اسم مستعار چرا؟

بسم الله الرحمن الرحیم

اسم مستعار چرا؟

نام مستعار و یا اسم مستعار در دورانهای مختلف توسط اشخاص و شخصیتها به دلایل متفاوتی مورد استفاده قرار گرفته و امروزه استفاده از اسم مستعار شتاب گرفته و در دنیای مجازی از فراوانی بیشتری برخوردار شده است و روز به روز به این فراوانی افزوده میگردد.

قبل از پرداختن به چرایی و چگونگی استفاده از نام مستعار لازم میدانم به تعریف آن اشاره گردد.

در فرهنگ فارسی معین اسم مستعار اینگونه تعریف شده است:

(اِ مِ مُ تِ) (اِ.) اسمی که شخص برای پنهان کردن هویت واقعی خود از آن استفاده می کند.

در دانشنامه ویکپیدیا نیز آمده است:

نام مستعار نامی است که برخی افراد بجای نام اصلی و رسمی خود بکار می‌برند.

کاربرد نام مستعار در سازمان‌های سیاسی و نظامی که فعالیت مخفی دارند نیز رایج است.نام مستعار را بسته به شغل صاحب آن گاه نام قلمی (برای نویسندگان) یا نام هنری (برای هنرمندان و بازیگران) یا تخلص (برای شاعران) نیز می‌گویند.

برخی از افراد مشهور و نامی که اغلب سیاستمداران و نویسندگان بوده اند برای خود اسم مستعار انتخاب کرده اند مانند:

با عنایت به شرح فوق که تقریباً دلایل و اهداف انتخاب و استفاده از اسم مستعار را تبیین و روشن میکند تنها میماند همان سئوال عنوان مطلب” استفاده از اسم مستعار چرا؟”

تقریبا” اکثریت قریب به اتفاق فعالان عرصه اینترنت با استفاده از اسم مستعار فعالیت میکنند و اگر به هویت حقیقی دوستان و کاربران محترم دقت کنی هیچگونه تطابقی با افراد و شخصیتهای موصوف فوق ندارند ، نه نویسنده هستند، نه شاعر، نه سیاستمدارو نه…؟؟ پس سبب چیست این اصرار دوستان عرصه رسانه های مجازی؟! بر استفاده از اسماء مستعار و با عرض پوزش من درآوردی؟!

با احترام به همه عزیزانی که از اسامی مستعار در فضای مجازی استفاده میکنند و حتماً برای کارشان دلیل وبرهان قابل قبولی دارند، سئوالاتی را طرح میکنم که حداقل برای خودم دنبال پاسخش هستم

چرا برای بیان اعتقادات، آراء و حتی دل نوشته های خود باید از اسماء مستعار استفاده کنیم؟ وقتی هدفمان طرح انتقادات منطقی، سازنده و غیر مغرضانه است استفاده از اسماء مستعار شهامت و جسار ت ما را زیر سئوال نمی برد؟

با هویت و شخصیت واقعی خود راحت تر می توانیم با مخاطبین ارتباط برقرار کرده و خواستها و نظراتمان را منعکس و از نظرات دیگران استفاده کنیم؟ یا با هویت غیر واقعی و مخدوش؟

فرض کنید من نگارنده با یک اسم مستعار کلی بنویسم و حرفهای قشنگ بزنم و طرحها و ایده های بلند پروازانه ارائه کنم و یک شخصیت رویایی از خودم به نمایش بگذارم و پشت این اسم برای خودم وجاهت و اعتباری تحصیل نمایم . وقتی هویت اصلی من هویدا گردد، آیا برای کسانی که با واقعیت شخصیت من آشنا هستند این نوشته ها به طنزی بی ارزش و فاقد وجاهت شباهت نخواهد داشت؟

آیا حتماً باید ناشناس باشیم تا مخاطبان نوشته های ما را بخوانند؟ و یا اینکه خوف آن را داریم که با شناخته شدن کسی برای گفته هایمان ارزشی قایل نشود؟

و یا خدای ناکرده قصد انجام امور خلاف ادب و نزاکت یا دیگر افعال مجرمانه در پشت نقاب اسم مستعار را داریم.؟؟؟؟

این سطور متعاقب ایمیل یکی از دوستان و اشاره اش به موضوع استفاده گسترده از عناوین کاربری مستعار و حتی ایمیلهای غیر معتبر به ذهنم رسید که امیدوارم قابل استفاده باشد و خوانندگان عزیز از دیدگاههای خود اینجانب را بهره مند سازند.

 

 

 

 

 

 

20 دیدگاه در “اسم مستعار چرا؟”

  1. سلام جناب طاهری
    ضمن تشکر از نشر مطلب ارسالی
    اول اینکه خواهش دارم اسم مرا به طور کامل با پسوند یعنی ” نادر وطن خواه تربه بر” درج فرمایید چون من با پسوند اسمم خیلی حال میکنم و بی اندازه دوستش دارم.
    دوم من فکر میکردم نشر این مطلب تا حدودی چالش بر انگیز باشد و واکنش کاربران را در پی داشته باشد. تا حالا که خبری نشده تابعد!
    سوم اینکه یکی از دوستان وبلاگ نویس پیشنهاد کرده تو این تعطیلات دور هم جمع شویم. من موافقم انشاءا.. ۱۲تا ۱۵فروردین تر به برخواهم بود . شما نظرتان چیست؟ امکانش وجود داره؟

  2. جناب وطنخواه، سلام
    انگشت شماری از کاربران با نام مستعار به بازیگوشی مشغولند و گاها مشکلاتی هم بوجود می آورند اما کاربرد نام غیرواقعی ریشه در احترام به حقوق مدنی افراد در جامعه داشته و خواهد داشت. فی المثل در بی قانونی هایی که از سوی حکومتهای مستبد مانند رژیم سابق ایران در جامعه دیکته می شد، استفاده از نامهای غیرواقعی به اتفاقی عادی و طبیعی مبدل شده بود. به دلیل تک صدایی و مجیزگویی از صاحبان قدرت، راه بر هرگونه نقدی بسته می شود و پس از اندی هر نقدی بقول جنابعالی به افعال مجرمانه تغییر نام می دهد. دلیل استفاده از نام های غیرواقعی یا مستعار را نباید از افرادی که این نامها را استفاده می کنند، جستجو کنید. به دور و بر خودتان نگاه کنید، آنها که مجیز می گویند در رفاه و آسایش هستند یا آنها که منتقد هستند؟ بی تعاروف باشیم. همین ماه گذشته، خبری در روزنامه های ایران بود که حیرت آور بود. هفتاد درصد از کتاب شعر شاعر بزرگ معاصر ما، سیدعلی صالحی را حذف کرده بودند و به سی درصد آن اجازه چاپ داده بودند. کتاب استاد مرتضائیان آبکنار را پس از سه دوره انتشار، ممنوعه اعلام کردند. دلیل استفاده از نام مستعار را باید در این بی قانونی ها جستجو بفرمائید نه در برجسته نبودن کاربران. … با احترام

  3. جناب وطنخواه عزیز:سلام از اینکه بعضی از دوستان با صفا برای هویت واقعی اینقدر تلاش می کنندجای تشکردارد ولی باید بدانیم وارد حریم شخصی هر فردی جایزنیست ما باید به افکاروعقاید دیگران احترام بگذاریم وهرکسی هر جوری دوست دارد هویت خودش بیان کند اصل موضوع در کفتگوی صادقانه است . من تمام دوستان عزیزو همان شکلی قبول دارد . با تشکر

  4. سلام و درود – ضمن ادای احترام به قلم جناب وطن خواه تربه بر ، چرا که قلم مقدس و محترم است و آنچه که می نگارد هم . اما مته بر خشخاش اسم مستعار و گمانه ها و خدای نکرده سوء ظن ها …خدمت جناب وطن خواه عزیز باید عرض کنم که همانطور که فرمودند داشتن اسم مستعار در حوزه هنر حداقل در حوزه شعر و ادب مختص این زمان نیست و به دوران های بسیار دور بر می گرددو هر شاعری حق طبیعی خود می داند که
    برای خود در راستای اندیشه و آرمانش یا رسالت هنری اش اسم مستعار ی را انتخاب کند . شاعران بزرگی چون رودکی و فردوسی و خیام و سنایی و عطار و مولوی و حافظ و سعدی و ناصر خسرو…تا برسیم به زمان خودمان نیما یوشیج و شهریارو ا.بامداد و ه.الف سایه و م. سرشک و شاعران گیلانی خودمان مثل شرفشاه و شیون فومنی … همه دارای اسامی مستعار و به قول جنابعالی من در آوردی بوده اند. هرکدام دلایل خاصی برای انتخاب این اسم خود داشته اند که ما نمی دانیم .اما مهم این است که هیچکدام این ها با چالش روبرو نبوده اند ، و هیچکدام آنها قصد کار خلاف ادب و نزاکت و افعال مجرمانه در پشت نقاب اسم مستعار نداشته اند ! که حالا پس از مرگشان ! ماو دنیا به آنها به عنوان مفاخر ملی و سرمایه های معنوی بشری افتخار می کنیم . جناب وطن خواه عزیز ،هرکسی از اسم مستعار استفاده نمود دنبال خلاف ادب و نزاکت و افعال مجرمانه نیست . اگرچه برخی در عرصه ی مجازی این کاره اند ! برخی هم حتا بااسم حقیقی شان و نیز با اسم وهویت جعلی شان (نه مستعاری )
    این کاره اند . اما حساب هنر مند و شاعر جداست ، خصوصا” شعر که زبان آن بسیار با زبان گفتار فرق دارد و قابل تفسیر و تعبیر است و سر شار از ایهام و ابهام و کنایه است ، که افراد کنجکاو را به سوء ظن می اندازد . دوست عزیز، روزی شعری
    سروده بودم که در آن واژه سبز را بکار برده بودم ، کاربری البته نه با اسم مستعار تشکر کرده از این که به جریان سبز اشاره دارم ! وقتی من به او جواب دادم که من اصلا” به چنین جریانی باور ندارم، بلکه ما شاعران همیشه رویای سبز داشته ایم و به قول مولوی بزرگ حتا باغ عشق ما هم سبز است ! تعجب کرده بود. آری دوست من شعر آینه ای است که هرکس چهره ی خودش را در آن می نگرد ! اگر شاعری گلایه و انتقادش را به زبان شعر بیان کرد نه بی نزاکت و نه مجرم است ، او هم مثل ما انسانی است با شادی ها و رنجهایش که در هنرش بازتاب می یابد . اما این حقیر با نام مستعار «کاس آقا» که امیدوارم مقاله تان درارتباط با اسم بنده نباشد . من هم یک گیلانی ام یایک گیلوند، عاشق گیلان ومردم خوب وباصفای آن از رضوانشهرتا سر حد مازندران و در هر کجای دنیا که زندگی می کنند . عاشق آداب و رسوم و زبان و تاریخ و فرهنگ این کهن سرزمین ، و نیز یک مسلمان ایرانی ، عاشق آب و خاک وطن ام . چون رسالت هنری بنده متعلق به سرزمین گیلان و فرهنگ غنی مردمان آن است ،از آنجائی که قوم گیلک از تبار قوم بزرگ کاس است که هنوز این نام بر دریای به نادرست موسوم به خزر ،که درست آن دریای کاسپین است ! نقشه های آن از زمان های بسیار دور به این نام موجود است، و هنوز نام روستاها و شهرهائی در پهنه ی گیلان به نام قوم کاس می باشد، و این قوم در تاریخ نقش افتخار آفرینی را در ایجاد تمدن ایفا نموده، بنده هم این نام را با آگاهی و افنخار نام هنری خود انتخاب نموده ام،که یک نام من در آوردی هم نیست !و به تک تک نام ها و واژه های گیلکی افتخار می کنم . این نام نام آرمانی و هنری من است و این نام را بیشتر از نامی که پدر و مادرم بر من نهاده اند ، دوست دارم . در ضمن معتقدم که یک هنر مند فقط اندیشه و احساس خودش است . وقتی یک شعر حافظ یا مولوی مرا تا حظ بی نهایت می برد ، چه فرقی می کند که اهل کجابوده اند ، نام واقعی شان یا نام پدر و مادرشان چه بوده است یاچگونه امرار معاش می نموده اند یا چندهمسر و فرزند داشته اند … بیائیم رها کنیم ، مته بر خشخاش نام مستعار را ، به آبادانی گیلان و باروری زبان و فرهنگ … آن بیاندیشیم . سپاس از مقاله زیبای شما ، شاد و سلامت و سر بلند باشید . ی ا ح ق .

  5. با سلام و تحیات وافر محضر کاربران گرامی
    با عنایت به استقبال کاربران محترم از مطلب ” نام مستعار چرا؟ ضمن تشکر از عزیزان بر خود لازم دانستم مواردی را به جهت تکمیل عرایض فوق و پاسخ به شبهات مطرح شده به استحضار برسانم. فلذا به ترتیب نظرات ارائه شده اقدام مینمایم.
    جناب مهرداد آبکناری با عرض پوزش باید به عرض برسانم با همان اولین جمله شما اختلاف نظر دارم . زیرا برخلاف نظر جنابعالی تعداد انگشت شماری کاربر نیست که به بازیگوشی در محیط مجازی مشغول و بعضاً شیطنت هستند. متاسفانه تعدادشان خیلی بیشتر از انگشتان دست و پای صدها نفر هست و مشکلات و شیطنت های آنها هم نیازی به بازگویی ندارد شاید ترک عرصه اینترنت توسط خواهر محترمه و دلسوزمان قربان نژاد مشتی نمونه خروار باشد. وجنابعالی دلیلش را بهتر از من میدانید.
    ازحقوق مدنی گفته اید آیا حقوق مدنی تنها متعلق به استفاده کننده ازنام غیر واقعی است؟ و مخاطبین حقی مبنی بر شناخت نویسنده مطلب، اظهار نظر کننده و … ندارند. آیا من و شما در خصوص تضییع حقوق آنها هیچ مسئولیتی نداریم؟ و یا اینکه واقعاً برای شما فرقی نمیکند آقا یا خانم م. ه، ف-ه، آبکنار۱۳۶۳و عناوین مشابه کی هستند؟ چه وزنی دارند و به چه طبقه و تفکری تعلق دارند؟
    هموطن عزیز، اگر هفتاد درصد کتاب آقای صالحی را حذف و یا کتاب استاد مرتضائیان را بعد سه بار انتشار ممنوع اعلام میکنند. باید با نام و مشخصات شناخته شده و با استلال و منطق به سانسورچی اعتراض کنیم و از حقوق مدنی و اجتماعی خود، مولف، ناشر و… دفاع کنیم و حقوق صاحبانش را استیفا نماییم نه به عنوان یک ناشناس بی هویت! آب در هاون بکوبیم و…
    دوست گرامی جناب بنی یعقوب عزیز، اطلاع یافتن از هویت کاربران و یا توقع معرفی آنان تعارضی با حریم شخصی آنان ندارد. اگر از کسی که به شما زنگ زده بخواهید خودش را معرفی کند به حریم شخصی اش تجاوز نموده اید؟ ویا کسی به در خانه تان مراجعه بکند و در پاسخ شما که از ایشان معرفی اش را خواستار هستید، بگویید کاری به اینکه من کی هستم نداشته باش فقط به حرفهایم گوش بده! درخواست شما خدشه دار نمودن حریم شخصی گوینده است؟البته توقع احترام به افکار و عقاید دیگران کاملاً به حق و شایسته میباشد.
    اما جناب کاس آقای عزیز فرموده “داشتن نام مستعار از دیر باز مرسوم بوده و حق هر شاعری است که… “بر منکرش لعنت، بنده هم در آغاز مطلب به نقل از منابع معتبر بر این امر صحه گذاشته ام . لکن باید توجه نمود که شعرای بزرگوار مورد نظر جنابعالی قبل از استفاده از نام مستعار یا تخلص ادبی ، ایل ، تبار ، نسب ، موطن و دانش خود را درگیشه عرضه نموده و مخاطبین را به آن اگاهی داده اند. این هم نمونه هایش:
    ۱- سید محمدحسین بهجت تبریزی (۱۲۸۵-۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل آذربایجان بود که به زبان‌های ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده‌است. وی در تبریز به‌دنیا آمد.
    ۲- شمس الدین محمد حافظ ملقب به خواجه حافظ شیرازی و مشهور به لسان الغیب از مشهورترین شعرای تاریخ ایران زمین است که تا نام ایران زنده و پا برجاست نام وی نیز جاودان خواهد بود. در حدود سال ۷۲۶ ه.ق در شهر شیراز به دنیا آمد است.
    ۳- ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله نامور به سعدی شیرازی و مشرف الدین (۵۸۵ یا ۶۰۶ – ۶۹۱ هجری قمری، برابر با: ۵۶۸ یا ۵۸۸ – ۶۷۱ هجری شمسی) شاعر و نویسنده‌ی پارسی‌گوی ایرانی است. آوازه‌ی او بیشتر به خاطر نظم و نثر آهنگین، گیرا و قوی اوست.
    ۴- استاد محمدعلى مجاهدى متخلص به «پروانه‏» شاعر آئینی معاصر کسى که هم شعرهاى زیبایى را در غم فراق و شوق و حال مولایش حضرت مهدی (عج) سروده است.
    ۵- جلال‌الدین محمد بلخی معروف به مولوی و مولانا و رومی از مشهورترین شاعران ایرانی‌ تبار پارسی‌گوی است نام کامل وی «محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی» بوده و در دوران حیات به القاب «جلال‌الدین»، «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» نامیده می‌شده‌است. در قرن‌های بعد (ظاهراً از قرن ۹) القاب «مولوی»، «مولانا»، «مولوی رومی» و «ملای رومی» برای وی به کار رفته‌است و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خَموش» و «خامُش» دانسته‌اند. زبان مادری وی پارسی بوده است
    و صدها نمونه دیگر که از حوصله این مقال و کاربران محترم خارج است. اما انصافاً قیاس کاربران کم سواد و بی سوادی مانند نادر وطنخواه تربه بری با مفاخر علم و ادب این سرزمین، خود بزرگ بینی و یا اجحاف در حق آن بزرگواران نیست؟ من صحبت از کاربران اینترنت میکنم شما مرا به تخلص شاعران نامی و نویسندگان شهیرحوالت میدهید؟
    اما فرموده اید”مته بر خشخاش …” کدام مته؟ کدام خشخاش عزیز برادر؟ ما با دو تا کنجد هم کلی نئشه میشیم !! سوء ظنی هم در کار نیست، عرض حقیر اینست که وقتی من میتوانم با اسم حقیقی خود به فعالیت در عرصه رسانه بپردازم چرا با استفاده از اسم مستعار برای خودم حرف و حدیث درست کنم و فریاد عسس بیا منو بگیر راه بیندازم؟ (کنایه از تعمداً خود را گرفتار کردن)
    اما جناب کاس آقای گل، هدف مقاله من جنابعالی و کاربرخاص دیگری نبوده و نیست و تنها سعی در بررسی و سنجش افکار کاربران محترم در خصوص چرایی و چگونگی استفاده از اسم مستعار را داشته ام که امیدوارم با مشارکت عزیزان در بحث حاصل گردد. و به شما و دیگر عزیزان فعال در

  6. سلام و درود – باتشکر از جناب نادر وطن خواه تربه بر عزیز که عنایت فرمودند پاسخ جوابیه ی این جانب را بطور مبسوط بیان نمودند . اما در پاسخ جوابیه ی ایشان مطالبی ست که ذیلا” بیان میدارم :
    ابتدا جناب وطن خواه فرموده اند که اشخاصی با سوء استفاده از اسم مستعار که بنده می گویم با اسم جعلی خواهر محترمه و دلسوز مان خانم قربان نژاد را از عرصه اینترنت فراری داده اند که بنده نه مطلع ام و نه ایشان را می شناسم .اما از این پیشامد جدا متاسفم . همانطور که قبلا” گفتم افرادی هستند که با اسم جعلی این گونه مزاحمت ها را در عرصه مجازی انجام می دهند البته با نام جعلی نه با اسم مستعار یا تخلص که نام مستعار و تخلص خاص شعرا و نویسندگان است !
    دیگر اینکه جناب وطن خواه فرموده اند همانطور که استفاده ازاسم مستعار حق مدنی کاربر است ،حق مدنی مخاطب هم هست که صد البته مورد تایید بنده است . اما در چه موقع ، موقعی که کاربری به اسم غیر واقعی مزاحمتی برای کاربر دیگر ایجاد نماید . نه هنرمند یا شاعری که با اسم مستعار دارد هنرش را ارائه می نماید تا مورد نقد و بررسی مخاطبان محترم قرار گیرد و تجربه و دانشی بیاندوزد، تا راه بهتر را در عالم هنر بیابد . این مسئله فرق می کند با آن که تحت هر عنوان شخصی ناشناس با هویت جعلی به در خانه آدم بیاید یا مورد مزاحمت تلفنی آدم را فراهم نماید .
    وقتی یک هنرمند یا شاعری با نام مستعار هنرش را به مخاطب ارائه می نماید ، ما با هنرش مواجه ایم نه باهنرمند، باید هنرش را نقد و بررسی کنیم و برای اش راهکار ارائه نمائیم . چه فرقی می کند اهل کجا باشد یا اسم حقیقی اش چه باشد یا پدر و مادرش که باشند … آیا شناختن اینکه مولوی یا حافظ اسم واقعی اش چه بوده یااسم مستعارش چه بوده فرقی در کم وزیاد لذت بردن یا نبردن ما از شعرش دارد ؟
    واما مورد دیگر ی که جناب وطن خواه اشاره نموده اند این سوء تفاهم است که من به استفاده شاعران شهیر و بزرگ از نام مستعار اشاره کرده ام ، گویا ایشان گمان کرده اتد که بنده با جسارت قصد مقایسه را داشته ام ! این ادعا از بنده دور باد ! اگرچه بنده معتقدم که حافظ و سعدی و مولوی و…از زهدان مادرشان بزرگ و شهیر نبوده اند ! آنها هم مثل ما مراحل ابتدائی را طی نموده اند و با مطالعه و ممارست اندک اندک به مدارج عالی کمال رسیده اند .
    دیگر اینکه جناب وطن خواه شاعرانی را نام برده اند که با داشتن اسم مستعار، ایل و تبار و نسب و دانش خود را درگیشه عرضه نموده اند، و مخاطبان را در اول به آن آگاهی داده اند .اگر چه بنده با این نظر مخالفم چراکه با تلاش فراوان استادان تاریخ ادبیات هنوز سن و سال تولد و سال وفات و نام محل و نام پدر و مادر و همسر و تعداد فرزندان و شغل حافظ و امثال او دقیقا” و به خوبی مشخص نیست و مورداختلاف فراوان اساتید ادب است ! گروهی حافظ را اهل کازرون می دانند گروهی اهل شیراز گروهی معتقدند پدرش کازرونی بوده مادرش اصفهانی ! و بر عکس …و هنوز مشخص نیست که حافظ اهل خود شیراز بوده یا مثلا” یکی از روستاهای اطراف آن ، مثل اینکه ما ادعا کنیم رشتی هستیم! آیا خود شهر رشت است یا در و دهات اطراف آن ؟عطار و سنائی ومولوی و رودکی…نیز همینطور،این قدر اطلاعات ناقصی هم که داریم به یمن زحمات استادان تاریخ ادبیات قرن اخیر ماست !که چندان هم مورد وثوق و اعتماد نیست .
    و اما کاربران حقیرو بی ادعائی مثل بنده که سر سوزن ذوقی داریم و اهل شعریم و هنوز در ابتدای راه و شاگردی می کنیم و می آموزیم و سیاه مشقی می نگاریم، اگر روزی به عنایت خداوند به مرحله ای رسیدیم که سیاه مشق هایمان را بچاپیم ! حتما” تاریخ ادبیات کاملی از فعالیت ادبی مان با اسم واقعی ارائه خواهیم دادو بر زحمت حفظ دانش آموزان علوم انسانی خواهیم افزود!!اما جناب وطن خواه عزیز ، حق با شماست ، اگر ما با دو تا کنجد کلی نئشه نبودیم این گونه مته بر خشخاش نمی نهادیم! ممنونم از شما و جوابیه تان ، بنده هم به گیله مرد غیور و عزیزی چونان شما افتخار می کنم . خداوند بر سلامتی و عزت و سر افرازی شما بیافزاید . ی ا ح ق .

  7. باسلام و عرض ادب و توقیر و با احترام به درخواست جناب استاد وطن خواه عزیز،به استحضار عزیزان صاحب قلم می رساند۱-به استناد عرف و شرع و قانون،گزینش اسامی جایگزین در حوزه فعالیت فرهنگی،اجتماعی و سیاسی آزاد است و فاقد اشکال.۲-به استناد قانون،ذکر ماخذ در نوشته ها یا آثار اشخاص تا زمانیکه جنبه انتفاعی نداشته باشد الزامی نیست.۳-آنکس که برای خشنودی دیگران یا کسب شهرت کذایی می نویسد،در حقیقت بر سر گور خود مرده نویسی می کند و این قسم نویسندگان فقط در روز رستاخیز مرده ها بر انگیخته خواهند شد.۴-به گمانم نسبتی بین خوب نوشتن و شناخت اشخاص با عسس و بگیر و ببند نیست؛یرای صاحبان این تفکر بهتر آن است که در صدد معرفی نوشته های زیبای خویش باشند و کاری هم به اسم مستعار دیگران نداشته باشند.۵-این فضا محیط دلنوشته هاست و ضرورت و اجباری هم در مطالعه دلنوشته ها و شناخت اسامی حقیقی اشخاص نیست.۶- ف ه مخفف نام و نام خانوادگی فرزاد هخامنشی است نه اسم مستعار.۷-به نظرم پاسخ مهرداد عزیز و جناب کاس آقا از استدلال منطقی و مدنی بهرمند است.۸-به اطلاع مبارک جناب طاهری عزیز برسانم که حقیر چندین بار میهمان عسیس مورد نظر شما بوده ام و از آنجا که خلاف عرف و قانون نمی نویسم،ابایی هم از این میهمانی ها نداشته ام.۹-به عرض خوانندگان محترم می رسانم که تمام اطلاعات من از مردم محل شما محصول گفتگوی من با پدرم می باشد.من متولد غازیان هستم و بزرگ شده قصرشیرین.من حتی چهره اشخاص محترمی را که در نوشته هایم از آنان نام برده ام ندیده ام.پدرم همه آن بزرگواران را می شناسد و برایم تعریف می کند و من هم با اضافاتی برگرفته از ذهنیتم به توصیف های پدرم شاخ و برگ می بخشم.۱۰-خطای حقیر را در ورود به سایت و وبلاکهای اختصاصی شما می پذیرم و بابت عدم فهم از روحیه مبارک شما پوزش می طلبم.۱۱-برای همه شما آرزوی شادکامی و موفقیت دارم و همه شما را به خدا می سپارم.سربلند باشید و برقرار. فرزاد هخامنشی

  8. جناب وطنخواه گرامی
    در کشوری که من زندگی می کنم داشتن اسم مستعار خیلی عادیست.کسی که وارد مدرسه یا محیط کار میشود.از او سوال میشود به چه اسمی شما را صدا میزنند.این سوال عمومی است. بعد از ۱۱ سپتامبر و حمله با هواپیما به امریکا مسلمانان اروپاه از نامهای مستعار بیشتر استفاده می کنند……….
    در بین ایرانیها بعضی اسمها برای مردم کشور میزبان مشکل است.مثل انوشیروان اصلا نمی توانند با این اسم کنار بیایند.اسم پسرم بردیا است ولی برای خیلی ها اسم مشکلی است در مدرسه بنام بردی یا بردی یا نامیده می شود.در فیسبوک انتخاب اسم آزاد است خیلی ها به دلایلی اسمی برای خودشان انتخاب کردند.که آن هم یک موضع شخصی است.اسمهائی مثل ه ج د استثنا است و درصد بسیارکمی هستند.
    موفق تر باشید
    آریان

  9. جناب وطنخواه نازنین، با سلام و عرض ادب
    باید خدمتتان عرض کنم که باز هم زده اید به صحرای کربلا. خانم قربان نژاد بخاطر دلایلی از بازتاب دیدگاه خود در یک سایت مشخص خوداری فرمود و دلایل آن هیچ ربطی به کاربرد اسم غیر واقعی ندارد. برای روشن شدن این داستان از خودش بپرسید و یا از کسانی ایشان را مجبور به این کار کرده اند. از قضا آنوقت که به جریان این داستان پی بردید، به دیگرانی که مانند خانم قربان نژاد نمی کنند و از نام غیر واقعی استفاده می کنند، حق خواهید داد. اما دنیای مجازی، همانگونه که از نام آن پیداست در مجاز واقع است. اگر کسی دیدگاهی دارد یا شعری می نویسد و یا نوشته ای را با مخاطب در میان می گذارد، این حق را دارد که وارد یک رابطه شخصی با مخاطب قرار نگیرد. رابطه در دنیای مجازی با رابطه در دنیای روزمرگی تفاوت شگرف دارد. شما نمی توانید کسی که به شما تلفن می زند را با کسی که با شما برخورد نظری در دنیای مجازی دارد، یکی بدانید. در جامعه ای که نخست وزیرش بخاطر اعتراض به فتنه گر و رئیس جمهور سابقش بخاطر نقد به بی بصیرت بودن محکوم می شود، از یک کاربر ساده انتظار دارید بیاید با یک نظر، زندگی اش را به زیر پرسش از ما بهتران ببرد؟ اگر می خواهید کاربری را در دنیای مجازی بشناسید، با همان نوع نگاه و ادبیات گفتارش هم می توانید بشناسید که چه در سر می پروراند. اما اگر این حق را از او بگیرید، خود به اهرم دهان دوزی مبدل شده اید.
    شما به من نادان بفرمائید چگونه می توان از حقوق مدنی استاد مرتضائیان آبکنار دفاع کرد؟ کتابش با اجازه ارشاد انتشار یافت. وقتی بهترین جوایز اهل قلم را بخود اختصاص داد، ممنوعه اعلام شد. کسی هم جوابگو نیست. دفاع از حقوق مدنی استاد مرتضائیان آبکنار در اینجا چه معنی دارد؟ بپرسیم چرا جلوی چاپش را گرفته اید؟…اگر پاسخ بدهند، خواهند گفت به شما چه مربوط؟ حرف زیادی هم بزنی، می شوی جاسوس اسرائیل و انگلیس و امریکا….
    چرا دور برویم؟ چند فیلم در همین سه ماه گذشته با مجوز وزارت ارشاد آماده شد و اما جلوی اکران آنرا گرفتند؟ با آنها که فراقانونی به خودشان اجازه هر هرج و مرجی را می دهند و روبروی هنرمندان و اهل قلم می ایستند، چگونه باید برخورد کرد؟ اساسا وقتی در یک جامعه ای، نیروی انتظامی و پلیس وجود دارد چرا باید شهروندان در فکر چارجویی های چنین موارد باشند و حقوق ابتدایی مدنی خود را به مسئولان یادآوری کنند؟ آیا با چنین کنش و واکنشی، برگزیدن اسم غیر واقعی، به یک کار عادی تبدیل نمی شود؟ بحث من کوچک دقیقا همین است. اگر شرایط ابراز آزادانه عقاید وجود داشت، کسی نیاز به نام غیر واقعی نداشته و نخواهد داشت. شما اما بجای اینکه دلیل استفاده از نام مستعار را بجوئید، انگشت اشاره تان را بسوی کسانی گرفته اید که استفاده از نام مستعار از حقوق ابتدایی و طبیعی شان در دنیای مجازیست….شادباشید.

  10. سلام و درود جناب طاهری عزیز – بنده هم همچون جناب هخامنشی عزیز ، خطای بنده را از ورود به سایت اختصاصی تان می پذیرم و بابت عدم فهم از روحیه ی مباک شما
    پوزش می طلبم و از خداوند منان برایتان آرزوی توفیق می نمایم .

  11. سلام و درود جناب طاهری آبکنار عزیز و بزرگوار -از آنجائی که شما از بنده خواسته اید که پاسخ اندک تکدرخاطر بنده را که به حول قوه ی الهی و لطف دوستان بزرگوار ی چونان شما رفع و موجب باز گشت مجدد بنده به سایت وزین و محترم آبکنار ما ،با دوستی عمیق تر از پیش گردیده است ، جهت رفع پاره ای سوء تفاهمات حاصله ، برای شما و سایردوستان عزیزآبکناری دراینجا می نگارم:
    ابتدا از شخصیت متین و فاضل و فرهیخته ی شما در امر برپائی بحث «اسم مستعار چرا ؟» و انجام وظیفه ی احسن رسالت رسانه ای شما ، نهایت سپاسگزاری را دارم ، نیز بر خود می بالم که افتخار دوستی با شما را خداوند مهربان ، نصیب بنده فرموده است . جناب طاهری عزیز و بزرگوار ، اندک دلخوری بنده از جانب شما این بود که من در همان ابتدای آشنایی مان به شما گفتم که اگر دوست ندارید من با اسم کاس آقا در سایت شما نظر نمی گذارم . اما شما مصرانه از من خواستید بیایم و در مورد نوشته های سایت تان نظر بگذارم ، ; که از نظر شما هیچ مانعی ندارد (کامنت آن هم موجود است ). اما در پایان بحث اسم مستعار چرا ؟ شما کامنت گذاشتید آز آنجائی که سایت هائی برای برای عمران و آبادنی روستاهای خود و یادآوری خاطرات ، واژه ها واصطلاحات فعالیت خود را شروع کرده اند ، نیازی به اسم مستعار نیست و در پایان نتیجه گرفته اید که این ایجاد تعارض با سایت شما دارد .این امر موجب دلخوری شخصی بنده شد و با پوزش از شما اینجا را ترک کردم . جناب طاهری عزیز ، شما با کاربران تان که تازه ورود می نمایند ، رو در بایستی نداشته باشید و در مورد لزوم خودتان شخصا” راهنمائی های لازم را برای او بیان فرمائید . اگر جنابعالی همان روز اول نظر تان را رک به من می فرمودید بنده نمی رنجیدم ، اما بعد از آن جریان چرا اندکی رنجیدم ! اگر چه معتقدم که همین رنجش های جزئی مقدمه ای ست برای دوستی های عمیق تر .
    جناب طاهری عزیز و بزرگوار ، از آنجائی که کار رسانه ای و فرهنگی ، اعصابی همچون فولاد می خواهد ، دغدغه ها و نگرانی های شما را کاملا” می فهمم ، بر روی ماهتان بوسه می زنم که بخاطر آبکنار عزیز مان ، خون دل می خورید ! امیدوارم این خون دل خوردن ها بدل به دوستی ها و مهربانی های عمیق و ریشه دار گردد . از همه دوستان عزیز آبکناری می خواهم که در سایت آبکنار ها ، که سایت خودمان است
    با دوستی ها و مهربانی ها ، مشارکت فعالانه داشته باشند . از جناب وطن خواه عزیز که سرور و بزرگ ما هستند و نیز دوست عزیزمان جناب هخامنشی عزیز و سایر دوستان تقاضامندم ، که بحث اسم مستعار را با خونسردی و متانت و احترام به همدیگر خاتمه اعلام نمایند و سال جدید را با دوستی و مودت در کنار هم شروع نمائیم . جناب طاهری آبکنار عزیز،بنده به شما و جناب وطن خواه تربه بر و جناب مهرداد آبکناری و جناب هخامنشی عزیز و سایر دوستان بعنوان دوستان خوب سال ۱۳۹۲خودم افتخار می کنم . برای ادامه دوستی ها و مهربانی ها اندکی صبور باشیم . ی ا ح ق .

  12. به داشتن دوستان بزرگواریی مانند عالی جنابان طاهری، کاس آقای عزیز و فرزاد گرامی افتخار میکنم. و خوشحالم که توان پیشبرد دغدغه ها و مسائل مطروحه با حفظ حرمتها و حریمها را داریم . دغدغه خواهر عزیزم صفورای گرامی را نیز درک میکنم و به ایشان اطمینان میدهم جای هیچگونه نگرانی نیست این تعاملات و تضارب عقاید نه تنها به دوستی ما لطمه ایی نمی زند بی شک به عمق بخشیدن آن کمک نیز خواهد کرد. برخوردهای اولیه من و جناب فرزاد را به یاد دارید؟ آن گفتگوهای به ظاهر تند خیلی زود جایش را به دوستی و تعاملات سازنده داد.
    اولاً برای برنده شدن نیاز به صیقل است نگران نباشید!
    ثانیاً دوستانی مانند جناب فرزاد هخامنشی تقریباً هم سن و سال فرزندان ما هستند .ما بالندگی آنها را دوست داریم وبرای اعتلای آنها دوست داریم در کنارشان باشیم.نه در پشت سر آنها و نه مقابلشان.
    از جناب کاس آقای بزرگوار نیز درخواست دارم به استمرار بحث رضایت بدهند تا انشاءا… به یک اجماع قابل قبول دست یابیم.
    پایدار باشید.

  13. کاربران محترم وعزیز
    بعداز۲۰روزغیبت سری به وطنم دومم یعتی همین سایت زدم هرچه فکرکردم چگونه وازکجا شروع کنم ،هیجا را دردآورترازاینجاندیدم.پس ازهمینجا شروع میکنم .کاربران عزیز چاقو یک ابزار است وفرهنگ استفاده آن برای خیلی ها جانیفتاده درصورتی که تقریباازبدو خلقت بشرکشفش کرده اند.اسم مستعارمورداستفاده زیاد دارد که گفتنش ضروری نیست اما چه کسی استفاده کند ویاچگونه مهم است من فکرکنم نظریات جناب طاهری برای جاانداختن این مسئله بوده که چگونه استفاده شود نه اختلاف انگیختن.مثلا آقای فرزاد ویاکاس آقا ویاایکس وایگرگ چقدرزیبا ومتین ازاین اسم استفاده میکنند وبعضیها چقدرزشت ونادرست(تذکر:دردنیای مجازی اسم مستعار برای این جاافتاده که کاربر فکرکند مخفی شده وهمه ایده هایش راعیان کند مثل کبک فقط سرش پنهان باشدولاغیرچون دقیقا میدانند چه کسی ودرکجا وبا چه وسیله ای دارد کارمیکند حتی جنسیت کاربر رامیدانند)حالا بعضیها گول میخورندچه درفیس بوک همه زندگیشان رابه بادمیدهند وچه دراین دوتاسایت وزین خوب ابکنار باکلمات بد موجب آزار و اذیت می شوند .خواهشم این است که بافرهنگان وطنمان به کارخودشان ادامه دهند ومسئولین سایتها نظربی ادبان بی فرهنگ رابه نمایش نگذارند هرچندسازنده باشد باتشکرسال خوب درانتظارشماست

  14. سلام و درود دوستان گلم – نمی دانم شما هم مثل بنده شعر « خانه دوست کجاست ؟ » شاعر خوب وطن ما ، جناب سهراب سپهری را خوانده اید یا نه ؟ فکر می کنم که اکثر شما خوانده باشید .آیا هیچوقت شده است که پیش خودتان بخواهید پاسخ این سئوال را بدهید ؟ یا در جستجوی یافتن پاسخ این سئوال بوده اید ؟ به نظر بنده ، هرکس به مقتضای حال و درک و زمان و مکان خود که در آن زندگی می کند پاسخی می تواند به این سئوال بدهد . مثلا” یکی خانه ی دوست را چند کوچه آنطرفتر نشانی می دهد ، یکی بالای درخت کاجی که گنجشک بر آن لانه گذاشته ، یکی هم در آسمان ها … اما بنده خانه ی دوست را بر روی همین زمین می دانم ، چراکه زمین پرواز گاه روح ما به آسمان هاست ، از همینجا ست که روح ما عروج آسمانی اش را آغاز می کند . آری از همینجا،همین سایت آبکناری محترم ، از همین سایتی که ما همه ی آبکناری ها با مهربانی و همدلی و همفکری و وفاق و دوستی ها …در آن جمع آمده ایم . به زبان حرف های متفاوت می زنیم ، اما قلب هامان با تپش آبکنار ، آبکنار ، سرود یگانگی و وحدت را می سراید . چراکه در کوچه پسکوچه های آن خاطرات کودکی و جوانی مان را طی کرده ایم ،هنوز نام ما که در ایام جوانی ، بر تنه توسه های آن به یادگار کنده ایم باقی است ، هنوز درد دل های ما در زلال جویبار های آن جاری است . خانه ی دوست من ، آبکنار و سایت آبکنار ماست ، که تداعی گر آن یادها و خاطره ها برای من ا ست . آری دوستان سایت آبکنار ما برای ما خانه ی دوست و دوستی هاست ! من دوباره به این خانه باز گشتم ، تا بتوانم دوست خوبی برای آن و برای دوستان آبکناری باشم. خدای ناکرده نام ها ما را از معنا ها جدا نکند . سعی کنیم با تفاهم از ورای نام ها ، اسرار دوستی ها و مهربانی ها را بجوئیم . دوستان عزیز وقتی تفاهم و دوستی شما را در این سایت دیدم . برقی از امید در دل و چشمان من درخشید ! به آینده روشن و سرفراز آبکنار امید وار
    شدم . همه این ها را مدیون زحمات جناب طاهری عزیز و بزرگوار هستیم که جفا می بیند و مهربانی می کند .آری بزرگان چنین زندگانی می کنند . بزرگ باشید و به به سلامت باشید دوستان . ی ا ح ق .
    آبکناری = بزرگوری ، درایت ، شعور ، فرهنگ ، تعامل ، همدلی ، همفکری ، احترام و دوستی …

  15. با سلام و عرض ادب
    ضمن تشکر و سپاس فروان از جناب طاهری بزرگوار بابت گشایش چنین بحث مهمی و تشکر بی پایان از برادر عزیز و بزرگ جناب وطنخواه که همواره پرچم دار مباحث اصولی و مهم و چالشهای پیش روست .
    نظرم را در مورد بحث ابراز میکنم و مطمئنا با تعدادی از دیدگاهها متفاوت خواهد بود اما نظر من کاملا شخصی و برداشتی از ذهن درگیر من است :
    این بحث به شمایل دیگر ، یک بار هم در وبلاگ خانه پدری گشوده شده است همانگونه که دوستان دیگر هم گفتند استفاده از نام مستعار یا هر نامی که بر آن می نهیم سالهاست که در ادبیات ما متداول بوده و هست اما به نظر میرسد مبحثی که جناب وطنخواه گشوده اند مربوط به این قسم نامها نیست من هم مانند دوستان دیگر معتقدم در خلق یک اثر تنها خود اثر مهم است نه پدید آورنده آن اگر خالق در خلق یک اثر ( لزوما در باب هنر و ادبیات ) تمام احساس و تلاش خود را بکار بندد تاثیر آن بر مخاطب ملموس خواهد بود و دیگر نیازی نیست خالق حتما از نام اصلی خود در امضاء آن استفاده نماید البته تایید میکنم در بسیاری موارد نام خالق در قضاوت مخاطب تاثیر بسزایی دارد اما نام خالق همان است که در ذیل اثر بعنوان امضاء نقش بسته است.
    به نظر من منظور نویسنده این متن ( جناب وطنخواه عزیز ) ابراز دیدگاهها با نام مستعار است که البته گاها توهین برانگیر و زننده می نماید من هم مانند همه شما این امر را خارج از اصول اولیه مشارکت در یک رسانه میدانم اما باید بپذیریم چه بخواهیم چه نخواهیم این موضوع وجود دارد و نمی توان آن را نادیده گرفت من فکر میکنم با فراهم نمودن بستر ایمن و مناسب رسانه ای میتوانیم با این معضل مقابله کنیم همانگونه که در محیطهای واقعی احترام متقابل را سرلوحه رفتارمان قرار میدهیم باید بیاموزیم در فضای مجازی هم به حریم همدیگر احترام بگذاریم فقط در چنین فضایی می توانیم تعداد کاربرانی که با نام مستعار دیدگاهشان را ابراز میکنند کم کنیم اما قادر نخواهیم بود آن را به کل حذف کنیم .

  16. ببینید، من کاری به نظرات کارشناسی دوستان ندارم. میخوام بگم از اسم مستعار استفاده میکنم، چون به عنوان مثال وقتی دارم خاطره تعریف میکنم، نمیخوام عالم و آدم بفهمن که آقای فلانی در فلان روز چکار کرده و کجا رفته. فضای مجازی برای هر آدمی در دسترسه و آزاده. بالاخره منم یه حریم شخصی برای خودم دارم و نمیخوام کل ایران از کارام باخبر شن.
    اصلا گاهی یه پسر به فیلمی علاقه داره که رمانتیکه و بیشتر به درد دخترها میخوره. حالا این پسر میخواد علاقه اش به این فیلم و اطلاعاتش در این مورد رو توی نت منتشر کنه تا علاوه بر ابراز احساساتش، هرچی که در اون زمینه میدونه رو به دیگران هم یاد بده. مسلما مخاطبش بیشتر دختر هستن… پس باید از جنس اونا بشه تا باهاشون راحت ارتباط برقرار کنه. یه پسر هرقدر هم احساساتی باشه، نمی تونه یه وبلاگ دخترونه رو اونطور که دلش میخواد اداره کنه.
    یکی از مزیت های اسم مستعار اینه که اگه من بر فرض مثال همچین وبی هم داشته باشم، حداقل الان کل ملت نمی دونن من کی هستم.

  17. با احترام به نظر خواننده گرامی، شما میتوانید برای موارد مطروحه خویش راهکاری متفاوتی را تجربه کنید . برای این موارد نیازی به داشتن اسم مستعار نیست. برای مثال شما میتوانید نویسنده خاطره تان باشید بدون اینکه کسی بداند و بفهمد ناقل سرگذشت خودتان هستید. برای اینکار نیازی به داشتن اسم مستعار ندارید. هرچند داشتن یا نداشتن آن در اختیار خودتان هست.


  18. پس از بازیابی این یادداشت ، نظرات کاربران با copy – paste به اینجا منتقل شد و چون این امکان برای نظرات اداره کننده سایت وجود نداشت ، تسلسل بحث ها دچار خدشه شده است و لذا پوزش مرا بپذیرید – طاهری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *