بایگانی دسته: اولین تجربه ها

اولین بار که سینما رفتم

ده دوازده سالم بود که اولین بار به سینما رفتم و آن روزی بود که برادر بزرگم قرار بود با دوستش به تماشای فیلم تازه اکران شده بروند ، از جزئیات فیلم چیزی یادم نمانده ، زیرا مسائل و موارد حاشیه ای و جذّاب ، آن اندازه بود که توجه آن بچّۀ روستایی را از اصل فیلم منحرف کند مخصوصا” این دو نفری را که با خودم به سینما برده بودم !! در مورد حوادث فیلم اظهار نظر می کردند و یا صدای چیک و چیک شکستن تخمه آفتاب گردان به هیچ وجه اجازه تمرکز نمی داد.
به هر حال فیلم تمام شد ، اولین چیزی که بیرون سینما توجه مرا جلب کرد ، تاریک شدن هوا بود ، چون وقتی وارد سینما می شدم ، هوا کاملا” روشن بود!!
در کیفور سینما بودم به فکرم رسید اگر برای دوستانم در آبکنار تعریف کنم که “سینما رفتم” آن ها خواهند پرسید: اسم فیلم چه بود؟

Film

ادامه خواندن اولین بار که سینما رفتم

اولین تجربۀ سیگار کشیدن

اولین بار که سیگار کشیدم
بدون شک در دست گرفتن سیگار و روشن کردن و بر لب گذاشتن آن برای اولین بار، چیزی نیست جز احساس بزرگ شدن و یا بهتر است بگوییم تلقین بزرگ شدن ، اولین سیگار غالبا" در سنین نوجوانی و در خلوت یا به همراه دوست صمیمی و در هر حال بدور از چشمان پدر و مادر بر لب گذاشته می شود و سیگاری های آماتور برای خودنمایی ، بی دلیل و بدون کسب هیچگونه لذت و گاهی برای جوابگویی به حس کنجکاوی خود دست به این کار می زنند.

Smoking

ادامه خواندن اولین تجربۀ سیگار کشیدن

اولین ثبت نام مدرسه

باز نشر با الهام از یادداشت استاد ارجمند آقای ولی الله پورقلی  تحت عنوان “سرنویسی” که در سایت وزین کرکان منتشر شده است.

در حدود پنج سال داشتم که زمزمه ثبت نام برای اول ابتدایی شروع شده بود و در آن زمان به جای کلمه ثبت نام از ” سر به دفتر انداختن” استفاده می کردند .

یک نفر می گفت “بایستی سرش را به دفتر بیاندازیم” و بقیه هم تأیید می کردند و هر بار که این موضوع مطرح می شد تمام توجهات به سمت من بود و گاهگداری شوخی هایی که بر دلواپسی های من اضافه می کردند، چاشنی می شد ولی نه کسی توضیحی می داد و نه من جرأت پرسیدن داشتم که چگونه می خواهند سرم را به دفتر بیاندازند؟form_cartoon

ادامه خواندن اولین ثبت نام مدرسه

اولین تجربه در فیلمبرداری

یکی از مهمانان در جشن تولد با دوربین کوچک خود از هر موضوعی فیلمبرداری می کرد و سپس حاضرین را به دیدن تصاویر بر روی دیوار دعوت می کرد.

احتمالا” آن دوربین با همۀ کوچکی خود دارای امکانات بیشمار بود ولی همین یک توانایی که تصاویر را می توانست بر روی پرده نمایش دهد، کافی بود که یادی از اجداد اولیه آن بکنیم.

اولین دوربین فیلمبرداری که تهیه کردم ، سی سال پیش و یک دوربین سوپر ۸ بود که بجز لنز و ساختمان کلی ، هیچ شباهتی به دوربین های امروزی نداشت.

Super 8

ادامه خواندن اولین تجربه در فیلمبرداری

اولین تجربه در سفر هوایی


داستان مربوط به سال ۱۳۶۱ است که اولین بار سوار هواپیما می شدم ، استفاده از چنین وسیله ای نه به این دلیل بود که تحول اقتصادی در زندگی ما اتفاق افتاده باشد ، بر عکس در شرایط پایان سربازی و قبل از اعزام به مأموریتی بنام “طرح خدمت در مناطق محروم گروه پزشکی” بودم و حکایت کفگیر و ته دیگ در جیب من کاملا” صادق بود.

طولانی بودن مسیر و نا امن بودن بعضی قسمت های راه زمینی ، هر مسافری را متقاعد می کرد حداقل هزینۀ یک سر بلیط هواپیما را به هر کیفیتی تأمین کند.

Aircraft

ادامه خواندن اولین تجربه در سفر هوایی

اولین تجربه در خرید خودرو


اولین خودرویی که خریدم ، یک ژیان دست دوم بود ، به دو دلیل آن را انتخاب کرده بودم ، اولا" تازه وارد بازار کار شده بودم و تنها ژیان مناسب توان مالی من بود ، ثانیا" می خواستم اول با یک خودروی ارزانتر دست فرمان خودم را بهتر کنم ، بماند که تا سال ها نتوانستم بهتر از پیکان داشته باشم ، هر چند در آن زمان پیکان  کعبه آمال بسیاری از ما بود و توان خرید ما به خودروهای خارجی موجود در بازار نمی رسید.

Zhiyan

ادامه خواندن اولین تجربه در خرید خودرو