خاطرات خانه تکانی

بسم الله الرحمن الرحیم                   نویسنده : نادر وطنخواه              ۱۳ اسفند ۹۱

 

صبح امروز که منزل را به قصد محل کار ترک میکردم. ناگهان شکوفه های صورتی درخت هلوی جلوی ساختمان توجه ام را جلب کرد. نگاه کردن به شکوفه ها و بوی بهار بی اختیار مرا به روستا برد و حال و هوای آخرهای اسفند ماه در روستا و تکاپوی اهالی برای خانه تکانی به سبک و سیاق قدیمی ها ی روستا.

تا رسیدن به ایستگاه سرویس اداره و در طول مسیر به آن زمانها فکر میکردم و در نهایت تصمیم گرفتم شب که بر گشتم مطلبی پیرامون خانه تکانی روستایمان(تربه بر) در آن زمانها بنویسم و یاد آن دوران را برای خودم و جوانترها که آن را ندیده و شاید برایشان جالب باشد مستند نمایم.

زمان کودکی و نوجوانی ما که اغلب خانه ها با مصالح بومی و محلی ساخته شده بودند و کمتر خانه ای با مصالح ساختمانی صنعتی وجود داشت سبک و سیاق خانه تکانی متفاوت بود.

اولین قدم با خاکروبی و زدودن تارهای عنکبوب از بدنه و سقف اتاقها و ایوان خانه بوسیله جارو(شوبارو) شروع میشد. قدیمی ها به اینکار اجگرو می گفتند.

 سپس نقاشی ساختمان بوسیله نوعی گل رس که از اراضی شمال روستا (صل کنار)تهیه و بوسیله تشت توسط مادران زحمت کش به منازل حمل میشد. به این کار اصطلاحاً خانه فوشورا (khano foshora) گفته میشد. و اینکار با رقیق نمودن خاک رس بوسیله آب و مالیدن آن به بدنه ساختمان بوسیله جاروی دستی که بر سر چوبی بسته میشد انجام میگردید. و الحق این عمل چنان زیبایی به خانه ها می بخشید که تا مدتها رنگ و بوی تازگی محیط خانه ها را پر میکرد علاوه بر اینکه محیط خانه ها عاری از هرگونه مواد شیمیایی بود.

 بعد نوبت شتسوی فرش ها میشد که غالباً از نوع حصیر محلی به نام کوب(koob) بود. این وظیفه نیز بر عهده مادران روستا بود و این موقع سال کوچه پس کوچه های روستا شاهد تردد زنان حصیر بر سر بود که فاصله منازل تا کنار مرداب را طی و حصیرها را برای شتشو به لب مرداب میبردند. بچه ها نیز معمولاً به بهانه کمک کردن به زنان آنها را تا مرداب همراهی و گاهی با شیطنت های خود اوقات مادران را تلخ میکردند.

قدم آخر خانه تکانی روستا شتشو و جمع کردن لباسهای زمستانی از دسترس و بقچه کردن آنها بود . اینکار قدیمها رخت شورا(rakhte  shora) گفته میشد. از نکات جالب استفاده از ماده ایی به نام نیل بود که به علت استفاده گسترده از پارچه حریال سفید در البسه ، خصوصاً لباسهای زنانه مرسوم بود. در آن دوران اغلب لباسهای زنانه شامل روسری، لچک و دامن از حریال سفید دوخته میشد. علاوه بر آن پشه بندها نیز غالبا با این نوع پارچه دوخته میشدو استفاده از نیل شکل و شمایل قشنگی به البسه می بخشید.

بعد از خانه تکانی که به آن خانه جابجا(khano jabja)گفته میشد نوبت تهیه شیرینی و آجیل شب عید می رسید که زحمت تهیه آن نیز بر عهده خانمها بود. در آن دوران که از شیرینی های امروزی خبری نبود و لااقل اکثریت روستایی ها به آن دسترسی نداشتند. مادران اقدام به درست کردن انواع حلوا بنام های ضیابری، تبچتان و دنگی حلوا میکردند که مواد اولیه آنها را آرد برنج، هل، مغز گردو و شکر تشکیل میداد. برای آجیل نیز بیشتر خانواده ها از برنج بو داده، گنجد برشته، نخود فرنگی و… استفاده میشد.

 اینها را که نوشتم باور کنید خودم دهانم آب افتاد و بی صبرانه منتظر نوروز خواهم بود. تا انشاءا.. با شروع سال نو قدم به زادگاهم گذاشته و ضمن انجام صله ارحا م تجدید خاطره ایی با کودکی داشته باشم.

به امید سالی پر از خیر و برکت برای همه ایرانیان خصوصاً همولایتی های گرامی

27 دیدگاه در “خاطرات خانه تکانی”

  1. باسلام حضورمحترم آقای وطنخواه گرامی
    اقا خیلی عالی نوشته اید بسیاربسیارزیبا ودقیق وموبه مو گفته اید مارا یاد بوی علاووگیل شب عیدانداختی دستت دردنکنه.درضمن فکرکنم باآهک فشوستن راانجام میدادند،که دیوارهارنگ نیلی به خودش میگرفت.شادباشید

  2. جناب سیاوش سلام
    از لطف شما بسیار سپاسگزارم. فرمایش شما صحیح است ولی استفاده از آهک به بعد از زمان استفاده از گل میرسد. قبل تر از آهگ مرسوم بود که از گل استفاده میکردند. زمانهایی که دیوار خانه ها غالبا” از کاه و گل ساخته شده بود. ضمناً از جناب طاهری به خاطر نشر مطلب ممنون و سپاسگزارم.

    1. آقا نادر سلام،
      اگر تجسم کنیم که مادران ما چه زحماتی را متقبل می شدند و بدون کوچکترین توقعی از صبح تا شب تلاش می کردند، قادر نخواهیم بود به نحو شایسته از آنان تقدیر کنیم ، تنها آرزویشان زیارت امام رضا(ع) بود و بسیاری از آنان حتی نتوانستند به این آرزوی خود برسند.

  3. جناب وطنخواه، سلام!
    لذت بردم استاد. دست مریزاد! اما ایکاش بجای روستا همان محل را نام می بردید. مهرش بیشتر به دل آدم می نشیند. البته که قصد جسارت ندارم. نوشته به دل نشستنی بود و بشدت به دلمان نشست. بقول حاج پیمان ما: یا علی!

  4. آقا مهرداد سلام و صد سلام
    انشاءا… که در صحت و سلامت هستی. خیلی از دیدن پیامت خوشحال شدم . چوبکاری نکنید . من شاگرد همه دوستان هستم. آرزوی موفقیت برای جنابعالی دارم. پایدار باشی.

  5. با سلام وخسته نباشید به شما
    خیلی جالب ودقیق گفتید وفقط فکر میکنم علاوه کردن کف خانه یادتان رفته هر چه باشه مادر محترمتان بچه محل ما وعزیز ماست .موفق وپیروز باشید.

  6. سرکار خانم مومنی
    از عنایت و لطف شما سپاسگزارم. در ست میفرمایید علاوه کردن کف خانه را فراموش کردم . چه میشود کرد پیری و هزار درد لاعلاج!
    شما و خانواده محترمتان نیز عزیز ما هستید . ضمناً منتظر قدوم مبارکتان در ” سرباز وطن” هستم. از ارشاد و رهنمودهای خود حقیر را بی بهره نکنید.

    1. گفت : علامت پیری دو چیز است ، اولی فراموشی است و دومی هر چه فکر می کنم به یاد نمی آورم!
      البته بلا نسبت آقا نادر

  7. جناب آقای طاهری عزیز،سلام.با پوزش،به عرض مبارک می رساند که من به جناب وطن خواه بابت نوشته زیبایش تبریک گفتم و از حضرتعالی نیز برای معرفی عاشقانه سنت دیرین خانه پدری تشکر کردم.لطفا” اشکال و دلیل عدم نشر پیام حقیر را مرقوم فرمایید.با سپاس،فرزاد.

    1. آقا فرزاد عزیز سلام،
      خاطرات آقای وطنخواه روز ۱۳ اسفند منتشر شده و من تمام نظرات رسیده از آن روز به بعد را مرور کردم و به پیامی که منتشر نشده باشد بر خورد نکردم، لطفا” بررسی کنید و مطمئن شوید به این سایت ارسال شده یا به آدرس قبلی .
      به هر صورت اگر قصوری پیش آمده مرا عفو کنید، نظرات شما همیشه مبشر مهربانی است و هیچ نظری بدون اخذ موافقت ارسال کننده آن هرگز متوقف نخواهد شد. شاد باشید
      اگر دوستان دیگری نیز به عدم انتشار نظراتشان در این سایت برخورد کرده اند، لطفا” ما را مطلع کنند شاید یک اشکال فنی پیش آمده باشد.

  8. سلام خدمت شمابرادرارجمند شما با این قلم شیوا اشک درچشمان جمع کردید دست شما درد نکنه راستی من همیشه از ورسل گل رس برای علاوه کردن پشت بام وظیفه من بود انگار دیروز بود واقعا مشکلات خودش داشت ولی نمی دونم جرا الان وقتی فکرشو میکنیم برای ما اینقدر خاطرات به یادماندنی خوبی شده… باتشکر ازجنابعالی

    1. سلام جناب بنی یعقوب
      از لطف شما بسیار سپاسگزارم. بنده افتخار آشنایی با شما را نداشتم ولی باید در مقطع سنی ما باشید که خاطرات آن موقع برای شما جالب بوده است . امیدوارم همیشه و در همه حال در صحت و سلامت باشید.

  9. جناب آقای نادر وطنخواه
    من هم مثل سایر دوستان با خواندن این مطالب بیاد سالهای دور افتادم مخصوصا آنجا که صحبت از حلوا های محلی بود به راستی دهنمان آب افتاد .
    نادر عزیز همیشه از موضوعات بکر استفاده میکنید به شما تبریک می گویم
    موفق و پیروز باشید

  10. جناب خاتمی سلام
    از ابراز لطف شما سپاسگزارم. در خصوص حضرتعالی زیاد شنیده ام ولی هیچگاه توفیق دیدارتان و آشنایی از نزدیک با شما را نداشته ام. خوشحال میشوم ارتباطم با حضرتعالی بیشتر و از نظرات و رهنمودهای جنابعالی بهره مند گردم.
    آرزوی توفیق بیش از پیش حضرتعالی را دارم.

  11. با سلام و تبریک سالنو و آرزوی داشتن سالی سرشار از سلامتی و شادکامی برای شما و خانواده محترمتان.بسیار زیبا و خاطره انگیز بود .کاش می شد یک لحظه به آن زمان برگشت و دوباره از آن لذتهای آن زمان سرخوشی چشید.خیلی دلتنگ شدم.پایدار باشید

  12. باسلام و احترام خدمت جناب وطنخواه
    انشاءالله توفیق خانه تکانی دلمان هم نصیب همه ما بشود.
    خاطراتی از این دست پیوندی عاطفی به گذشته های پر زحمت پدران و مادران ما می زند.
    یاد گذشتگان را پاس بداریم وبزرگان و سالمندان که سرمایه های گرانقدر ما هستند را ارج بنهیم.
    دست شما درد نکند.

  13. جناب طاهری سلام
    از بابت انتشار مجدد نوشته های حقیر ممنون سپاسگزارم.
    پیشاپیش سال نو را به شما و همه همولایتی عزیز تبریک عرض مینمایم. امیدوارم سالی پر خیر و برکت در انتظار همه باشد.

    1. آقا نادر سلام،
      ضمن عرض تشکر ، متقابلا” برای شما نیز سالی شاد و توأم با موفقیت آرزو می کنم.
      این سری از مقالات شما بوی بهار می دهند و لذا انتشار آن ها در آستانه نوروز ضروری تر است.

  14. سلام
    هر چه شادی و سلامتی و هر چه موفقیت و امیدواری و هدایت نصیب همه شما هم ولایتی های گرامی باد امیدوارم که سال خوب و پر برکت داشته باشید. و کسی انشاالله چه به اجبار و چه به اختیار غیبت نکند! البته من از همین الآن غیبتم، چون از سیستم بدورم.در ضمن به آقا نادر تبریک ویژه میگم برای این خانه تکانی ،که هیچ وقت کهنه نمیشه و هرسال میشه از آن استفاده نمود.

  15. سلام خسته نباشید از رسوم خانه تکانی گفتید همه خانم ها خسته نباشند و آقایانی که همواره همراهان خوبی هستند.
    از حلوای ضیابری و تبچتان و دنگی حلوا گفتید لطفا برای حفظ این رسوم طرز تهیه آن را نیز در سایت سایت بگذارید . ممنون

    1. سرکار خانم خاتمی ، سلام
      تشکر می کنم از حضور گرم شما در این سایت ، تنقلاتی را که نام بردید ، خاطرات تمام آبکناری ها علی الخصوص در آستانۀ نوروز است.
      مه چومانه سر ، سعی می کنم طرز تهیه آن ها را در اینجا منتشر کنم.
      شاد باشید ، پیشاپیش عید شما مبارک

  16. با سلام خدمت آقای وطنخواه عزیز و مدیریت محترم سایت و سایر دوستان
    بسیار زیبا بود ؛ خاطرات و دوران خوش گذشته برایمان زنده شد
    چه زندگیهای ساده و سالم و چه دلهای خوشی بود 🙂
    ایکاش برای هر قسمت هم عکسی قرار میدادید مثل خانه های گلی ؛ انواع حلوا و ….

  17. عید ایرانیان و گیلکان
    ——————-
    ۱
    ایرانیان هف هشتا هنی وشتر
    عید دارن
    عید روزا جشن گیرن
    نو روز و خرداد و فروردگان
    گاه انبار و جشن سده و مهرگان
    ۲
    تیرگان
    پیروزی بر تورانیان
    و تورا نیان دوشمن ایرانیان
    مهرگان
    کاوه و اژ ی دهاک جریان
    ۳
    نو روز بو اول سال
    با هارو سبزه و پامچال
    خرداد میان زردشت ایه به دونیا
    لاپ ایتا فرشته ایه به دونیا
    گفتار نیک ، پندار نیک و کردار نیک
    با ایتا خود کار بیک
    ۴
    چشن سده آتش گب بو
    پنجه جشن ، دانش گب بو
    هیکس نبو آتش پرست
    همه تا بن خودا پرست
    نوروز از باهار بو تا تاوستان
    مهرگانم از پاییز بو تا زمستان
    ۵
    سر ما روزه نام بو مهرگان
    عمر کوتاهی داشته مهرگان
    گرمه روز ا گفتنه نوروز
    یعنی- باهار موقو باسته نوروز
    ۶
    الان ایرانیان ره
    حتی خارجیان ره
    عید نوروز عزیزا
    یاس مانستن عطر انگیزا
    ۷
    اما
    سن و سال زیادی داره نوروز
    چار پنج هیزار سال سن داره نوروز
    نوروز جمشیدی ایتا فر هینگا
    ایتا سرود ایتا ترانه ایتا آهنگا
    نوروز خودش گولو
    اونه عاشق بولبولو
    ۸
    نوروز وخت گولان به دونیا این
    سیفید مایان به دریا این
    نرگس و یاس و سمن
    هر جا دینی سرو و چمن
    شادی و شور و شادمانی
    صلح و صفا و مهربانی
    ۹
    وشتن کنن زنن دسکلا
    سرتا سر دونیا همه جا
    از انکارا تا ارمنستان
    از با کو تا قزاقستان
    از کانا دا تا انگلستان
    از ایران تا افغانستان
    ۱۰
    جشن گیرن نوروزه ره
    شادی کنن نوروزه ره
    هم سنیان هم شیعیان
    علی الخصوص ایرانیان
    علی الخصوص گیلانیان
    ۱۱
    با بدانی ایمامانم نوروزه خوش داشتنه
    حتی عوثمان ذو النورین
    حتی عومر حتی ابوبکر
    اما خاک بر سر مولا عومر
    ایزی داعش سرکه عید نوروزه
    خرافات دانن
    چارشنبه سوریه مزخرفات دانن
    ۱۲
    خولاصه عید روز خورمه روزیه
    سیزده بدر قشنگه روزیه
    غم و غورصه گب نیه
    عزا و ارسه گب نیه
    وخت آزادیه
    وخت شادیه
    اگر بتانستی بوخوری
    شیرینی و باقلاوایا
    نوا دهن جی خاطر
    مرغانه با حلوایا
    ۲۶اسفند۹۳ فرامرز شکوری

  18. نگاهی اجمالی به عید نوروز و چهار شنبه سوری و سیزده به در
    الف – عید نوروز :
    روز مبارکی که در آن مردم جشن می گیرند و شادی می کنند . شرکت در اعیاد و جشنهای ملی و همگانی از دیر باز موجب مسرت مردم بخصوص کودکان و نوجوانان بود و یکی از تفریحات و دل خوشیهای مردم بشمار می رفت . مراسم جشن نوروز جمشیدی یا نوروز بزرگ از آغاز فروردین ماه شروع می شود ، وضع ، و انتخاب این روز را ابو ریحان بیرونی در کتاب آثار الباقیه و حکیم خیام در کتاب نوروز نامه و فردوسی در شاهنامه به جمشید نسبت می دهند و فردوسی می فرماید :
    جهان انجمن شد بر تخت او / فرو ماند از فره بخت او / به جمشید بر ، گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند . آنچه از مراسم این جشن هنوز باقی ست عبارتست از سبز کردن بعضی نباتات نظیر گندم و عدس پیش از عید و نگاهداشتن آنها تا روز سیزده – تهیه سفره ی هفت سین ( سر که / سیب / سبزی / سنجد / سماق / سیر و غیره ) و هفت میم ( میوه / مرغ / ماهی / ماست / میگو/ می و مویز ) و خوانچه ها ی شیرینی و میوه جات و غیره ، راجع به نوروز و تاریخ پیدایش آن غیر از فردوسی و ابوریحان بیرونی و طبری و ابو علی بلعمی ( در ترجمه تاریخ طبری به فارسی ) و دیگر مورخان و محققان مانند هدایت و بهار و ذبیح بهروز و پور داوود و…. مطالب بسیار ارزنده نوشته اند که در این جا از نقل آنها خود داری می کنم و فقط به عبارتی از ابو ریحان اکتفا می شود. ابو ریحان بیرونی در کتاب التفهیم در وصف نوروز می گوید :” نوروز نخستین روز است از فروردین ماه و از این جهت روز نو نام کرده اند زیرا که پیشانی سال نوست ” اما ایران شاید تنها کشور اسلامی باشد که دو عید بزرگ اسلامی ، یعنی عید فطر و عید قربان را ، به عنوان بزرگترین عید خود نپذیرفته است ، و همچنان عید نو روز را بزرگترین عید خود می شناسد و هیچ گاه دین مداران ، حتی زمانی که عید نوروز با ماه محرم هم زمان شد ، نتوانستند جلوی این جشن را بگیرند و گفتنی ست که اسلام و بخصوص پیامبر اکرم و حضرت علی و امام رضا و حضرت صادق و… از عید نوروز به نیکی یاد کرده اند و نقل احادیث و روایات ازاین بزرگواران رااز حوصله ی این مقال خارج می دانم و اما تنها داعشی های شیعی و سنی و طالبانی های ابله دلسوز با هر گونه جشن و سرور و شادی مخالف اند .
    ب- چهار شنبه سوری :
    جشن معروف ایرانی ست که هر سال شمسی در شب آخرین چهار شنبه ماه اسفند ” اسفندار مذ ” می گیرند و مطابق رسوم قدیم ، در این جشن آتش می افروزند و از آن می جهند . در هنگام جشن و پریدن روی آتش خطاب به آتش می گویند :
    سرخی و گرمی تو از من – زردی و رنجوری من از تو . سوری در چهار شنبه سوری به معنی سرخ و بر گرفته از سوریک زبان پهلوی است . در ایران باستان جشن چهار شنبه سوری با نام جشن سوری معمول بود و بعد از اسلام چهار شنبه را بر آن افزودند ، و منظور از بر افروختن آتش در جشن سوری ، گرم کردن جهان و زدو دن سرما و بدی آن بود . نا گفته نماند که روز چهار شنبه نزد عرب ها به قول جاحظ روز شوم و نحسی ست . ولی به نظر مرحوم پور داود ، ایرانیان آیین آتش افروزی پایان سال خود را به شب آخرین چهار شنبه انداختند ، تا پیش آمد ها ی سال نو از آسیب پلیدی چون چهار شنبه بر کنار ماند . و در هر حال در گیلان مخصو صا در آبکنار ما به این مراسم با شکوه و دوست داشتنی گول گوله چار شنبه می گویند . گول در فارسی گل و در معنی مجازی سرخ شدن در برابر گر ما و حرارت است .
    ج- سیزده به در :
    روز شادی و نشاط و شادمانی بود و صحبت از رقص و خنده و شوخی و هر گونه تفریحات بود . مردم به خاطر پیوستن به طبیعت از سحر گاه سیزده به در،راهی تفرجگاههای زیبا و دل گشا به خصوص کنار رود خانه ها می شدند . سیزده به در ، روز همسر گزینی بوده و هست و خواهد بود و یادش به خیر و یاد باد آن روز گاران و آن روز گاران صفا بخشان که ایرانیان سیزده ی سال را روز همراهی و شاد کامی همگانی می دانستند و نوشته اند که زمانی که به طبیعت پناه می بردند ، ظهر ، سفره ی همگانی می گستردند و هر کس ، هر چه آورده بود در میان می گذاشت و هر کس از هر غذایی که دوست می داشت بدون تعارف و رو در بایستی می خورد . اما امروز چنان قحط سالی شد اندر ایران که گیلکان نیزفرامو ش کردند عشق را و آن سفره ی همگانی را. به قول شاعر، آنچنان بر ما به نان و آب ، اینجا تنگ سالی شد
    که کسی در فکر آ وازی نخواهد بود
    وقتی آوازی نباشد
    شوق پروازی نخواهد بود .

    ۲۷ اسفند ۹۳ فرامرز شکوری

    1. سلام بر همه عزیزان هم ولایتی. سلام بر بندگان خوب خدا ، سلام بر بهار و بشارت دهنده زندگی و یادآور نوشدن و دوباره زیستن
      با آرزوی توفیق، تندرستی ، سعادت و سرفرازی برای همه عزیزان و مخاطبین گرامی سایت وزین آبکنار ما. آغاز سال نو را به همگان تبریک عرض نموده آرزو دارم بتوانیم خانه قلبمان را تکانده و پذیرای مهر و محبت همنوعان خود باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *