سرگرمی و داستان

Print this pageEmail this to someoneTweet about this on TwitterShare on Facebook

2 فکر می‌کنند “سرگرمی و داستان”

  1. سلام
    بعداز این همه غیبت اول همه شما را بخندانم .البته آذری زبانان گرامی به دل نگیرند.
    یکی از چشمهای یکنفر آذری زبان خون آلود بود که دوستش به ایشان میگه چشت چی شده میگه چش خورده دوستش میگه مگر ترکها چش می خورند میگه اون چش که نه چش شلوار خورده. حالا حکایت ،حکایت صفحه خودسازی این سایته . چهار رو زپشت سرهم نوشتم آقا رضا و آقا نادر منو چش زدند. آقا دیگه من و هیچکس دیگه رو در این سایت چش نزنید.

  2. سلام
    یک روز سر کلاس درس یکی از محصلین رو به آقا معلم میکنه و اینطوری شروع میکنه آقا پدرم میگه طبق نظریه داروین آدمها میمون بوده اند و دمشان لای یک درخت دو شاخه گیر میکنه و کنده میشه از آن روز به بعد آدم بوجود میاد و اصرار هم میکنه که این نظریه درسته .آقا معلم می بینه راهی نداره میگه آقا ما به ابا و اجداد شما کاری نداریم ، ولی ما از نسل اونا نیستیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب فرهنگی خطه زیبای آبکنار

error: Content is protected !!