خواب شیرین

از کانال آبکنار ما  بازدید فرمایید

دیشب خواب دیدم چه خواب شیرینی دیدم

صبح زود بود ، رفتم کنار مرداب ، پاهایم از شبنم خیس شد ، تازه آفتاب از سمت ماروزه سر بر آورده بود ، سطح آب چنان صاف بود که گویی اصلا” آب نیست ، فقط کنار ساحل ، آب زلال یک موج آرامی داشت ، بچه ماهی های ریز در آن شنا می کردند ، چند تا چلچله دریایی (چیری) روی آب پرواز می کردند و صدای آن پرندگان و قورباغه های کنار ساحل و جیرجیرک ها تنها صداهایی بودند که آرامش کنار مرداب را خدشه دار می کردند.
هوس کردم یک سنگ به داخل مرداب پرتاب کنم ، با تمام توان سنگ را انداختم ، امواج دایره ای شکل و تو در تو منظره زیبایی برای من ساخت ، حیف که زود از خواب بیدار شدم !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *