اولین تجربه در خرید ویدئو

هیجان و استرس حضور در اولین روز مدرسه ممکن است تا سال ها و شاید تا پایان عمر در خاطر انسان باقی بماند و یا ملاقات حضوری با یک شخصیت ادبی و علمی ، هنری یا ورزشی و یا مشاهده صحنه های تلخ و شیرین ، غم و شادی و همچنین اولین سفرها و دریافت اولین حقوق برای حقوق بگیران و بسیاری از پدیده هایی که برای اولین بار اتفاق می افتد ، از جمله موضوعاتی هستند که می توانند تحت عنوان “اولین تجربه” ثبت شوند.

اولین بار که به تنهایی سفر کردید ، چه حس و حالی داشتید؟ اگر روستایی هستید ، در اولین سفرتان به یک شهر بزرگ چه اتفاقی افتاد؟ اگر ساکن شهر هستید ، از اولین باری که به یک روستا رفتید چه چیزی در خاطرتان مانده؟

اولین اردو ، اولین بازدید از یک مکان ، اولین روز سربازی ، اولین حضور در جبهۀ جنگ ، اولین سفر خارجی ، اولین دو چرخه یا موتور یا اسب سواری ، اولین باری که در یک موضوعی به مقام اول رسیدید و بیشمار اولین هایی که برایتان پیش آمده ، همه می توانند در موضوع “اولین تجربه” بگنجند.  

تا کنون چند مورد از تجربه هایی که برای اولین بار در موقعیت های مختلف یا در استفاده از وسایل جدید ، برای نگارنده پیش آمده ، به عرض رسیده است و امید است خوانندگان و دوستان محترم ، اولین تجربه های خود را قلمی کرده و به یادگار بگذارند.

خرید اولین ویدئو

مقالۀ خواندنی دوست عزیزم آقا نادر که با عنوان ” تکنولوژی و غافلگیری” در وبلاگ “سرباز وطن” منتشر شد ، خاطرۀ خرید اولین ویدئو را برایم زنده کرد که در زمان خودش بسیار هیجان انگیز بود و امروز تبدیل به یک خاطره و داستان  طنز شده است.

Video

تب تماشای فیلم و داشتن ویدوئو از اوایل دهه ۶۰ آغاز و در سال های اولیه دهه ۷۰ به اوج خود رسید ، از یک طرف تمایل به دیدن جدیدترین فیلم های اکران شده در اروپا و آمریکا که از مرزها به داخل کشور سرازیر می شد و هیچ نوع نظارت و کنترلی بجز روش های فیزیکی صورت نمی گرفت و خانواده ها بدون اطلاع از محتوی و نگران از اثرات سوء فیلم ها ، ناچار بودند خود وظیفۀ نظارت را بر عهده بگیرند و برای پی بردن به مفید یا مضر بودن فیلم ها ابتدا از دوستان و آشنایان پرس و جو کنند و در صورت در اختیار داشتن زمان کافی اول بزرگترها به تماشا و به عبارت دیگر به کنترل فیلم می نشستند و سپس جوانترها مجاز به دیدن آن می شدند و از طرف دیگر نیروهایی که خود را مسئول تقابل با این پدیده می دانستند و معتقد بودند می توانند با احداث دیوار از جنس قانون و کنترل راه های ورود سرعت تهاجم را کم کنند ، با تمام نیرو و شبانه روز در تکاپو بودند.

بدیهی است کنترل های خانگی نیز کارآیی لازم برای مهار آن عطش را نداشت و بارها شنیده می شد که وجود فیلم و دستگاه ویدئو در منزل جوانان را به دور از چشم  پدر و مادر به منزل کشانده که خود مبنای دوگانگی بین اولیا و فرزندان می شد.

در بدو امر که تعداد ویدئو محدود بود ، بعضی افراد با قبول ریسک و عواقب قانونی به برپایی مراکز اجاره دستگاه و فیلم مبادرت می کردند که احتمالا” با مشکلات دیگری دست و پنجه نرم می کردند که از اطلاع اینجانب خارج است ولی به خاطر دارم اجارۀ دستگاه ویدئو با وساطت یک دوست امکان پذیر بود و  اجارۀ کاست فیلم با سپردن مبلغی عملی می شد .

اما سرعت تحولات و هجوم فیلم ها از طرفی  ، و جنون تماشای فیلم های خارجی از طرف دیگر که توأم با سود های کلان ناشی از فروش فیلم ها و بویژه دستگاه ویدئو بود ، سر انجام جامعه را وادار به پذیرش یا تسلیم کرد.

در بحبوحه کنترل های شدید پلیسی در سال ۷۱ به اتفاق یکی از همکاران تصمیم به خرید ویدئو گرفتیم و با تحقیق کافی در ارتباط با نوع و مارک و محل فروش عازم تهران شدیم ، به ما گفته شده بود که مراکزمعروف  فروش لوازم صوت و تصویر بشدت تحت نظر است و بهترین مکان برای تهیه ویدئو طبقۀ چهارم پاساژی در چها ر راه اسکندری است ، در روز موعود به محل مورد اشاره مراجعه و وارد فروشگاهی شدیم و درخواست خودمان را با ایما و اشاره و با حداقل کلام به اطلاع فروشنده رساندیم .

آقای فروشنده پس از اطمینان از اینکه ما خریدار واقعی هستیم ، ابتدا از خطرات این کار ما را مطلع کرد و در نهایت گفت باید بابت هر دستگاه ۲۳۰ هزار تومان پرداخت کنید و فردا به محل دیگری برای تحویل مراجعه و دستگاه را تحویل بگیرید !

همکار من همان ابتدا که آقای فروشنده از خطرات می گفت به تردید افتاد و با شنیدن اینکه این همه پول را امروز پرداخت و فردا به یک آدرس موهوم مراجعه کنیم ، وی را از خرید منصرف کرد ، فروشنده که در حال از دست دادن مشتری بود گفت شاید توانستم کاری کنم که همین امروز بتوانید دستگاه را تحویل بگیرید ، ولی همکارم با همان شوک اولیه از خرید ویدئو صرف نظر کرده بود و فروشنده فهمیده بود که برای من هم معامله با این شرایط امکان پذیر نیست ، پس از چند تماس تلفنی اعلام کرد که می تواند یک دستگاه را امروز تحویل بدهد.

پس از پرداخت وجه و گرفتن آدرس که پارکینگ  آپارتمانی در همان حوالی بود از فروشگاه خارج شدیم ، بیرون از پاساژ همکار من هم خدا حافظی کرد و من ماندم تنها.

به محل مورد نظر رسیدم و سرایدار یا شریک فروشنده به استقبال من آمد و به اتفاق وارد پارکینگ وسیع و کم نور شدیم وپس از بستن درب پارکینگ چند قدم به جلو برداشته و سپس توقف کردیم ، آقای شریک از مقدار پولی که به فروشنده داده بودم پرسید و به محض شنیدن ۲۳۰ هزار تومان ، گفت : عجب ناکسیه

تقریبا” همه می دانستیم که پرداخت چنین مبلغ بالایی فقط به دلیل شرایط ویژه است و قیمت واقعی آن بسیار کمتراز آن می باشد ، به هر حال از ترس جان در آن فضای بهت آور ترجیح دادم وارد بحث پولی نشوم ، کمی جلوتر رفتیم و آقای شریک گفت:

اون شورلت را می بینی انتهای پارکیگ کنار دیوار پارک شده ؟ گفتم : بله

گفت برو صندوق عقبش را باز کن ، چیزی که خریدی با جعبه داخل یک کیسه است ، بر می داری و از آن درب کوچک خارج می شوی ، اول دور و بر خودت را نگاه کن اگر خبری نبود ، می توانی به راهت ادامه بدی !

تمام اوامر را مو به مو اجرا کردم و کیسه را پشت خودروی خودم گذاشتم و عازم شهرستان قزوین شدم ولی دلشورۀ من هنوز تمام نشده بود و فقط موضوع دلشوره عوض شده بود ، بدین معنی که در تمام طول راه نگران بودم که نکند فقط یک کیسه خالی و یا یک حعبه پر از آجر را تحویل گرفته باشم و البته خطور اینگونه افکار به ذهن بدون زمینه هم نبود ، چرا که بارها داستان چنین تقلباتی را شنیده بودیم مثلا” شخصی پس از باز کردن قوطی روغن که از یک فروشنده رهگذر خریده بود متوجه می شود که فقط قشر نازکی روغن جامد سطح قوطی را پوشانده و ۹۵ درصد آن با سیب زمینی پخته پر شده بود !

چگونگی آزاد شدن ویدئو چندان در خاطرم نیست اما می دانم که بر اساس یک تصمیم نبود و به نظرم دو عامل تسریع کنندۀ عرضه و تقاضای آزادانه در فروشگاه های صوتی و تصویر شدند و این دستگاه را از پستوها خارج کردند، اولا” ورود و ظهور سی دی تب گرایش به ویدئو را فروکش کرد و ثانیا” رئیس مجلس فعلی که در آن زمان متصدی وزارت ارشاد و سپس رئیس صدا و سیما بودند ، ایدۀ قانونی کردن و گسترش شبکه خانگی فیلم های ویدئویی را عملی کرد.

هر چند اطلاع کامل ندارم ولی فکر نمی کنم امروزه با وجود امکانات جدید کسی رغبتی برای خرید ویدئوی جدید و یا نگهداری ویدئوهای باقی مانده از آن دوران را داشته باشد .

Print this pageEmail this to someoneTweet about this on TwitterShare on Facebook

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *