله خودتان رادرهررشته معرفی کنید،تاهم یادی ازآنزمان زنده بشه وهم باعث خوشحالی.شادباشیدوموفق

    1. جناب آقای سیاوش سلام،
      متشکرم از وقتی که می گذارید و آفرین بر حافظه شما.
      در آغوز بازی نوع اول، هر بازیکن برای اینکه بیشترین سود یا بیشترین برد را کسب کند بایستی درست قبل از حرکت دادن تیله به سوی آغوزهای ردیف شده می گفت:
      “گرفتو ته تیری ته آغوز، پایا بخورد جارسونو” معنی آن به این مضمون است ” می زنم به قصد گردو و تیله شما و اگر به پای هر کس بخورد، حرکت تکرار می شود”.
      اگر آن بازیکن از اول چنین شرط هایی بر زبان نمی آورد، نمی توانست از امتیازات بازی خوب خود استفاده کند و یا اگر تیله وی در بین راه به پای کسی برخورد می کرد و از مسیرش منحرف می شد، تنها در صورتی مجاز به تکرار حرکت بود که آن شرط را از اول گفته باشد.

      بد نیست در اینجا یادی از ترانه ماندگار یاد کودکی بکنیم که در سال های دور بانو دلکش آن را اجرا کرده بود و در سالهای اخیر بخش هایی از آن توسط آقای علیرضا افتخاری بازخوانی شده است.

      شعر ترانه از معینی کرمانشاهی است.

      یادم آمد ، شوق روزگار کودکی ، مستی بهار کودکی
      یادم آمد ، آن همه صفای دل که بود ، خفته در کنار کودکی
      رنگ گل جمال دیگر، در چمن داشت/آسمان جلال دیگر، پیش من داشت
      شور و حال کودکی، برنگردد دریغا/ قیل و قال کودکی، برنگردد دریغا
      به چشم من همه رنگی فریبا بود/ دل دور از حسد من شکیبا بود
      نه مرا سوز سینه بود/ نه دلم جای کینه بود
      شور و حال کودکی، برنگردد دریغا/ قیل و قال کودکی، برنگردد دریغا
      (روز و شب دعای من بوده با خدای من
      کز کَرَم کند حاجتم روا ، آنچه مانده از عمر من به جا) _(۲مرتبه)
      گیرد و پس دهد به من دمی / مستی کودکانه مرا
      شور و حال کودکی، برنگردد دریغا/ قیل و قال کودکی، برنگردد دریغا

  2. سلام
    چقدرخوب یادت مانده .اگربه پای کسی میخورد،باهزاردلیل وبرهان وشاهدهای قلابی ثابت میشدکه آقابه پای فلانی خورده وبایدازنوبازی بشه .چه درگیریهای بیخودی کودکانه ایکاش یه مقدارکمی ازتجربیات بزرگترهارا به جان ودل می پذیرفتیم وآن همه دعواهای کودکانه رادرست نمی کردیم.که الان دورازوطن وهم ولایتیها، نادم وپشیمان ولی کاری هم نمی توان کرد.من ازهمین جا ازتک تک آنهایی که درآغوزبازی ویابازیهای دیگردرآنزمان دعواگرفته ام عذرخواهی میکنم. زاک بیم ده .بزرگی کنیدوببخشید

  3. آخه یادم رفت بنویسم .مو اون موقو خیلی مادودرد بم.هرچه کردیم به جزحکایت دوست درهمه عمرازآن پشیمانیم.البته سعدی علیه رحمه فرموده هرچه گفتیم .ماکه گفته نداریم .ماهرچه کردیم درست ره

  4. سلام
    اول اینکه سایت وزین آبکنارما صفحه پیام وشادباش ندارد.شرمنده از زحمتی که بوجود میآورم.دوم اینکه یک ضرب المثل آغوزبازی که یک دنیا حرف برای گفتن داره را برای یادگاری مینویسم که کمترکسی این یادش هست .ته پوچو آغوزا مه مغز آغوز ور واکاشتی.کنایه به کسانی است که خودشان را به بهترازخودشان میچسبانند تا خودی نشان بدهند .ویا بعضی مواقع درازدواجهای ناموفق گفته میشد.موفق باشید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب فرهنگی خطه زیبای آبکنار

error: Content is protected !!