اولین تجربه در فیلمبرداری

یکی از مهمانان در جشن تولد با دوربین کوچک خود از هر موضوعی فیلمبرداری می کرد و سپس حاضرین را به دیدن تصاویر بر روی دیوار دعوت می کرد.

احتمالا” آن دوربین با همۀ کوچکی خود دارای امکانات بیشمار بود ولی همین یک توانایی که تصاویر را می توانست بر روی پرده نمایش دهد، کافی بود که یادی از اجداد اولیه آن بکنیم.

اولین دوربین فیلمبرداری که تهیه کردم ، سی سال پیش و یک دوربین سوپر ۸ بود که بجز لنز و ساختمان کلی ، هیچ شباهتی به دوربین های امروزی نداشت.

Super 8

با هر حلقه فیلم خام امکان ۳ دقیقه فیلمبرداری وجود داشت که حلقه پر شده (نگاتیو) برای ظهور به خارج از کشور ارسال و پس از ۲ تا ۳ هفته دریافت می شد.

برای تماشای فیلم نیاز به پروژکتور (آپارات) بود تا در تاریکی شب بر روی دیوار یا پردۀ سفید تابانده شود و تازه پس از این همه مدت متوجه ایرادات کار می شدیم ، کیفیت فوکوس و زاویۀ فیلمبرداری مناسب نبوده و البته کاری هم نمی شد کرد و بدترین بخش داستان آنجا بود که فیلم شروع نشده  به پایان می رسید ، مثلا” قرار بود از رقص پدر خانواده که هیچ کس تا آن زمان ندیده بود ، فیلمبرداری شود ، بیش از نیمی از فیلم فقط به اصرار و انکار می گذشت و بندۀ خدا را کشان کشان به وسط می اوردند و او هم قر و قمیش می آمد و در نهایت راضی می شد که دست و پایی بجنباند و همینکه شروع می کر ۳ دقیقه تمام می شد و پرده سفید می شد.

Projector

با همین دوربین و فیلم های ۳ دقیقه ای آن ، بارها فستیوال فیلم های کوتاه و جشنواره فیلم های ۸ میلمتری نیز برگزار می شد.

یکی از بهترین وقایعی که توسط دوربین ۸ میلیمتری ثبت شد ، عروسی یکی از دوستان بود که در روستایی نزدیک کرباسده از توابع کوچصفهان برگزار می شد و مقرر شد که فیلمبرداری از عروسی را بعنوان کادو از من بپذیرند.

به نظر می رسید ۸ حلقه فیلم خام برای ثبت بهترین صحنه های روز عروسی کافی باشد غافل از اینکه شور و هیجان عروسی از یک طرف و تعدد مراسم از طرف دیگر و آماتور بودن فیلمبردار دست به دست هم خواهند داد تا فیلم ها یکی پس از دیگری در همان ساعات اولیه به مصرف برسند و من ناچار شوم مدت بیشتری از عروسی را با دوربین خالی مانوردهم.

در یک بخش از مراسم ، جوانان دست در دست هم ، در حیاط وسیع ، حلقۀ بزرگی را شکل می دادند و هر یک به نوبت به رقص و هنر نمایی در وسط حلقه می پرداختند ، پخش موسیقی از بلندگوها و گاهی ضرب گرفتن پشت تشت نیز این هنرمندان را همراهی می کرد و به محض شروع این مراسم ، یکی از گردانندگان عروسی با اشاره دست ، فرمان فیلمبرداری داد !

بد جور گیر کرده بودم ، اگر با دوربین خالی فیلمبرداری می کردم ، در واقع دروغ گفته بودم و در عوض جمعی از جوانان را خوشحال می کردم اگر حقیقت را می گفتم وجدان خودم را راحت می کردم ولی ممکن بود موجب دلخوری آن همه مهمانان می شد که منتظر هنرنمایی در حضور دوربین بودند.

بالاخره تصمیم گرفتم خوشحالی جمع را در نظر بگیرم و اتفاقا” فیلمبرداری با دوربین خالی به گرمی عروسی کمک بسیار کرد و آنجا که جوانان مخصوصا” پسرها شروع به رقصیدن می کردند ، زمین زیر پایشان به لرزه در می آمد و تا زمانی که آن ها را بیرون نمی کشیدند ، حاضر نبودند صحنه را ترک کنند ، فیلمبردار هم که نمی توانست به صرف اطلاع از خالی بودن دوربین از وظیفه خود چشم پوشی کند و لذا با اقتباس از همتایان حرفه ای خود با جلو و عقب بردن دوربین و گاهی چرخاندن و پایین و بالا کردن آن ، بر هیجان مراسم و جنب و جوش هنرمندان خانوادگی می افزود.

با وجودی که خیلی از افرادی که در آنجا حضور داشتند از ۳ دقیقه ای بودن فیلم ها مطلع بودند ، نمی دانم چرا هرگز به روی من نیاوردند  که چرا نیم ساعت مداوم فیلمبرداری می کنم؟

درست است که دوربین فاقد فیلم بود ولی فیلمبرداری به هر حال خسته کننده بود و خیلی با احتیاط به کسی که نزدیک من بود گفتم :

–          موزیک قطع شود

اما قطع موزیک کارساز نشد و بلافاصله خانم ها ندا می دادند :

–           تشت ، تشت ، زود باشید

در یک چشم بر هم زدن ۳ عدد تشت ظاهر شد و نوازنده تشت با تمام توان سعی کرد ریتم مراسم را حفظ کند ولی از خستگی ناچار شدم فیلمبرداری را قطع کنم !

فریاد یکی از مهمانان با سیبیل از بنا گوش خارج شده  ،  توجۀ همه را جلب کرد که پرسید : چی شد آقای عکاس؟ نمی خواهی عکس برداری کنی ؟

دیگه گریه ام گرفته بود ، باز هم حقیقت را نگفتم  ، دیدم همۀ چشم ها به طرف من برگشتند ، گفتم:

–          چــــرااااا؟ فیلمش تمام شده بایستی عوض کنم !

با چند بار باز و بسته کردن درب خشاب گذاری و تلاش نا موفق برای راه اندازی دوربین وانمود کردم که ” اشکالی ” بوجود آمده و به این ترتیب تمام ابزار را به خودروی “ژیان” منتقل و بقیه عروسی را با آسودگی سپری کردم.

Print this pageEmail this to someoneTweet about this on TwitterShare on Facebook

1 فکر می‌کنند “اولین تجربه در فیلمبرداری”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *