بایگانی دسته: دسته‌بندی نشده

هزار کار می کنند که یک کار نکنند!

گاهی خلط مبحث می کنند و زمانی سفسطه می کنند ، دروغ می گویند ، راست می گویند ، تهدید می کنند ، درب باغ سبز نشان می دهند ، یک لحظه اخم می کنند و لحظه ای دیگر لبخند می زنند سپس نیشخند می زنند ، اول مهربان می شوند بعد پرخاش می کنند ، می خواهند منطقی باشند اما تابع هیچ منطقی نیستند ، در حالیکه احترام می کنند در همان حال بی احترامی هم می کنند ، زبان به اهانت می گشایند ، حمله می کنند ، حرفشون را پس می گیرند ، بجای شفافیت طرفدار پنهانکاری هستند ، بجای برنامه و حساب و کتاب روش هیئتی را دوست دارند ، به خیال خود رک گو هستند اما هیچوقت رک شنو نیستند ، انتقاد می کنند برای اینکه انتقاد نشوند ، خلاصه حاضرند هر کاری بکنند فقط حقیقت را نگویند!

ادامه خواندن هزار کار می کنند که یک کار نکنند!

حمایت یا تنبیه؟!

تنبیه بیمه شدگان خوش حساب!

آنان که در دوران اشتغال حقوق ماهانه بالاتر از میانگین دریافت می کردند و می توانستند سقف حق بیمه را پرداخت کنند ، امروز مستمری بگیر بالای سه میلیون تومان هستند.

چه کسانی حقوق بالاتر دریافت می کردند و می کنند؟

ادامه خواندن حمایت یا تنبیه؟!

بیخیال باش !

از کانال آبکنار ما بازدید فرمایید

از سیما بخشنده آبکنار

یک وقت‌هایی، باید خودت را به “بیخیالی” بزنی
بیخیال تمام آدم‌هایی که دوستت ندارند!
بیخیال تمام کارهایی کـه می‌خواستی بشود اما
نشد، بیخیال هرکس که امروز “وارد” زندگی‌ات
و فردا رفت! بیخیالِ تلاش‌های بی‌نتیجه‌ات

ادامه خواندن بیخیال باش !

شوخی با دوستان

از کانال آبکنار ما بازدید فرمایید

بس که شوخ طبع بود ، هر از گاهی با دوستانش یک سناریوی طنز اجرا می کرد.

او می گفت : پیاده از ماروزه بطرف آبکنار می آمدم که دیدم از دور یک نفر دوان دوان نزدیک می شود ، شتاب وی چنان بود که در نگاه  اول بنظر نگران کننده بود.

صبر کردم تا به هم رسیدیم و ایشان را بجا آوردم که در واقع یکی از دوستان خودم بود ، پس از سلام و علیک از من پرسید : در بین راه آقای فلانی را ندیدی؟

ادامه خواندن شوخی با دوستان

خواب شیرین

از کانال آبکنار ما  بازدید فرمایید

دیشب خواب دیدم چه خواب شیرینی دیدم

صبح زود بود ، رفتم کنار مرداب ، پاهایم از شبنم خیس شد ، تازه آفتاب از سمت ماروزه سر بر آورده بود ، سطح آب چنان صاف بود که گویی اصلا” آب نیست ، فقط کنار ساحل ، آب زلال یک موج آرامی داشت ، بچه ماهی های ریز در آن شنا می کردند ، چند تا چلچله دریایی (چیری) روی آب پرواز می کردند و صدای آن پرندگان و قورباغه های کنار ساحل و جیرجیرک ها تنها صداهایی بودند که آرامش کنار مرداب را خدشه دار می کردند.
هوس کردم یک سنگ به داخل مرداب پرتاب کنم ، با تمام توان سنگ را انداختم ، امواج دایره ای شکل و تو در تو منظره زیبایی برای من ساخت ، حیف که زود از خواب بیدار شدم !

عشق به وطن جایگزین ندارد

از کانال آبکنار ما بازدید فرمایید


❤️❤️❤️❤️❤️

 

عشق به سرزمین مادری با پول و امثالهم خریدنی نیست اما وقتی که نه دستت به جایی می رسد و نه پایت ، خودت را قانع می کنی با واریز وجهی که مقدار آن مهم نیست ، در آبادانی آن شریک باشی.

ادامه خواندن عشق به وطن جایگزین ندارد