بایگانی دسته: آقای ابوطالب بنی یعقوب آبکنار

آبکنار از یک قرن پیش تا کنون

 

کاری از: خانم لیدا مهدی                       به قلم : آقای ابوطالب بنی یعقوب آبکناری

 

به نام خدا

آبکنار  از یک قرن پیش تا کنون

روستای آبکنار در حاشیه مرداب انزلی قدمتی چند صد ساله دارد مردم این دیار سرسبز و حاصلخیر  سالهاست در این منطقه با تلاش و کوشش فراوان زندگی و امرار معاش میکنند  و همیشه سعی دارند زندگی بهتر از لحاظ فردی و اجتماعی برای خود و فرزندان خود فراهم کنند و این قانون ابتدایی زندگی بشر در همه دوران تاریخ بوده است با این مقدمه کوتاه قصد دارم در مورد  تاریخ و مردمان آبکنار با شما صحبت کنم :

من در آبکنار متولد شدم و آبکناری هستم و  می خواهم تا آنجا که به یاد دارم و از گذشتگان خود شنیده ام  در مورد این روستا باصفا و مردمانش حرف بزنم  چون زندگی ما در این روستا خاطره هایی را در خود  دارد که یاد آوری آن برای من بسیار خوشایند است . در زمانی که جنگ جهانی دوم اتفاق افتاد و تا خاتمه آن من  کودکی ۵ یا ۶ ساله بودم می گفتند کرواسها وارد ایران شده اند حال در ایران ما چه می کردند و بر ملت ما  در آن دوران چه گذشت بماند  منظور من از یاد آوری آن فقط ترسیم بلایا و مکافاتی است که به واسطه این جنگ ویرانگر در آبکنار ما حادث شد. مردم برای تهیه مایحتاج زندگی خود مشکلات فراوانی داشتند اما هیچگاه دست از تلاش و کوشش نکشیدند و همه این مشکلات را تحمل کردند .

 آبکنار ما تاریخی  سیصد ساله دارد که مردمان خونگرم و مهمان دوستش  با همه داشته ها و نداشته هایشان  آن را تاکنون سرپا نگهداشته و حفظ کرده اند . آبکنار  از نظر وضعیت اقتصادی و کسب و کار ، بدلیل موقعیت جغرافیایی منحصر به فرد موقعیت مخصوصی داشته و دارد  آبکنار از سه سمت با آب و رودخانه و تالاب محصور شده و فقط یک راه خشکی دارد و به شبه جزیره ای شبیه است کیفیت زمینهای کشاورزی و پیشه صیادی باعث شده تا مردمانش از نظر درآمد از سایر روستاهای همجوار  بهتر باشد طبیعی است درطول سال به خاطر دو شغله بودن مردمانش کسب و کار بهتری داشته باشند مردم اینجا فصل پاییز و زمستان صیاد بودند و در فصل بهار و تابستان کشاورزی می کردند روی این اصل باید درآمد سالیانه خوبی می داشتند اما این چنین نبود موقعیت آب و هوای خاص آبکنار باعث شده همیشه در کار کشاورزی و زراعت از خطرات بارندگی های بی موقع و سیلاب های ناشی از آن در امان نباشیم و بیشتر مواقع محصولات  صیفی ما مانند هندوانه خربزه و خیار و … که لازمه زندگی روستایی می باشد از بین می رفت و از همه مهمتر برنجکاری است که  گاه گرفتار خشکسالی می شود وگاه  بارندگی بی موقع و سیلاب آن را زیر آب می برد و زحمات یک ساله کشاورز زحمت کش را در یک شبانه روز از بین می برد  و حاصلی جز بی پولی و دست خالی برای اوبه همراه ندارد از زمانهای قدیم در فصل پاییز و زمستان مردان آبکناری به صید ماهی می پرداختند ولی معمولا برای تهیه ادوات صید و صیادی  از قبیل دام ( تور ) و کرجی که کوچک ترینش را که به زبان محلی لوتکا می گویند  مشکل مالی داشتند و به ناچار دست به دامن سماک می شدند سماکان پول داشتند و در طول سال با صیادان داد و ستد میکرد ند و به آنان  پول می دادند و یک چهارم درآمد صیاد را می بردند و صیاد هر چه ماهی صید می کرد باید به  سماکش  می داد و او مجاز بود که هر طور که خود میخواهد آن را بفروشد و این رویه تا مدت ۶ ماه که صیادی رونق می شد ادامه پیدا میکرد و در پایان کار صیاد چیزی دستگیرش نمی شد و فقط توانسته بود بدهی خود را تسویه کند لذا دست خالی به خانه برمی گشت و یا شاید بدهکار سماک می شد او همیشه برای تامین مایحتاج خانواده مشکل داشت و شرمنده زن و فرزند بود                                     آبکناریها در بهار و تابستان صنعت دیگری هم داشتند پرورش کرم ابریشم از صنایعی بود که آن زمان رونق فراوان داشت  و البته پرورش آن  هم کاری طاقت فرسا بود ولی  در پایان کار و جمع آوری محصول خود باز هم نفع آن برای دلالان و پولش به جیب دیگران میرفت آن زمان باغ توت زیاد نبود و همه مردم باغ توت نداشتند تعداد اندکی صاحب باغ  و توتستان بودند و بقیه مردم با قراردادی که در آبکنار آن زمان  متداول بود کار می کردند و زحمت می کشیدند اما  در این کار پر تلاش و زحمت هم چیزی عایدشان نمی شد و اندک مزدی دریافت می کردند  در فصول سرد سال برای زنان و دختران آبکنار حصیربافی یک شغل بود و درآمدی هرچند اندک برای خانواده به همراه داشت. حصیر بافی هم بسیار پر زحمت بود این صنعت که هم اکنون به فراموشی سپرده شده است هم در خانه های آبکنار مورد استفاده بود و هم مازاد آن را به فروش میرساندند در آن زمان کلیه خانه های روستایی با این حصیر های زیبا فرش می شد ایوان خانه های قدیم آبکنار با این حصیر ها بسیار زیبا و چشم نواز بود در واقع این حصیر ها کار فرش زیلو و موکت امروزی را انجام می داد  و برای هر خانه ای از ملزومات اساسی بود .

در زمانهای قدیم که مدرسه و دبستان و دبیرستان به شکل کنونی وجود نداشت مردم آبکنار فرزندان خود را به ملا خانه می فرستادند تا با سواد شوند مردم برای این کار هم ارزش خاصی قائل بودند و همدیگر را ترغیب می کردند  تا همه بچه ها به ملاخانه بروند و به قول امروزی با سواد بشوند البته باید بگویم بچه های آن زمان از سن هفت و هشت سالگی در مزارع  کار می کردند تا برای خانواده کمک باشد ولی خانواده ها تا آنجا که می توانستند از تحصیل ابتدایی فرزندان قافل نبودند و در فرصتهای مناسب آنان را به ملا خانه می فرستادند در آبکنار بعد از مدتی مدرسه باز شد و بچه ها به مدرسه رفتند آن زمان مردم آبکنار علاقه بیشتر نشان دادند و همه برای باسواد شدن بچه ها آنان را به مدرسه می فرستادند البته در ابتدا اینکار داوطلبانه بود ولی بعدها  با سیاستهای دولتی این کار اجباری شد و خانواده ها موظف بودند فرزندان را به مدرسه بفرستند تا آنجا که من بیاد دارم و شنیده ام از افتتاح اولین مدرسه در آبکنار بیش از ۸۰ سال می گذرد و مردم این دیار به این خاطر از لحاظ سواد از روستاهای همجوار دیگر باسواد ترند .

در سالهای اخیر بدلیل مشکلاتی که در زندگی روستایی و  کشاورزی وجود دارد  و زرق و برق شهرها رو به فزونی است دیگر جوانان علاقه ای به ماندن در آبکنار ندارند و به شهرهای دور و نزدیک مهاجرت می کنند و این امر باعث شده هرساله از جمعیت آبکنار کاسته شود البته عدم توجه مسئولان به آبکنار هم از دلایل عمده این مهاجرت اجباری است شاید اگر مسئولان استان توجه بیشتری به رفاه نسبی مردم آبکنار داشتند ، اکنون اینچنین نمی شد.

اکنون آبکنار به تفریحگاه و تفرجگاه جوانانی تبدیل شده که پدرانشان سالها پیش به قصد کار و تلاش آنجا را ترک کرده اند و این امر برای ما که سالهاست در آبکنار زندگی میکنیم بسیار امیدوار کننده است روزهای شلوغ و پر جمعیت در ایام تعطیلات به ما نوید آبکناری نوین در آینده نزدیک میدهد به نظر میرسد اگر اندکی توجه مسئولان را به این سمت جلب کنیم به زودی شاهد آبکناری آباد و سرزنده مثل سالهای دور خواهیم بود .

                                                                                                    

                                                                                                     والسلام

                                                                                        ابوطالب بنی یعقوب آبکنار