اسم مستعار خوب !

اسم مستعار در تئوری اسمی است که برای یک دورۀ موقت برگزیده می شود تا صاحب آن با گسستن محدودیت ها ،  با آزادی عمل بیشتری به فعالیت بپردازد.Pen-Shadow-Picture-Wallpapert

انتخاب اسم عاریتی با هدف پنهانی خود می تواند کاربردی مفید یا مضر داشته باشد ، استفاده مسئولانه از آن ممکن است تحول آفرین و در غیر این صورت ابزاری مخرب باشد.

از مشخصات کاربرد مسئولانه اسم مستعار آن است که  استفاده کننده از آن و بستگان و یارانش بتوانند پس از رفع محدودیت ها به آن افتخار و از تمام آثار خلق شده با اسم مستعار و اظهارات و نوشته های آن دوره دفاع کنند.

استفاده از کلمات و جملات نا پسند و بکار بردن روش های غیر اخلاقی حتی در مبارزه با دشمن نیز قابل دفاع نیست و موجب شرمساری خواهد شد.

در صورتی که رضایت و احترام اطرافیان پس از کنار گذاشتن اسم مستعار مد نظر قرار گیرد ، هدف خیرخواهانه انتخاب اسم مستعار محقق خواهد شد.

استفاده کنندگان از اسامی مستعار با پنهان کردن هویت واقعی ، در واقع شخصیت حقیقی خود را انکار می کنند و لذا به همان اندازه که می توانند از مصونیت قضایی برخوردار شوند ، از پیگیری حقوق خود نیز محرومند.

 

9 دیدگاه در “اسم مستعار خوب !”

  1. مطالب بسیار زیادی با موضوع “اسم مستعار” قابل طرح است ، اما مفید ترین آن ها تعریف یا باز تعریف اسم مستعار ، اسم جعلی و شخصیت مجازی (اصطلاح جدید) و تکلیف رسانه ها است.

  2. جناب طاهری گرامی سلام.
    موضوع قابل بحثی را مطرح کرده اید.همانطور که فرمودید اسم مستعار یعنی نامی غیر اصلی که به عاریت انتخاب شده باشد.
    روشن است که انتخاب اسم مستعار در فعالیت رسانه ای به جهت پنهان نمودن هویت حقیقی صاحب اثر از نظر مخاطبان است ، و متناسب با نوع فعالیت خاص رسانه ای دلایل خاص مربوط به خود را دارد. یعنی دلیل کسی که فرضا در یک روزنامه یا هفته نامه سیاسی با نام مستعار قلم می زند با کسی که با نام مستعار در یک سایت محلی اقدام به اظهار نظر میکند کاملا متفاوت است.
    حال با توجه به اینکه عمده فعالیت رسانه ای ما آبکناری ها در فضای مجازی اینترنت مثل سایت های محلی ،وبلاگ های شخصی وشاید فیس بوگ ظهور پیدا کرده است پرداختن به انتخاب اسم مستعار در یک چنین موقعیتی مهمتر جلوه می کند.
    اما قبل از هر چیز لازم به یادآوریست که اصولا اسم مستعار با اسم هنری یا تخلص شاعرانه بسیار بسیار متفاوت است زیرا کسانی که معمولا در ثبت آثار هنری از قبیل نقاشی ،کاریکاتور،نمایشنامه ،شعر ،مقاله یا داستان از اسم هنری بهره می برند اصولا هویت حقیقی آنها برای مخاطبین و علاقه مندانشان اشکار و شناخته شده است و معمولا مضمون آثار این افراد عاری از توهین و تهمت و افترا و هتک حرمت به شخصیت حقیقی یا حقوقی دیگر افراد است.
    اما به گمان بنده گزینش اسم مستعار در در فضای مجازی به علل عمده ای صورت می پذیرد با اجازه به چند دلیلی که الان به ذهنم خطور می کند خلاصه وار اشاره ای میکنم.
    ۱٫عدم وجود اعتماد به نفس:معمولا فرد حتی اگر هیچ یک از کاربران حاضر و یا حتی مخاطبین احتمالی یک فضای مجازی مثلا یک سایت محلی را نشناسد و از سطح تفکر و دانش آنها با خبر نباشد باز به جهت نداشتن عزت نفس قادر به بیان نظر یا ثبت اثر خود با نام اصلی خود نیست ،زیرا تصور می کند ممکن است رای و یا کاری را که خلق کرده است چندان قابلیت و ارزشمندی بروز را نداشته باشد وحتی ممکن است مورد تمسخر و مضحکه کاربران دیگر قرار گیرد بنا براین هویت واقعی خود را پنهان می سازد.
    ۲٫غرور و تکبر بر آمده از خود بزرگ بینی:دلیل حضور این افراد با اسم مستعار در فضای مجازی کاملا بر عکس افراد بالا ست.یعنی فرد در تصورات و اوهام خود چنان شخصیت و موقیعت اجتماعی خود را در طبقه بالا می انگارد که برای خود دون شان و شخصیت می داند که در جمعی وارد و با هویت حقیقی خود اظهار نظر نماید اما چون این اعتماد به نفس کاذب بر آمده از غرور و نخوت جاهلانه است بنا براین حتی نمیتواند از بیان اظهار نظر هم خود داری کند.پس راه حل را انتخاب یک اسم جعلی میداند.
    ۳٫عدم پاسخگو بودن در آینده:فرد به لحاظ جهتی که در بیان نظر یا اثر فرضا ادبی خلق شده دارد و حتی ممکن است در آن جهت گیری به شخصیت های حقیقی و حقوقی افراد توهین کرده باشد بخاطر اینکه مجبور نباشد در آینده ، چه در فضای مجازی چه بصورت حضوری ،پاسخگوی اشخاص فوق باشد هویت واقعی خود را پنهان می کند.
    ۴لذت از بازی پشت پرده و پنهان کاری:به گمان بنده این آخری یک نوع خصلت ضد ارزش و در واقع بیمار گونه است که فرد در سطح رفتار ها و بر خورد های اجتماعی از بازی سازی در پشت پرده لذت برده و آن را به گونه ای زرنگی و تیز هوشی می پندارد البته در خوش بینانه ترین حالت فرد از حس “رازورزی “است که لذت میبرد یعنی از اینکه دیگران مدام در پی شناخت هویت اصلی وی باشند احساس تیزی و رندی کسب می کند که موجب خوشحالی بیمار گونه وی می گردد غافل از این که در اینچنین پنهان کاری هایی رفتارهای نا هنجاری چون تزویر ونیرنگ ،خیانت و دسیسه ،فتنه و آتش افروزی هم نمود پیدا میکند.
    با همه این تفاصیل وقتی ادعا میشود جوی دوستانه در فضای بعضی از این سایت ها حاکم است بنده به هیچ عنوان انتخاب اسم مستعار را منطقی و جایز نمی دانم . زیرا به گمان بنده این کار به نوعی توهین به دیگر کاربرانی است که با نام واقعی خود به میدان آمده اند.تصور کنید که در یک مهمانی که اغلب حاضرین آشنا (حتی غیر آشنا )هستند ناگهان فردی با ماسک بر روی صورت وارد میشود و تصمیم دارد تا انتهای مهمانی با همان ماسک بر روی چهره در جمع حضور یابد. بی گمان مطمئنم که همه افراد حاضر چنین حرکتی را توهین به خود می پندارند و حاضر به گفت و گو با چنین شخصی نخواهند بود.
    جناب طاهری عزیز از اینکه بیش از حد قلم فرسایی کردم عذر خواهی میکنم .یاد آوری هر آنچه که عرض کردم نظرات و برداشت شخصی بنده بود . ولزوما نظر کارشاسی نیست پس ممکن است که درین مورد اشتباه کرده باشم .با آرزوی موفیقت روز افزون برای شما.سینا آبکناری

    1. جناب شفیع زاده عزیز سلام،
      ضمن تأیید تمام نکاتی که مرقوم فرموده اید ، اجازه می خواهم با توجه به اندک بضاعتم چند جمله در خصوص ” اسم مستعار خوب ” به عرض برسانم.
      استفاده از اسم مستعار تنها زمانی مقبول است که فعالیت علنی با اسم واقعی امکان پذیر نباشد و معمولا” این چنین موقعیت فقط برای سیاسیونی که در تعارض با حکومت وقت هستند ، بوجود می آید.
      اسم مستعار به معنی واقعی خود بیشتر برای اشخاصی که هم سطح با افراد یاد شده در مقالۀ ” اسم مستعار چرا؟” قرار دارند ، قابل پذیرش است که اظهارات و آثارشان در گسترۀ کشوری و منطقه ای مورد توجه هستند.
      اسم مستعار در واقع اسم دوم یا هویت ثانوی اشخاص است که پس از رفع محدودیت ممکن است تا مدت ها در کنار اسم واقعی مورد استفاده قرار گیرد
      آنچه که در فضای مجازی به چشم می خورد بهتر است به چیزی غیر از اسم مستعار نامیده شود.
      آقای شفیع زاده عزیز،
      در ابراز حقایق ، نظرات آگاهی بخش و ارائه “تعاریف” روشنتر ، به هر میزان که بنویسیم ، کم نوشته ایم و لذا به هیچ وجه نوشته های شما قلم فرسایی ” بیش از حد” نیست.

  3. در یک تعریف کلی ، کاربرد اسم مستعار فقط برای اشخاصی قابل توجیه است که امکان حضور در جامعه با اسم واقعی ندارند و حتی اسامی کسانی را که در روزنامه ها و مجلات سیاسی شناسنامه دار قلم می زنند نمی توان مستعار نامید چرا که چنین نشریاتی بدون شناسایی نویسنده ، مسئولیت نشر مقالات و آثار با اسامی نا شناس را نخواهند پذیرفت.
    در این صورت درج هر اسمی به غیر از اسم واقعی برابر است با اصطلاح ژورنالیستی “امضاء محفوظ” ، یعنی صاحب اثری که تمایل ندارد خود را به عموم معرفی کند برای اینکه بتواند اثر خود را رونامه ها و مجلات علنی و قانونی نشر دهد ، مجبور است با مسئولین آن نشریات مستقیم یا غیر مسقیم تماس برقرار کند و احتمال اینکه بدون معرفی خود موفق به انتشار آثار خود شود ، بسیار بعید است مگر آنکه سردبیر یا مدیر مسئول اطمینان حاصل کنند که شکل و محتوای آن اثر بی خطر است ! در این حالت دلیلی برای انتخاب اسم مستعار یا درج عبارت “امضاء محفوظ” باقی نمی ماند.

  4. اگر بپذیریم که اسم مستعار فقط برای سیاسیونی کاربرد دارد که نمی توانند آزادانه به فعالیت بپردازند و اگر دقت کنیم می بینیم که ۹۹ درصد مطالب ارائه شده در فضای مجازی در حول و حوش آبکنار در سه ساله اخیر غیر سیاسی بوده است ، پی خواهیم برد که روستای آبکنار نیازی به فعالیت افراد با اسم مستعار ندارد.
    از طرف دیگر اسامی متنوع و غالبا” یکبار مصرف را نمی توان جعلی نامید چرا که در علم حقوق جعل به دستکاری در اسناد یا امضای اصلی به قصد تقلب گفته می شود ، بنابر این اگر شخصی با استفاده از اسم شخصیت دیگر برای خود منافعی ایجاد کند می توان گفت از اسم جعلی استفاده کرده است ، در حالی که در چند سال اخیر موردی با این تعریف دیده نشده است.
    با همۀ این اوصاف می بینیم که سؤالات روز اول همچنان به قوت خود باقی است :
    – اینها چه کسانی هستند که با اسامی مختلف ظاهر می شوند و پس از مدتی جای خود را به اسامی جدید می دهند یا برای خود اسم جدید انتخاب می کنند؟
    – اینها چه کسانی هستند که با طرح مسائل مشخص ، چنان می نمایند که گویا بدنبال کشف حقیقتی هستند؟
    – اینها چه کسانی هستند که خود را مجاز به ورود به هر حریمی می دانند؟
    – اینها چه کسانی هستند و با چه هدفی هر روز آتش اختلافات را شعله ورتر می کنند؟
    – اینها چه کسانی هستند که مدام در سایت ها و وبلاگ ها پرسه می زنند تا مکان نشو و نمای خود را بیابند؟
    ضمنا” اگر خواننده ای دو یا چند اسم از آنان را به یک نفر منتسب کند ، آیا خطایی مرتکب شده؟ یا اگر کاربر دیگری آن ها را مأمورانی برای برهم زدن روستای آبکنار بپندارد ، آیا اشتباهی مرتکب شده؟ یا اگر هیچ فرقی بین آنان قائل نشود ، آیا گناهی انجام داده؟
    به راستی اینها چه کسانی هستند و چه هدفی را دنبال می کنند؟
    دوست عزیزم آقای سینا شفیع زاده به علل و نیات بعضی از افراد برای انتخاب اسامی غیر واقعی اشاره کرده اند هر چند ممکن است بعضی از همان افراد بدون هیچ تصمیم قبلی و حتی با حسن نیت اسم خود را تغییر داده باشند ولی قصد و غرض هر چه باشد ، نتایج پنهان کردن هویت واقعی با هم برابر هستند و آن ایجاد ابهام و پیچیدگی بیشتر و دشمنی های بی دلیل و مهلک است.
    در این میان وظایف مدیران رسانه ها چیست؟ آیا تاکنون راه درستی پیموده شده یا احتیاج به بازنگری و تجدید نظر دارد؟

  5. جناب آقای طاهری عزیز سلام ! مبحث جالبی پیش کشیده اید ! این که اسم مستعار خوب ! یا نقش اسم مستعار در جوامع و وضعیت موجود تا چه حد است ؟ این سوال عقلی و منطقی – مخصوصا در این اواخر – توامان با این بدیهیات ،مثل این که بپرسند تاثیر آفتاب در هوای ابری و هوای آفتابی چگونه است ؟ – خوب مسلم است که وقتی آفتاب طلوع می کند روز تحقق می یابد ، نزدیکیهای طلوع را می گویند : صبح زود ، شبگیر ، پیش از آن را سحر می نامند و پیش از آن شب است . این طور نیست؟ حالا ماه و ستاره و خورشید وقتی می تراوند و می تابند زیبا ست . با این توضیح کوتاه ، اسم مستعار در لغت همان استعاره است و آنچه که بعاریت گرفته شده . خاقانی می گوید : ای همه هستی که هست از کف تو مستعار / نیست نیازی که نیست بر در تو مستعین . مستعار یعنی بدلی ، عوضی و مخفی و… اسم مستعار مترادف با زبان های مخفی( ضایع / صد پر / کلاس / لاوا زیه و…) است : نخستین مدارکی که از این گونه القاب و استعارات به دست آمده مربوط به سارقان و راهزنان بوده است . این جماعت که خلاف قانون رفتار می کرده اند – نیاز به وسیله ای یا اسامی جعلی ی برای ارتباط داشته اند تا اسرار و ماهیت شان پوشیده و پنهان بماند که البته چنین اسامی ی را خود و گروه خاصی که او را انتخاب می کنند می فهمند و فهمش یا شناسایی اش برای دیگران مشکل است حتی اوشانان و بدر بران دره جن هم ممکن است آنها را نشناسندو اما گروهی هم بودند و هستند مثلا در گذشته یعنی رژیم شاه مبارزان و روشنفکرانی در حال مبارزه بارژیم از اسامی مستعار استفاده می کردند تا دیگران ( ساواک و سازمان امنیت و…) نتوانند از طریق اسم مستعار به اسرار و راز و رمز شان وارد شوند و این به قول آقای طاهری یکی از راههای اعتراض و تعارض بارژیم های تو تالیتر و خود کامه بوده است و گرنه در یک روستای آبکنار در یک سایت دوستانه و خودی نیاز ی به فعالیت افراد به اسم جعلی ندارد . اما اکنون در رابطه بارژیم گذشته می خواهم مثالی عرض کنم :آقای بیژن اسدی پور آبکنار نویسنده و طنز پرداز و نقاش که مدتها هم در زمان شاه زندانی بوده اند در هفته نامه توفیق سال ۴۵ مطالبش را با اسامی مستعار : برگ چغند ر ، ملا بنویس ، ریش سیاه و یک نفر دیگر برای نشریه ی توفیق می نوشت . یا پرویز شاپور کاریکلماتوریست( همسر فروغ فرخزاد) کار خود را با نام های مستعار ” مهدخت ” و” کامیار” برای توفیق می فرستاد . مهدخت نام خواهر شاپور و کامیار نام پسر اوست . یا دکتر علی شریعتی نویسنده و جامعه شناس ، کتابهایش را با اسامی مستعار :” علی مزینانی “،” علی سبزواری” و همچنین دکتر پیمان دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز در رژیم گذشته اسم مستعار ش” پایدار” بوده و اما یک نکته راهم باید بگویم که اسامی قبل و بعد افراد هیچ ربطی به مساله مستعار ندارد مثلا دکتر عبدالکریم سروش ( حاج فرج دباغ ) مهرداد اوستا ( محمد رضا رحمانی)، نیما یوشیج ( علی اسفندیاری) و یا تخلص شاعران نیز هم مثل احمد شاملو( الف بامداد)، هوشنگ ابتهاج (ه.ا.سایه) و یک نکته ی مهم دیگر استفاده از زبان های مخفی در سایت هاست، حتی بعضی ها به معنی آنها هم توجهی نمی کنند به عنوان مثال: ابولی (آرد) تی تی ( مامور مخفی ) ، رشید خان ( معذورم از بیان معنی آن ) چایی شیرین ( کسی که برای تملق خبر چینی می کند)، چت( گیج ) همان قاق ترکی که وارد زبان گیلکی شده و در آبکنار در بازی های قدیم قاق و قاق ریش می گفتند و من در یکی از سایتها دیدم طرف از اسم مستعار ” زی زی گولو” استفاده کرد ه حال آن که در زبانهای مخفی به معنی زن بد نام است . یا کسی اسم مستعار ” شیویل” انتخاب کرده بود و شیویل به مفهوم بی دست و پاست مثلا یارو شیویله – یعنی خیلی بی عرضه است . بنابر این به باور من در سایت های رسمی و خودی درست مانند یک نشریه باید عمل کرد فرض کنید نشریه ی کیهان و یا شرق و اعتماد و… نام و نام خانوادگی سر دبیر و صاحب امتیاز مشخص است چه کسانی هستند و سایت های دولتی نیز همین حکم را دارندمگر این که شخص با همین رژیم در حال مبارزه باشد .وآقای سینا شفیع زاد درست و به جا فرمودند که در حال حاضرمثل کسی که با ماسک بر روی چهر ه در جمع حضور یابد و این توهینی برای حضار و یا کار بران است . باآرزوی موفقیت برای شما عزیزان . ۶تیر ۹۳ فرامرز شکوری

    1. جناب استاد شکوری سلام،
      ممنون از نظرات مفیدتان و در ادامه تقاضا می کنم که به مسئولیت مدیران صفحات اینترنتی نیز پرداخته شود ، تجربۀ چند ساله نشان می دهد که کاربران فعال با اسم غیر واقعی ، طرفدار انتشار بی قید و شرط تمام نظرات هستند! و مهمانان شناسنامه دار غالبا” خواستار حرکت در یک چارچوب می باشند
      در حقیقت مسئولیت مدیر هر رسانه بیش از باز کنندۀ آن است و خوب است مدیران مسئول سایت ها بسته به سیاست کاری خود چارچوب های مورد نظر خود را تعریف کنند.
      تا زمانی که چارچوب خاصی تدوین نشده ، پیشنهاد می کنم با هم توافق کنیم چارچوب های حاکم بر سایت ها ، همان “خط قرمز ها”ی شناخته شده باشد.
      ممکن است این تعریف در وهلۀ اول یک چارچوب کلی به نظر برسد اما با دقت بیشتر در می یابیم که برای تمام ابعاد جامعه حد و مرز مشخصی وجود دارد و در واقع خطوط قرمز مرزهای مشترک عرف و قانون هستند، بطور مثال کسی در جامعۀ ما نمی تواند ادعا کند که از قواعد و قوانین و حرمت های ماه مبارک رمضان اطلاع ندارد و یا هیچ کس را پیدا نمی کنید که از بکار بردن پیشوند آقا یا خانم برای رعایت احترام مخاطب خود مطلع نباشد (به استثنای زمانی که روابط خیلی صمیمی بین دو نفر حاکم است)
      نا گفته نماند ممکن است بعضی خطوط قرمز از یک فرد و خانواده و شهر به فرد و خانوادۀ و شهر دیگر تفاوت داشته باشد ولی به هر حال ضوابط نا نوشته ای بین افراد یک جامعه وجود دارد که رعایت آن ها برای جلوگیری از حاشیه های فرساینده ، الزامی است.
      مدیران سایت ها که با هدف جمع کردن هم محلی های خود در یک مرکز اینترنتی بنام سایت یا وبلاگ پای در این راه گذاشته اند ، بایستی از هر عامل انحرافی پیشگیری کنند.

  6. چناب طاهری عزیز و نازنین سلام!
    چنان که آن خطاط سه گونه خط نوشتی :
    یکی او خواندی لا غیر / یکی هم او خواندی هم غیر /
    یکی نه او خواند ی نه غیر او ….( شمس تبریزی)

    حقیقت این سخن به ایشان نرسید ، الا معنی ای به ایشان رسید که رنگشان دگر شد . تغییر آدمی را سببی باشد این که می گفت ” عرصه ی سخن بس فراخ است” خواستم جوابش گفتن که ” بل که عرصه ی معنی بس فراخ است عرصه سخن بس تنگ است ” آن چه ما را باطن است ، ظاهر همان است ، خدا ما را این داده است که با بیگانه توانیم نشستن با دوستی اولی تر . بحمد الله ، نومید مشو، رویت به صفاست و نور پاک و روی به صحت است و روح و راحت . کدورت ها گذشت . آبکناری ها را با کینه نسبتی نیست . عالم بر مثال کوه است . هر چه گویی ، از خیر و شر از کوه همان شنوی . و اگر گمان بری که ” من خوب گفتم، کوه زشت جواب داد” محال باشد که بلبل در کوه بانگ کند ، از کوه بانگ زاغ آید یا بانگ آدمی یا بانگ خر.
    اما بعد – حتما از نامه ی اینتر نتی جناب کاس آقا راجع به جناب عالی و نگارنده واقف اید و قطعا شما پاسخ خواهید داد و موضوع همان ” اسم مستعار خوب” بود که شما و دوستان و بنده به طور کلی مطالبی بیان کردیم تا به کسی بر نخورد اما ایشان باز قیاس به خو د گرفت و چنین نوشت :” همکاران عرصه ی مجازی در هر حوزه دلخواه می خواهند فعالیت های خودشان را انجام بدهند اما برخی مقاله های شما از بس کلی هستند اصلا طرف مخالف آنها معلوم نیستند” باید عرض کنم که در آن دو سه نوشته نامی از ایشان نبود یک بحث کلی ذاتی کلی عرضی بود . اهل منطق در باره مفهوم جزیی و کلی می گویند : مفهوم جزیی آنست که شامل افراد متعدد ( خارجی یا فرضی ) نشود . مانند : این درخت یا سقراط . مفهوم کلی آنست که فی نفسه بر افراد متعدد( خارجی یا فرضی ) صادق باشد . مانند : فیلسوف یا در یا . فیلسوف کلی ست ولی نمی توان گفت : منظور فارابی یا بو علی بوده – چون مخاطب معلوم نیست پس نامه نوشتن هم ضرورتی نداشت . در نامه اش باز به قیاس بر می خوریم مثلا نوشته اند:” لازم به ذکر است که همه هنر مندان و شاعران اسم مستعار دارند ” مثل این قضیه است که بگویم همه ی انسان ها آسیایی اند . یا هر عالمی با فضیلت است – حال آنکه بعضی عالمان با فضیلت نیستند . اولا همه ی شاعر ان اسم مستعار ندارند . مثلا فروغ و مشیری و سیمین بهبهانی و… . ثانیا ، شاعران به جای مستعار از کلمه ی تخلص استفاده می کنند مانند : ” الف- بامداد “برای احمد شاملو و” م- امید” برای اخوان ثالث . حال این سوال مطرح است که آیا مردم با م- امید آشنایی دارند یا با اسم حقیقی ؟ مسلم است که ا سم حقیقی را بیشتر می شناسند. حال این چه ربطی به اسم مستعار شمادارد ؟ به قول مولانا: کار پاکان را قیاس از خود مگیر / گرچه ماند در نبشتن شیر وشیر . و من در آن “اسم مستعار خوب “که طراح آن جناب آقای طاهری بودند .نوشتم بعضی ها دو اسم دارند – مثلا اسم قبلی اش قلی دست به یقه است و حالا شده مصطفی نیک صفت . یا قبلا علی اسفند یاری بوده حالا نیما یوشیج است و… جناب کاس آقا باز مرقوم فرموده اند:” جناب استادی ( فرامرز شکوری) که زمانی دو اسم مستعار یکی فتح الله محرابی و دیگر شقایق آبکناری داشته ، این کار برازنده ی او بوده اما برای بنده عیب و گناه کبیره ای است” اینجا چند نکته است: نکته اول از میان ۱۰۰ مقاله ای که برای مطبوعات نوشتم و هنوز هم دارم می نویسم دو مقاله با نام های این دو عزیز بوده و حالا هر دو شمع وجود شان خاموش گشته و من چون دو ستشان داشتم دست به این کار زدم . نکته دوم: حالا من در سایت ها بخصوص سایت های آبکنار با نام فرامرز شکوری مطلب می نویسم و آبکناری ها نیز مرا می شناسند . نکته ی سوم : شما جناب کاس آقا ! چرا جان به جانت می کنی و حرفت همان است که مرغ همسایه یک پا بیشتر ندارد و چه اصراری داری که همیشه در نقاب و حجاب و پشت پرده زندگی کنی ؟ نکته چهارم : سال ۱۳۵۶ راجع به مذهب کتابی خواندم که نویسنده ی آن علی مزینانی بود . ۶ ماه بعد فهمیدم علی مزینانی همان دکتر علی شریعتی ست و او چون داشت بارژیم شاه مبارزه می کرد نا چار بود که اسم مستعار داشته باشد و به گفته ی آقای طاهری اسم مستعار برای سیاسیونی کار برد دارد که نمی توانند آزادانه به فعالیت بپردازند. نکته پنجم : من در آن نوشته عرض کردم که آقای بیژن اسدی پور آبکنار چون تحت تعقیب ساواک بود – مطلب اش را با اسم مستعار برگ چغندر یا یک نفر دیگر برای نشریه ی تو فیق می فرستاد. شما جناب کاس آقا در یک سایت آبکنار سلام و در کنارآقای جاوید پور هادی آبکناری مطلب می نویسید شعر می نویسید و به رژیم جمهوری اسلامی هم عشق می ورزید دیگر چرا با اسم مستعار فعالیت دارید وحتی در باره ی آبکنار هم اظهار نظر می فرمایید – باور کن بیست نفر تا حالا از نگارنده هی می پرسند کاس آقا اگر آبکناری ست پس چرا ما نمی شناسیم ! گفتم من هم نمی شناسم – افلاطون هم نمی شناسد و اوشانان دره جن و پیلی علی باغ هم نمی شناسند . اما باز در آن نامه اینترنتی به آقای طاهری می نویسند : ” خود مدیر سایت معدوم شده که با اسم مستعار در سایت آبکناری فعالیت داشته اما برای بنده ایراد می گرفتند که شما اسم مستعار هستید ” اولا یک انسان ادیب و فرهیخته از تعطیلی یک سایت هر چند مخا لف عقیده ا ش باشد هرگز احساس خوشحالی نمی کند و علاوه برآن مردمان آبکنار هر سه محل او را می شناسند و فقط شما را نمی شناسند وولتر می گفت من با عقید ه ات مخالف ام اما دوست دار م عقیده ات آزاد باشد . نه این که از خاموشی چراغ دیگران احساس خوشحالی کنی و راستی تو چرا همه را به خود قیاس می گیری و تو مگر از شیشه روغن ریختی و آن داستان طوطی و بقال یادت هست – از چه رو ای کل با کلان آمیختی / تو مگر از شیشه روغن ریختی / آقا ما می خواهیم تورا و آن چهره ی چون ماه تابان ات را ببینیم ! دیدن روی تورا دیده ی جان بین باید – و اگر عشق باز باقی و یا رونده هستی می توانی خود ت را با یک عکس مثل تصویر زیبای آقای جاوید نشان بدهی و وقتی مرا به شک می اندازی – حالا باز بگو فرامرز شکوری کاس آقا را می گوید اغوز دار ! اگر نگوید چه بگوید !! یکی گفت : ما که این پوستین را رها کرده ایم ولی پوستین ما را رها نمی کند و باز در آن نامه می نویسد:” استادی نتیجه گرفته اند که اسم مستعار مخصوص راهزنان بوده ”
    البته من بر اساس منابع مطلب می نویسم بفرمایید این هم منابع : فرهنگ زبان مخفی ( دکتر مهدی سمایی ) / فر هنگ لغات (محمد علی جمال زاده) و فر هنگ امیر قلی امینی و… و من نمی رنجم از این لیک این لگد / خاطر ساده دلی را پی کند. و اگر قیاسات و تفرقه ات نبود چنین اطاله کلام نمی دادم با این همه دو ست داشتم تورا ببینم و بگویم وفا کنیم و ملا مت کشیم و خو ش باشیم / که در طریقت ما کافری اس رنجیدن . ۹تیر ۹۳ فرامرز شکوری

    1. استاد شکوری عزیز سلام،
      همانطور که فرمودید ، تمام یادداشت های اخیر این بندۀ شرمنده ، ارائۀ مطالبی کلی است و خطاب به شخص خاصی نیست و در واقع بیان معضلاتی است که همگان را به حل آن ها دعوت می کند.
      در ضمن به وضوح مشاهده می شود که تمام دوستان عزیزی که در این سایت حضور دارند ، به همین منوال اظهار نظر می کنند.
      ارائۀ هر مطلب در اختیار نگارنده آن است اما نوع نگاه خواننده در کنترل وی نیست و زمانی که از عدم “شخصی نگری” مطلب خود اطمینان دارم ، دلیلی نمی بینم که وارد سلسله مباحث بی پایان شوم.
      به امید دیدار

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *